فارسی
پنجشنبه 08 خرداد 1399 - الخميس 5 شوال 1441
  1743
  0
  0

قرآن در کلام امام علی (ع)

 
قرآن در كلام على (عليه السلام)
« اين قرآن كريم است كه به نام نبى بزرگ و آيين او در پيش روى ما قرار دارد .چراغ فروزانى است كه در تاريكى جهل ، نور راه گم گشتگان و هادى گمراهان است . در اين نظام متين و استوار و ناموس شريف الهى كژى و كاستى نيست .حلال را بيان مى كند و حرام را توضيح مى دهد ، از واجبات سخن مى گويد و از حقايق برنامه ها پرده برمى دارد . ناسخ را از منسوخ ، ويژه را از ناويژه نشان مى دهد ، گاهى به داستان هاى گذشته مى پردازد و گاهى از گم شدگان قرون قبل حكايت مى آورد . حديث فرسوده ملوك ظالم و فرمانروايان قلدرى ، كه چندى بر جهان حاكم بوده اند و در عين كاميابى به ناكامى از جهان رخت بربستند را تازه مى سازد ، و جملات نيكويش را با شهادت تاريخ و پندهاى عبرت انگيز همراه كرده و غفلت زدگان را از مستى لذت ها و رؤياهاى نادانى به هوش مى آورد . قرآن عظيم ، به دردهاى زمان زندگى درمان مى بخشد و بر جراحت هاى مهلك قلب مرهم شفا مى گذارد . قرآن مجيد از هر درى سخن گفته تا آنجا كه كلمه اى ناگفته نگذاشت ، گذشته ها را به ياد آورد چندان كه حادثه اى را فراموش ننمود ، آينده مرموز بشريت را به سعادت و سلامت تضمين كرد ، در صورتى كه فرمان وى را بپذيرند و راه خوشبختى را از وى بجويند »(1) .اين بود قسمتى از سخنان اميرمؤمنان على (عليه السلام) در اطراف سازندگى قرآن ، كه در كتاب ارزشمند « نهج البلاغه » نقل شده است ; ولى عمل به اين كتاب الهى و منبع فيض آسمانى ، از ياد ملت هاى اسلامى رفته ، چنانچه خود و زندگى را مدت هاست فراموش كرده اند .مغرب زمين اگر متديّن به دين اسلام نيست ; ولى دقيقه اى از فعاليت هاى علمى و انديشه اى فروگذار نمى كند ، اگر چه عاقبت با تمدن منهاى دينش نابود مى شود ; ولى اكنون بر اثر مجاهدت هاى علمى ، بر ملت ها فائق آمده است . حداقل اگر ملت اسلام به آيات علمى ، فرهنگى ، سياسى ، اجتماعى و اخلاقى در قرآن عمل مى كردند ، از زير زنجير فرهنگ خفت بار آنان راحت مى شدند .
 
مقاصد برتر قرآن مجيد
هدفى را كه قرآن دنبال مى كند عبارت است از : تربيت فرد و جامعه ، تكميل قواعد عقلى ، شكوفايى استعدادات فكرى ، انهدام زنجير خرافات ، ننگ هاى اجتماعى ، ابطال تقليدهاى كوركورانه ، نيرومند ساختن قوّه روح و آماده نمودن انسان به ادراك معانى حقيقى ، مواعظ حسنه و تحصيل و رشد در مدرسه خداپرستى ; ولى شاگردان اين مدرسه مدت هاست گريخته اند و هم اكنون مهمترين مانع بازگشت آنان ، استعمار فكرى است كه به آنها اجازه برگشت نمى دهد ! !
 
مذمّت تقليد
قرآن مجيد و احكام نورانى آن ، دشمن تقليد كوركورانه و موانع تعقل و تفكر است ، قرآن كريم مقام شامخ دانشمندان و فضيلت تحصيل علم و بيدارى را با نيكوترين راه بيان فرموده است .
 
