فارسی
دوشنبه 06 بهمن 1399 - الاثنين 11 جمادى الثاني 1442

128
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

سر به فرمان او

 

در مسئله عبادت، آنچه مطرح است اين است كه بر تمام انسان‌ها واجب، لازم عقلى و شرعى است كه همچون تمام موجودات هستى، سر به فرمان او باشند و فقط از اوامر و نواهى آن حضرت، بى چون و چرا اطاعت كنند، و بندگى كسى جز او را ندانند، كه در عبادت او ظهور كمالات و استعداد حتمى، و در بندگى غير او هلاكت و شقاوت ابدى است.

تسليم امر و نهى او نبودن، كفر، شرك، زندقه و فسق، ضلالت و شقاوت مى‌باشد، در اين عبادت است كه سراسر ميدان حيات، مظهر فساد و افساد و فحشا و منكرات مى‌گردد.

انسان نبايد جز به عبوديت حق تن دهد، و خويش را كه گوهر گرانبهايى از خزانه خلقت است، چونان مرده به دست غسالانى كه سردمدار كفر و نفاقند دهد، كه تسليم غير او شدن، و به نوكرى و خدمت غير برخاستن، محصولى جز ذلّت در دنيا و آخرت ندارد.

بندگى حقيقى حق، نفى بندگى شيطان و اولياى شيطان است، و اسلام را از مسئله عبادت جز اين مقصودى نيست، كه در اين بندگى خير دنيا و آخرت لحاظ شده و آبادى امروز و فرداى انسان درنظر گرفته شده است.

نماينده ارتش ستمگر ساسانى، چون از نماينده سپاه اسلام علت محاصره ايران را سؤال مى‌كند، جواب مى‌شنود:

جِئْنا لِنُخْرِجُ الْعِبادَ مِنْ عِبادَةِ الْعُبَّادِ الى‌ عِبادَةِ اللَّهِ، وَمِنْ ضِيْقِ الدُّنْيا الى‌ سِعَتِها وَمِنْ جَوْرِ الْأَدْيانِ الى‌ عَدْلِ الْاسْلامِ.

«آمده‌ايم تا بندگان حق را از بندگى بندگان، بسوى بندگى حضرت رب درآورده، و از تنگناى دنيا به پهنه وسيع، و از بيداد فرهنگ‌هاى غلط به‌ عدالت انسان درآوريم».

امام باقر عليه السلام در بيان وظيفه انبيا و امامان، و سلحشوران جبهه حق عليه باطل مى‌فرمايد:

الدُّعاءُ الى‌ طاعَةِ اللَّهِ مِنْ طاعَةِ الْعِبادِ، وَالى‌ عِبادَةِ اللَّهِ مِنْ عِبادَةِ الْعِبادِ وَالى‌ وَلايَةِ اللَّهِ مِنْ وَلايَةِ الْعِبادِ .

«دعوت به اطاعت خدا و رهانيدن از طاعت بندگان، نجات ازبندگى بندگان و هدايت به عبادت حق، بيرون آودن از زمامدارى مردمان و قرار دادن ايشان در مدار ولايت اللَّه».

«إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ» .

«حكم فقط ويژه خداست، او فرمان داده كه جز او را نپرستيد. دين درست و راست و آيين پابرجا و حق همين است».

در حق حاكميت، آنچه مطرح است اين است كه فرماندهى بر تمام هستى‌بر حيات و شئون انسان‌ها، خاص حضرت اوست، چه آنكه جنابش مستجمع جميع صفات كمال، و غير او فاقد آن است و غير را با آن همه نقص و محدويت نرسد كه بر ديگران سلطه و حكومت داشته باشد، و براى جامعه انسانى تعيين نظام‌مقررات نمايد.

«إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ عَلَيْهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ» .

«حكم فقط ويژه خداست، [تنها] بر او توكل كرده‌ام، و [همه‌] توكل‌كنندگان‌ بايد به خدا توكل كنند».

«إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ يَقُصُّ الْحَقَّ وَ هُوَ خَيْرُ الْفاصِلِينَ».

«فرمان و حكم فقط به دست خداست، همواره حق را بيان مى‌كند و او بهترين داوران و جداكنندگان [حق از باطل‌] است».

«فَالْحُكْمُ لِلَّهِ الْعَلِيِّ الْكَبِيرِ» .

«پس [اكنون‌] داورى ويژه خداى والامرتبه و بزرگ است».

در حق اطاعت، آنچه مطرح است اين است كه تنها او بايد مطاع انس و جن باشد، و احدى را نرسد كه از غير او اطاعت نمايد.

چون حق اطاعت، در صحنه حيات، براى وجود مقدس او لحاظ شود، سعادت دنيا و آخرت تأمين مى‌گردد و خير دنيا و آخرت تحقق مى‌يابد.

دخالت در اين حق، از جانب هر كس باشد، عين شرك و مطيع غير حق، مشرك و فاسد و مفسد است. تمام انسان‌ها ملزمند از حضرت حق و آنان كه حق به اطاعت از آنان دستور داده اطاعت كنند و هر فرمانرايى جز او و امامانِ هدايت را از ميدان زندگى محو كنند، كه اطاعت از غير، مساوى با ذلّت دنيا و عذاب آخرت است.

«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ لا تُبْطِلُوا أَعْمالَكُمْ» .

«اى اهل ايمان! پيامبر را اطاعت كنيد و اعمالتان را [با تخلف از دستورهاى خدا و پيامبر، شرك، نفاق، منت گذارى و ريا] باطل مكنيد».

«قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْكافِرِينَ» .

«بگو: از خدا و پيامبر اطاعت كنيد. پس اگر روى گردانيدند [بدانند كه‌] يقيناً خدا كافران را دوست ندارد».

«وَ لَئِنْ أَطَعْتُمْ بَشَراً مِثْلَكُمْ إِنَّكُمْ إِذاً لَخاسِرُونَ» .

«و بى‌ترديد اگر بشرى مانند خود را اطاعت كنيد، يقيناً زيانكاريد».

«وَ إِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ» .

«و اگر از آنان پيروى كنيد، يقيناً شما هم مشركيد».

«وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنا وَ اتَّبَعَ هَواهُ وَ كانَ أَمْرُهُ فُرُطاً» .

«و از كسى كه دلش را [به سبب كفر و طغيانش‌] از ياد خود غافل كرده‌ايم و از هواى نفسش پيروى كرده و كارش اسراف و زياده‌روى است، اطاعت مكن».

در حق الوهيت، آنچه مطرح است اين است كه وجود مقدس اللَّه، كه مستجمع جميع صفات كماليه است، محبوب حقيقى و هميشگى انسان قرار گيرد، و انسان تمام شئون حيات و امور زندگى را، بر مبناى اسما و صفات او بسازد، و از تمام رذايل، آلودگى‌ها، پستى‌ها، پوچى‌ها و اسارت‌ها، چون حضرت او كه مبرّا و منزه است، مبرّا و منزه بماند، چنانچه در حديث نبوى آمده:

تَخَلَّقُوا بِاخْلاقِ اللَّهِ‌ .

«به صفات و خصال حضرت او، در سايه پيروى از دستورات و فرامينش، آراسته شدن به عبادات با معنا خود را زينت دهيد».

به مثل هم چون او كه به مؤمنين، رؤوف، رحيم، غفور و كريم است، شما هم همان خصال را نسبت به مؤمنان به كار بريد، و چون او كه در برابر كفار و سركشان همچون رعد، صاعقه و طوفان بنيان‌بركن است، شما هم آنگونه باشيد.

با معرفت به او عشق ورزيد، و در تمام صحنه‌هاى حيات از او درس بگيريد و نياز و حاجت خود را، به سوى او بريد، و بر معيار صفات جلال، جمال و كمال او حركت نماييد.

جز او هيچ جاندار و بى‌جانى در هر حيثيتى كه باشد، نمى‌تواند به عنوان معبود، معشوق، محبوب، اله و اللَّه تجلى كند، كه غير او فاقد نقيصه و جامع كمالات نيست.

«إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِيمُ».

«و خداى شما خداى يگانه است، جز او خدايى نيست، رحمتش بى‌اندازه و مهربانى‌اش هميشگى است».

«وَ لا تَجْعَلُوا مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ إِنِّي لَكُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ مُبِينٌ» .

«و با خدا معبودى ديگر قرار ندهيد، يقيناً من از سوى او بيم‌دهنده‌اى آشكارم».

«لا تَجْعَلْ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ فَتَقْعُدَ مَذْمُوماً مَخْذُولًا» .

«با خدا معبودى ديگر قرار مده كه [نزد شايستگان‌] نكوهيده و [در دنيا و آخرت‌] بى‌يار و ياور شوى».

آرى! حقِّ ولايت، با آن وجود مقدسى است كه قرآن مجيد درباره او مى‌فرمايد:

«وَ كانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْ‌ءٍ مُحِيطاً» .

«و خدا همواره بر هر چيزى احاطه دارد».

«وَ هُوَ اللَّهُ فِي السَّماواتِ وَ فِي الْأَرْضِ» .

«و او در آسمان‌ها و در زمين، خداست».

«هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ» .

«اوست اول و آخر و ظاهر و باطن، و او به همه چيز داناست».

«كُلُّ شَيْ‌ءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ» .

«هر چيزى مگر ذات او هلاك شدنى است».

«وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ» .

«و او با شماست هرجا كه باشيد».

«وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ» .

«و ما به او از رگ گردن نزديك‌تريم».

«ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ» .

«آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمين است، فقط در سيطره مالكيّت و فرمانروايى خداست».

«أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ» .

«آگاه باشيد كه آفريدن و فرمان [نافذ نسبت به همه موجودات‌] مخصوص اوست».

 

 


منبع : پایگاه عرفان
  • حق
  • خداوند
  • خداى مهربان
  • فرمان
  • تسليم امر
  • 128
    0
    0% (نفر 0)
     
    نظر شما در مورد این مطلب ؟
     
    امتیاز شما به این مطلب ؟
    اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

    آخرین مطالب

    امان از طمع!
    خدا برات جبران می کنه!؟
    چادرت را سفت بچسب
    ام ابیها
    حجاب، قانون الهی
    سبّ و ناسزا
    معمولی نباش!
    برگ درختان سبز در نظر هوشیار ...
    الگوی امام زمان(عج)
    دستگیرهٔ نجات ما در قیامت

    بیشترین بازدید این مجموعه

    قرآن مجيد و مفاهيمش
    تشبيه لطيف از دوست حقيقى‏
    سرقت‏
    حق خدا
    ارزش خاک حرم ائمه بقیع (ع)
    مهربانی خدا

     
    نظرات کاربر
    پر بازدید ترین مطالب سال
    پر بازدید ترین مطالب ماه
    پر بازدید ترین مطالب روز

    گزارش خطا