امثال و حكم
اين كتاب با امثال و حِكَم ، طُرق مستقيم سعادت و نيك بختى و منازل با شكوه انبيا و پرهيزكاران را به مردم نشان داد ; تا از او درس فضيلت گيرند و وجود خود را با عمل به آيات آن بياراند . اگر به اين كتاب عمل مى شد آيا جامعه اسلامى همان عزت و سرفرازى صدر اول اسلام را نداشت ؟
 
اوصاف شخصى و اجتماعى
قرآن مجيد براى بخشيدن يك نظام عالى به انسان ، دروغگويى ، دزدى ، كينه توزى ، رباخوارى ، دورويى ، رشوه ، غيبت ، تهمت ، خيانت ، ظلم ، تجاوز ، بدبينى ، زنا ، شرابخوارى ، قماربازى ، ناسزاگويى ، چشم چرانى و ديگر كردارهاى ناپسندى كه به حال فرد و جامعه مضر است را حرام كرده است .قرآن مسلمين را به رعيت پرورى و دستگيرى ، ايمان و دوستى ، احسان و عدل ، مروت و شجاعت ، شرف و ترس از عذاب الهى ، زهد و پرهيزكارى و كسب معارف و زيور معنوى در تحت فلسفه ناپايانى تشويق كرده است . آيا وضع جوامع اسلامى امروز مطابق با حلال و حرام قرآن است ؟آيا انحطاط جامعه ، سزاى اين كناره گيرى از قرآن مجيد نيست ؟ !
 
تشويق به كسب علم
قرآن مجيد مبادى علوم و فنون ، مجهولات بشر و اسرار توحيد ، مبدأ و معاد و مقصد و مقصود را در سوره هاى گوناگون به زبان حكايات و آيات و بيان ادله و براهين ، روشن و واضح نموده است و انسان بايد بداند كه كتاب آسمانى اسلام عالى ترين ميزان و ترازوى شناخت حقايق است .
 
عزت در سايه قرآن
امام ششم (عليه السلام) مى فرمايد :« قرآن مجيد را نيكو فرا گيريد ; چرا كه در آن نيكوترين حديث است ، در آياتش فكر و انديشه كنيد ; چرا كه آن بهار دل هاست و به نور آن بهبودى جوييد ; چرا كه بهبوددهنده درون سينه هاست . آن را نيكو تلاوت كنيد ; زيرا گواراترين و شيرين ترين داستان هاست »(1) .قرآن مجيد امر كننده و بازدارنده ، ساكت و گويا ، حجت خداى متعال است كه پيمان محكم خود را از شما درباره آن گرفته و نفوس شما را در گرو آن قرار داده است ، و به وسيله آن نور خود را تمام و آيين مقدسش را تكميل كرده است . پروردگار متعال پيغمبر خود را از دنيا ميراند ; در حالى كه خلق را از احكام هدايت بخش قرآن سرشار كرد .در پرتو مقدس قرآن بود كه اعراب جاهل ، دانا گشته و توفيق تشكيل مدينه فاضله را يافتند و به تمدن و ترقى رسيدند . قرآن راهنماى پرهيزكاران و مشعل فروزان نابينايان و رهبر جويندگان و خواهندگان راستى ، درستى و يكتاپرستى مى باشد .بى ترديد امروز مسلمانانى كه در تمام زمينه ها ، نظم خود را از دست داده اند مى توانند در سايه برگشت به اين كتاب با عظمت ، عزّت گذشته را باز يابند و گرنه بدون عمل به برنامه هاى كتاب خدا ، همچنان در همين بدبختى خواهند ماند .
 
عمل و پاداش
كتاب الهى كه بر دو پايه محكم يكتاپرستى و پاداش عمل در روز قيامت استوار است ، حق انسان ها را ادا كرده و در ترويج معارف و فرهنگ حقيقى و انهدام بناى شهوت پرستى و لذايذ ممنوع ، كوشش فراوانى نموده است . اين مردم مسلمانانند كه بايد آن را دليل و راهنماى خود قرار دهند ، تا در سايه عمل به آن برترى يافته و سعادت دنيا و آخرت خود را تأمين نمايند .قرآن مجيد با تعاليمش ، شادمانى ، نشاط و مسرت فراوانى در قلوب آدميان ، بويژه پيروان حق و پروانگان شمع هدايت ، وارد مى كند و با قوانين جالب و ريشه دارش ، انسان را به پيمودن راه واقعيات تشويق و تحريص مى نمايد .
 
از كتاب الهى پيروى كنيد
قرآن يعنى: اسلام و ايمان ، و اسلام و ايمان يعنى: قرآن ، آنان كه ادعاى مسلمانى مى كنند اگر رفتار و كردارشان ، و آراء و عقايدشان مطابق با قرآن نباشد ، آيا اين ادعا از آنان پذيرفته است ؟آرى ! كسانى كه دم از اسلام مى زنند و مرتكب انواع و اقسام كارهاى نامشروع و خلاف انسانيت مى شوند ; افرادى هستند كه از گلستان قرآن گلى نچيده و حتى بويى نبرده اند . روشن است كه ادعاى مسلمانى و ديندارى ، عقلاً و شرعاً ، از آنان پذيرفته نيست و اينان همان كسانى هستند كه رسول خدا (صلى الله عليه وآله) در مورد آنها فرمود : روز قيامت قرآن مجيد دشمن آنان و جايگاهى جز جهنم در آن عرصه نخواهد داشت .
 
يك روايت
از امام ششم (عليه السلام) نقل شده است كه فرمود :« پيروان ما كسانى هستند كه مانند ما عمل و رفتار كنند ، نه آن كه رفتارشان مخالف با رفتار ما باشد آنگاه خود را به ما نسبت دهند ما از اين گروه و طايفه بيزاريم »(1) .راستى عمل آن بزرگواران چيست كه امام صادق (عليه السلام) ما را به گزينش آن دستور داده است ؟ آيا عمل آن حضرت و ساير اهل بيت (عليهم السلام) غير از عمل به قرآن كريم است ؟ اگر با دقت بنگريم مدنيت واقعى ; همان ديندارى و عمل به احكام قرآن است و تمدن حقيقى ; همان بيرون آمدن از قيد اسارت و خلاص شدن از زندان استعمار و ننگ گناه و خطاكارى است .
 
شكوفايى استعدادها
پيروى از قرآن مجيد استعدادها را هر چه بيشتر شكوفا كرده ، و قواى انسانى را در راه خير و صلاح تقويت مى نمايد . هم آنچه در سايه آگاهى ، مسخر آدمى مى گردد ، در راه كمال و امنيت به كار مى رود و هم انسان از سلامت دنيا و آخرت برخوردار مى شود . اين همان راه ريشه دارى است كه قرآن ، در سوره « اسراء » بدان اشاره كرده و مى فرمايد :( إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدِى لِلَّتى هِىَ أَقْوَمُ ) . قرآن مجيد كتاب راهنمايى براى انسان هاست ، كتابى است كه آيات آن مانند امواج نور و نسيم هوا ، در قرون متوالى و در ميان جوامع بشرى ، در تمام فواصل شب و روز در حركت است ، انسان بايد چشم باز كند و جهاز تنفس معنوى و روحى را در معرض نسيم پاك آن قرار دهد .اين بود شمه اى از واقعيات قرآن كريم و گوشه اى از انوار درخشان كتاب الهى ، كه روزگارى ملت اسلام در اثر توجه به آن ، پيشرو تمام برنامه هاى مادى و معنوى بودند ، و امروز بر اثر عدم توجه به دستورات آن افسرده و پريشان و دنباله رو مشتى مسيحى و يهودى ، در تمام زمينه هاى زندگى هستند ! ! و عجيب تر اين كه با داشتن قرآن ، آرزوى رسيدن به احوالات آنان را دارند ، آنان كه جز سوق به نيستى و نابودى و هلاكت و سقوط در عالم نمى توانند ثمر ديگرى داشته باشند .
تقليد كوركورانه هرگز
دورى از قرآن ، و تقليد از فرهنگ ضد انسانى قرن بيستم ، عين نادانى است .تصوير انسان هاى به اصطلاح متمدن قرن بيستم ، بويژه آنهايى كه در غرب زندگى مى كنند ، اين است كه :ابتدا بايد چيزهاى لازم را تحصيل نمايد ، بعد به نيازمندى هاى فوق العاده بپردازد ، بعد نوبت لذت ها و كامرانى ها مى رسد ، سپس ثروت هاى زياد و به دنبال آن ، اشخاص را مى خواهد كه به او خدمت كنند ، چنين انسانى يك ساعت استراحت و آسايش ندارد ، و عجيب تر از همه اين كه هر چه وسايل آسايش و راحتى آسانتر و فورى تر در اختيار قرار گيرد ، تمايلات او زيادتر شده و چيزى در اين جهان يافت نمى شود ، كه بتواند رضايت او را جلب نمايد ، به طورى كه پس از مدت ها فعاليت و كشمكش ، و پس از اين كه ميليون ها ثروت را بلعيد و بسيارى از مردمان را ناراحت ساخت ، فكرش به جاى بالاتر رفته و براى اين كه خودش صاحب دنيا شود ، مى خواهد همه را قتل عام كند . اين است يك تابلوى حساس و واقعى از يك انسان حقيقى كه مى خواهد جامعه اى متمدن را تشكيل بدهد(1) .
 
انسان قرن بيستم
آقاى « ادوارد كندى » سناتور بزرگ ممالك متحده آمريكا ، در يكى از مقالات مهم خود ، از تابلوى حساس مزبور، درباره انسان غربى قرن بيستم چنين پرده برمى دارد :« نبايد در مورد اثرات وخامت بار تحولات اخير ، بر مردم هند و چين اشتباه كنيم . همچنان كه خشنونت ادامه مى يابد و بمباران تصاعد بيشترى پيدا مى كند ، بحران مردم هند و چين هم ، پيوسته رو به افزايش است . مصيبت روى مصيبت پديد مى آيد ، كودكان بيشترى يتيم مى شوند و زنان و مردان و اطفال بيشترى آواره مى گردند ، و هزاران تن ديگر نيز يا مجروح يا معلول و يا كشته مى شوند ، و بار ديگر بر تعداد قربانيان آمار ديگرى افزوده مى شود كه شماره آن از چند ده ميليون مى گذرد ، و آن هم به خاطر چند جمله اى است كه در موافقتنامه ( موافقتنامه صلح آمريكا ، هند و چين ) بر سر آن اختلاف است . درست است كه طرف مقابل نيز در عمليات تعرضى خود ، خشونت نشان مى دهد ; اما اين خشونت نمى تواند ما را از وظيفه اى كه در برابر كاهش سطح خشونت جنگ نسبت به غير نظاميان داريم معاف نمايد .مردم آمريكا اين انتظار را از دولت خودشان دارند ، با اين وجود از سال 1965 تاكنون كشور آمريكا 5/7 ميليون تن بمب بر سر مردم « هند » و « چين » فرو ريخته است كه قسمت عمده آن طى چهار سال حكومت « نيكسون » بوده است . اين مقدار بمب ، يازده برابر مقدارى است كه ما بر سر مردم « كره » فرو ريخته ايم و سه برابر ، بيشتر از ميزانى است كه طى جنگ دوم جهانى به كار برده شده است . دست كم يك ميليون تن بمب ، از ماه ژانويه سال گذشته به بعد ، در هند و چين به كار برده شده است .هرگز نمى توان قبول كرد ، آنچنان كه فرماندهان نظامى ما مى گويند ، اين بمباران ها به مردم غير نظامى اثر چندانى نداشته باشد . مشكلاتى كه براى مردم هند و چين بار آورده ايم ، تا سال هاى سال برايشان كافى است ، اما در سال 1972 مردم « هر دو پاره » و « ويتنام » صرف نظر از « لائوس » و « كامبوج » شديدترين ضربات جنگ را تحمل كرده اند ، در كامبوج و لائوس هم ضايعات جنگ رو به افزايش است .در ويتنام شمالى با توپخانه و بمب هاى ما ، تنها سلاح مرگ و ويرانى است كه ده ها هزار تن از غير نظاميان كشته يا مجروح شده اند .ويتنام جنوبى هم از اين بلاها بركنار نبوده است ، نزديك به دو ميليون آواره در آن سرزمين وجود دارد(1).و همچنين تلفات غير نظاميان به 200 هزار تن رسيده است ، و بنابر آمارى كه در « سناى آمريكا » وجود دارد كه ميانگين يك چهارم قربانيان و زخمى ها كودكان زير 12 ساله هستند و نيمى از قربانيان زنان و كودكانند . ( اف بر اين آدمخواران غربى و مسيحى قرن بيستم ) .ميزان مصايب و شكنجه هاى مردم ويتنام ، خارج از تصور و ارزيابى است و به دشوارى مى توان اثرات وخامت بار اين جنگ را بر ويرانى كانون هاى خانوادگى ، و نابودى اصول زندگى و اجتماع ويتنامى برآورد كرد .ميليون ها نفر از مردم هند و چين كه از قتل و كشتار جان به لب شده اند ، براى صلح و رهايى از بمباران و قتل عام ، فرياد مى كشند و استمداد مى طلبند و ما بايد اين فريادها را پاسخ دهيم . ( تاكنون كه سردمداران حكومت آمريكا بر احدى رحم نكرده اند . ) جنگ هند و چين سال هاست كه با مردم آمريكا همراه است و مردم اين سرزمين ، نه تنها از اين جنگ خسته اند ; بلكه خستگى بيشتر آنها از وعده ها و شعارهايى است كه براى پايان آن شنيده اند .
1 ـ به وسيله همين آمريكا و دوستانش نيز نزديك به دو ميليون آواره مسلمان به خاطر گروهى يهودى در بيابان هاى خاورميانه عربى وجود دارد كه حتى از وسايل اوليه زندگى محرومند .آنها از اين خسته اند كه مى بيند سربازان آمريكايى را از ويتنام بيرون مى آوريم ، ولى در تايلند و آب هاى اطراف ويتنام سر در مى آورند و هواپيماها و كشتى هاى جنگى ما دوباره ، كار كشتار و بمباران را ادامه مى دهند »(1) .كشورهاى صنعتى و منفعت طلب ديگرى مانند : انگلستان ، فرانسه ، بلژيك و در شرق زمين مانند روسيه و ساير كشورهاى مادى و صنعتى نيز ، از نظر جنايت و آدمخوارى ، كشتار ، غارت و يغماگرى كمتر از ممالك متحده نيستند ! ! فرزندان گمراه زمين ، سال هاى دراز به دنبال كيمياى سعادت ديده بر معجزات صنعت و مخلوقات فكر و انديشه خود دوختند و تا جايى پيشرفتند كه از مصنوعات علم و دانش خود ، بت هاى تازه اى براى پرستش و عبادت به وجود آوردند و احتياج و نياز به مصرف را ، تا سر حد اسارت درآوردند .با اين حال اكنون در اوج تمدن و فرهنگ فنى و صنعتى ، سرخورده و سودا زده ، به اين حقيقت اعتراف مى كنند كه راه خوشبختى ، صلح و رفاه ، از سوى ديگرى است . بشريت در حالى كه به غنى ترين دستاوردهاى علمى و فنى ، براى رفع نيازمندى هاى مادى خود ، مجهز شده است ; اما همچنان در كمبود خوشبختى و سعادت واقعى بسر مى برد ، و به اين واقعيت رسيده است كه براى رسيدن به خوشبختى حقيقى ، تنها اين مقدار كمال در علم و دانش كفايت نمى كند(1) .آن وضع خونخوارى قلدران قرن بيستم ، و اين اعتراف بشر متجدد ، در عدم دستيابى به خوشبختى حقيقى ، آيا براى اهل قرآن كه به خاطر كناره گيرى از قرآن به نهايت درجه انحطاط و پستى رسيده اند ، وقت بازگشت به قرآن نرسيده است ؟ ! !در هر صورت اين همه قتل ، دزدى ، حق كشى ، مسموميت ها ، راهزنى ها و مجازات هايى كه براى ارتكاب جنايت ها مى شود ، براى حفظ سرمايه دارى و مالكيت ( بر جهان ) است ، و هرگز براى كشته شدن كسى كه بى جهت در ميان اين قوانين غلط از بين رفته ، كسى يك قدم جلو نگذاشته است.

بر گرفته از کتاب بر بال اندیشه

  1743
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    عید فطر و نقش آن در تحولات فردی و اجتماعی
    وداع با ماه مبارک رمضان
    نمونه‌هایی از آسان‌گیری در دین
    نمونه‌هایی از آسان‌گیری در دین
    نمونه‌هایی از آسان‌گیری در دین
    قضا نشدن نماز ها با این راه حل
    قضا نشدن نماز ها با این راه حل
    گام‌های چهار‌گانه رستگاری
    اسرار زیارت امام رضا (ع)
    رمضان، فرصتی برای سیر و سلوک

بیشترین بازدید این مجموعه

      شکر گزاری در قرآن
      رابطه شفاعت با مقام معنوى مؤمنان
      فتنه خوارج در شهادت حضرت علی علیه السلام
      نوروز پاکان
      اسرار زیارت امام رضا (ع)
      ضعف‌ های خواص عصر امام حسین علیه السلام
      حضور امام حسین(ع) بر بالین شیعیان هنگام مرگ و عالم برزخ
      ترسیمی از چهره ها در سوره یس
      افزایش رزق و روزی با نسخه‌ امام جواد (ع)
      قضا نشدن نماز ها با این راه حل

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز