فارسی
چهارشنبه 29 خرداد 1398 - الاربعاء 15 شوال 1440
  5291
  1
  0

خلقت آدم و حوا و نسل آنان‏

 

 

منابع مقاله:

کتاب   : تفسير حكيم جلد هشتم

نوشته  : حضرت آیت الله حسین انصاریان

 

آنچه به طور صريح از آيات قرآن مجيد و معارف حقّه اهل بيت و كتاب هاى علمى مورد اعتماد در زمينه خلقت آدم و حوا استفاده مى شود، اين است كه خداوند، با اراده و قدرت و علم و حكمت بى نهايتش از خاك زمين پيكرى را صورت گرى كرد، و به او شكل لازم را مرحمت فرمود، و با نفخه الهى اش در آن پيكر روح دميد، و از همان خاك همسرش را به وجود آورد و مرد و زنى به نام آدم و حوا با خلقتى آراسته و متعادل و ظاهر و باطنى در گردونه احسن تقويم در اين جهان هستى در روى زمين ظهور كردند، و هر دو مبدء و منشأ همه مردان و زنان تا قيامت شدند، و اين مسئله هيچ اعجابى در كنار قدرت حضرت حق ندارد، زيرا هر نوعى از موجودات زنده و هر نوعى از گياهان به همين صورت منشأ و مبدء اوليه اى از يك نر و ماده داشتند كه به دست قدرت حق آفريده شدند و موجب تكثير نوع خود در خيمه حيات شدند.

پس از به وجود آمدن نر و ماده اوليه كه بدون سابقه نر و ماده ديگر بودند و مستقيماً به قدرت حق به وجود آمدند نسلشان بعد از ازدواج آن دو با نطفه يا تخم گذارى يا رسيدن گرده ماده به نر به وجود آمدند و صحنه شگفت انگيز انواع موجودات را تشكيل دادند.

اين كه خداوند قدير در آيه 59 سوره مباركه آل عمران مى فرمايد:

إِنَّ مَثَلَ عِيسى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ.

يقيناً داستان چگونگى آفرينش عيسى نزد خدا مانند داستان آدم است كه پيكر او را ابتدا از خاك آفريد سپس به او فرمود: موجود زنده باش پس بى درنگ موجود زنده شد، براى اين است كه به همه مردم بفهماند قدرت من اين اقتضا را دارد كه فردى مانند عيسى را بدون وجود پدر بيافرينم و اين تعجبى ندارد، كه آدم را بى سابقه داشتن پدر و مادر از خاك به صورتى آراسته ساختم سپس با فرمان وجودى كن او را به شكل موجودى زنده درآوردم، اين كه به وجود آمدن عيسى را بدون پدر مثل به آدم زده بسيار بسيار روشن است كه آدم اولين نوع از جنس ما انسان هاست كه بدون تكيه به يك نر و ماده و بلكه به صورت مستقيم از خاك صورت گرى شده و سپس با دميده شدن روح در او به گردونه حيات درآمده است، و بنابر جمله ملكوتى و خلق منها زوجها همسر او حوا نيز مانند او از خاك پاك يعنى همان خاك و گوهرى كه آدم از او به وجود آمد به وجود آمده است، نهايتاًبايد به قول اميرمؤمنان گفت: «1» عنصر اوليه وجود مرد و زن يك عنصر مركب است كه خداوند در قرآن مجيد از آن تعبير به طين نموده است.

إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ طِينٍ فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ: «2»

ياد كن هنگامى كه پروردگارت به فرشتگان گفت: همانا من بشرى از گل خواهم آفريد، پس زمانى كه اندامش را درست و نيكو قرار دادم و از روح خود در او دميدم براى او سجده كنيد.

در سوره مباركه آل عمران آيه 49 مى خوانيم كه عيسى از قدرت معنوى خود به بنى اسرائيل جهت تصديق نبوتش خبر مى دهد و در بخشى از گفتارش اعلام مى كند.

أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِ اللَّهِ ....

من از گل زمين براى شما پيكرى مانند پرنده نظام مى دهم و در آن مى دمم كه به اراده و مشيت خدا پرنده اى زنده و قادر به پرواز مى شود.

جائى كه به راحتى مى توان از طريق قرآن كه كتابى سراسر حق است و هيچ ريب و باطلى در آن راه ندارد پذيرفت كه انسانى والا و پيامبرى ملكوتى در سايه اذن خدا اين قدرت را دارد كه گل را به صورت مجسمه اى در شكل يك پرنده درآورد سپس با دم خود او را با همه اعضاى لازم زنده كند و به پرواز دهد، چه جاى حرف و رد و ايراد و اشكال در خلقت آدم به قدرت بى نهايت خدا است؟!

آرى اراده و علم و حكمت و بصيرت و قدرتش اقتضا نمود كه از خاك زمين و از عنصر واحده مرد و زنى را بى سابقه داشتن پدر و مادر بيافريند و آنان را مبدء و منشأ به وجود آمدن ميلياردها مرد و زن قرار دهد.

اين كه بعضى از مذهبى هاى درس خوانده جمله إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ «3» را به اين صورت معنا كرده اند كه پيش از آدم ابوالبشر آدميانى ديگر بودند كه از نظر عقل و خرد به شدت در ضعف به سر مى بردند، و شايسته تكليف و مسئوليت نبودند و آدم به عنوانى موجودى عاقل و شايسته مسئوليت از ميان آنان برگزيده شد حرفى نادرست و خلاف قرآن و چيزى شبيه نظريه تبدل انواع داروين يهودى است، و نشان از خودباختگى در برابر فرهنگ مادى غرب است، شما اگر لغت اصْطَفاكِ* را در آيات قرآن مجيد دقت كنيد داراى معناى معنوى و گزيدن بر اساس ارزش هاى عقلى و دينى است.

به ويژه اين كه در آيه ى شريفه از نوح و آل ابراهيم و آل عمران نام برده شده، كه ما را بيشتر به اين حقيقت توجه مى دهد كه مقام اصطفاء مقامى صد در صد معنوى است و قطعاً نوح و آل ابراهيم و آل عمران از ميان موجوداتى بى عقل شبيه به انسانها برگزيده نشده اند.

اى كاش بعضى از دانشمندان چه در شرق چه در غرب كه متكى به آراء خود و ديگران اند زحمت تحصيل معرفت به خدا را به خود هموار مى كردند، و سپس به كتاب سالم و دست نخورده او قرآن كه هدايت گر به سوى حقايق آفرينش و امور معنوى است مراجعه مى نمودند و با بكار گرفتن عقل و انصاف امور مربوط به هستى و آفرينش و مسائل مربوط به تربيت و ادب را از اين كتاب به دست مى آوردند، و به آسانى و روشنى واقعيات را تحصيل مى نمودند.

اينك نگاه درياى علم و بينش، نخبه ى آفرينش، حكمت محض، بصيرت خالص، روح و جان پيامبر، محبوب محبان، چراغ قلب عارفان، مولاى موحدان حضرت اميرمؤمنان را به آفرينش انسان در خطبه ى اول نهج البلاغه ملاحظه كنيد:

«ثُمَّ جَمَعَ سُبْحانَهُ مِنْ حَزْنِ الْاءَرْضِ وَ سَهْلِها، وَ عَذْبِها وَ سَبَخِها، تُرْبَهً سَنَّها بِالْماءِ حَتّى خَلَصَتْ، وَ لا طَها بِالْبَلَّهِ حَتّى لَزُبَتْ، فَجَبَلَ مِنْها صُورَهً ذاتَ اءحْناءٍ وَ وُصُولٍ وَ اءعضاءٍ وَ فُصُولٍ. اءجْمَدَها حَتّى اسْتَمْسَكَتْ، وَ اءَصْلَدَها حَتّى صَلْصَلَتْ، لِوَقْتٍ مَعْدُودٍ، وَ اءَجَل مَعْلُومٍ.

ثُمَّ نَفَخَ فِيها مِن رُوحِهِ فَمَثْلَتْ انْسانا ذا اءَذْهانٍ يُجِيلُها، وَ فِكْرٍ يَتَصَرَّفُ بِها، وَ جَوارِحِ يَخْتَدِمُها، وَ اءَدَواتٍ يُقَلَّبُها، وَ مَعْرِفَهٍ يَفْرُقُ بِها بَيْنَ الْحَقِّ وَالْباطِلِ وَالْاءَذْواقِ وَالْمَشامِّ وَالالْوانِ وَالْاءَجْناسِ، مَعْجُونا بِطِينَهِ الالْوانِ الْمُخْتَلِفَهِ، وَالْاءَشْباهِ الْمُؤ تَلِفَهِ، وَالاضْدادِ الْمُتَعادِيَهِ وَالاخْلاطِ الْمُتَبايِنَهِ، مِنَ الْحَرِّ وَالْبَرْدِ، وَالْبِلَّهِ وَالْجُمُودِ، وَالْمَساءَةِ وَالسُّرُورِ ...»

سپس خداوند سبحان از قسمت هاى سخت و نرم، و شيرين و شور زمين خاكى را جمع كرد و بر آن آب پاشيد تا پاك و خالص گرديد، آنگاه آن ماده ى خالص را با رطوبت آب به صورت گل چسبنده در آورد، سپس از آن گل صورتى پديد كرد داراى جوانب گوناگون و پيوستگى ها، و اعضاى مختلفه و گسيختگى ها، آن صورت را خشكانيد تا خود را گرفت و محكم و نرم ساخت تا محكم و سفالين شد، و آن را تا زمان معين و وقت مقرر به حال خود گذاشت سپس از نفخه خود بر آن ماده شكل گرفته دميد تا به صورت انسانى زنده در آمد، داراى اذهان و افكارى كه در جهت نظام حياتش بكار گيرد و اعضائى كه به خدمت در آورد، و ابزارى كه زندگى را بگرداند، و معرفت و شناختى كه ميان حق و باطل را تميز دهد، و مزه ها و بوها و رنگ ها و جنس هاى گوناگون را از هم بشناسد، در حالى كه اين موجود معجونى بود از طينت رنگ هاى مختلف و همسان هائى نظير هم، و اضدادى مخالف يكديگر و اخلاطى متفاوت با هم، از گرمى و سردى و رطوبت و خشكى و ناخوشى و خوشى.

حوا همسر آدم هم بنا بر جمله وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها به صورتى كه آدم آفريده شد به وجود آمد، اين حقيقتى است كه در روايات هم به طور صريح به آن اشاره شده است:

«عن الباقر (ع) انها خلقت من فضل طينة آدم عند دخوله الجنة:» «4»

از حضرت باقر (ع) روايت شده: حوا از اضافه ى گلى كه آدم از آن آفريده شد ساخته شد و اين هنگام ورود آدم به بهشت بود.

رواياتى هم در برخى از كتاب ها آمده كه حوا از دنده چپ آدم آفريده شده كه اينگونه روايات مخالف با متن آيه شريفه و در تضاد با روايات استوارى است كه آفرينش حوا را از اضافه ى گل آدم مى داند، بنابراين روايات مقبولى نيست و چه بسا ساخته ى بازرگانان حديث و برگرفته از افسانه هاى يهود باشد، يك بار ديگر به متن آيه دقت كنيد: خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها شما را از عنصر واحده آفريد و زوج را نيز از همان عنصر پديد آورد.

در تأييد اين معنا و اين برداشت درستى كه از آيه ى شريفه مى شود به روايت زير دقت كامل بنمائيد:

عمرو بن ابى المقدام از پدرش روايت مى كند كه گفته است از حضرت باقر (ع) پرسيدم خداوند حوا را از چه چيز آفريد؟ فرمود اين مردم در اين مسئله چه مى گويند؟ گفتم: مى گويند خداوند او را از دنده اى از دنده هاى آدم آفريد، فرمود: دروغ مى گويند، آيا خداوند از آفريدن حوا از غير دنده آدم ناتوان بود؟!

گفتم پسر پيامبر فدايت شوم حوا را از چه چيز آفريد فرمود پدرم زين العابدين از پدرش روايت كرد كه رسول خدا فرمود: خداوند مشتى خاك برگرفت، و آن را با دست قدرتش به هم آميخت و آدم را از آن آفريد، بخشى از آن اضافه آمد پس حوا را از آن وجود به وجود آورد.

 

نسل آدم و حوا

اراده حضرت حق در توليد نسل از يك نر و ماده به وسيله ى نطفه تحقق مى يابد، ولى بايد دانست كه اين آفرينش از نطفه ى پس از آن صورت گرفت كه يك مرد و يك زن از اين نوع را بى سابقه نر و ماده اى از گل آفريد و آن آدم و بعد از او حوا بود.

بر اساس آيه مورد بحث نسل انسان به آدم و همسرش برمى گردد، و واسطه اى ميان نسل و آدم و همسرش نبوده، سخن در اين است كه اين نسل ميلياردى چگونه و به چه صورت از آن يك مرد و يك زن به وجود آمد؟

الميزان مى گويد: تناسل طبقه ى اول انسان يعنى آدم و همسرش از راه ازدواج بوده است كه نتيجه اش متولد شدن پسران و دخترانى و به عبارت ديگر خواهران و برادرانى گرديده است و در اين باره بحثى نيست، بحث در اين است كه طبقه ى دوم بشر يعنى همين خواهران و برادران چگونه و با چه كسى ازدواج كرده اند؟ آيا ازدواج در ميان خود آنان بوده، و يا به طريقى ديگر صورت گرفته است؟

از ظاهر اطلاق آيه شريفه كه مى فرمايد: وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالًا كَثِيراً وَ نِساءً برمى آيد كه در انتشار نسل بشر غير از آدم و همسرش هيچ كس ديگرى دخالت نداشته، و نسل موجود بشر منتهى به اين دو تن بوده و بس، نه هيچ زنى از غير بشر

دخالت داشته و نه هيچ مردى، چون قرآن مجيد در انتشار اين نسل فقط آدم و حوا را مبدء دانسته است و اگر غير از آدم و حوا مردى يا زنى غير از بشر دخالت مى داشت مى فرمود: «وَ بَثَّ مِنْهُما و من غيرهما» و يا عبارتى ديگر نظير اين را ذكر مى كرد تا بفهماند كه غير از آدم و حوا موجودى ديگر نيز دخالت داشته است و معلوم است كه منحصر بودن آدم و حوا در مبدئيت انتشار نسل اقتضا مى كند كه در طبقه ى دوم ازدواج ميان خواهر و برادر صورت گرفته باشد.

و اما اين كه چنين ازدواجى در اسلام حرام است و به طورى كه حكايت شده در ديگر شرايع نيز حرام و ممنوع بوده ضررى به اين نظريه نمى زند، چون كه تحريم حكم تشريعى است كه تابع مصالح و مفاسد است، نه حكمى تكوينى و غير قابل تغيير، و زمام تشريع هم به دست خداى سبحان است، او هر چه بخواهد مى كند و هر حكمى بخواهد ميراند، چه مانعى دارد كه يك عمل را در روزى و روزگارى جايز و مباح كند و در روزگار ديگر حرام نمايد، در روزى كه جز تجويزش چاره اى نيست تجويز كند، و در روزگار ديگرى كه اين ضرورت در كار نيست تحريم نمايد، ازدواج خواهر و برادر را در روزگارى كه مصلحت و لازم باشد، مانند زمان آدم كه موضوع انتشار نسل در ميان بوده و تجويزش سبب شيوع فحشا و جريحه دار شدن عفت عمومى نمى شده تجويز كند و با پايان گرفتن زمان مصلحت كه باعث اين محذور مى شود تحريم كند.

در كتاب ارزشمند احتجاج از حضرت سجاد (ع) آمده كه در گفتگوئى كه با مردى قرشى داشته سخن به اينجا رسانيده كه هابيل با «لوزا» خواهر هم زاى قابيل ازدواج كرد و قابيل با «اقليما» همزاى هابيل، راوى مى گويد: مرد قرشى پرسيد: آيا هابيل و قابيل خواهران خود را حامله كردند؟ فرمود آرى مرد عرضه داشت: اين كه عمل مجوسيان امروز است، راوى مى گويد: حضرت فرمود: مجوسيان اگر اين كار را مى كنند و ما آن را باطل مى دانيم براى اين است كه پى از تحريم خدا آن را انجام مى دهند، آنگاه اضافه نمود: منكر اين مطلب مباش، براى اين كه درستى اين عمل در آن روز و نادرستى اش در امروز حكم خداست كه چنين جارى شده است، مگر خداى تعالى همسر آدم را از خود او خلق نكرد؟ در عين حال مى بينيم كه او را بر وى حلال نمود، پس اين حكم، دين و شريعت آن روز فرزندان آدم و خاص آنان بوده، و بعد از آن خداى تعالى حكم حرمتش را نازل فرمود.

الميزان در نگاهش به اين روايت مى گويد: مطلبى كه در اين حديث آمده موافق با ظاهر قرآن كريم و هم موافق با اعتبار عقلى است، ولى در اين ميان روايات ديگرى است كه معارض با آن است و دلالت دارد بر اين كه اولاد آدم با افرادى از جن و حور كه برايشان نازل شده ازدواج كردند [و اين روايات با اعتبار عقلى درست در نمى آيد زيرا آفرينش جن و حورى بهشتى مادى نيست و غير مادى نمى تواند فرزند مادى بزايد]

اينجانب نمى دانم كه مطلب در گيومه از صاحب الميزان يا مترجم محترم آن است، اشكالى كه نسبت به آن دارم اين نيست كه قرآن به گونه اى كه اوصاف حور را بيان كرده از زيبائى چشم آنان و همسال بودنشان با اهل بهشت و تشبيه آنان به لؤلؤ مكنون استفاده مى شود كه حوران بهشتى كه همسران و ازدواج مردان بهشتى هستند مادى مى باشند، و اگر مادى نباشند چه سودى از نظر همسرى براى مردان بهشتى دارند، به نظر اينجانب براى رد روايات معارض نيازى به اين

توضيح كه در الميزان آمده نيست، بلكه بايد به اطلاق آيه تكيه كرد كه مى فرمايد: وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالًا كَثِيراً وَ نِساءً و پرونده اين مسئله را بست.

 

 

پی نوشت ها:

 

______________________________

(1)- خطبه اول نهج البلاغه.

(2)- ص 71- 72.

(3)- آل عمران 33.

(4)- تفسير برهان ج 3 ص 8.

 


منبع : پایگاه عرفان
  5291
  1
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

      تمرین‌های معنوی
      ارزش اندیشه
      وفات حضرت عبدالعظیم حسنی(ره)
      عذاب دنیایی!
      اوصاف و ویژگی‌های نیکان
      کوچک شمرده گناهان!
      حساب و کتاب
      تخریب قبور ائمه بقیع، سند رسوایی وهابیت
      سرزمین نور (سالروز تخریب بقاع متبرکه ائمه بقیع علیهم ...
      الگوهای انسان در قرآن

بیشترین بازدید این مجموعه

      عيد فطر، عيد بخشش و مغفرت
      قطره ای از صبر و کرامت امام حسن مجتبی(ع)
      فضیلت ماه مبارک رمضان
      عظمت شب قدر
      وداع با ماه مبارک رمضان
      اسم اعظمی که خضر نبی به علی(ع) آموخت
      یک آیه و این همه معجزه !!
      شاه کلید آیت الله نخودکی برای یک جوان!
      حاجت خود را جز نزد سه نفر نگو!
      افزایش رزق و روزی با نسخه‌ امام جواد (ع)

 
نظرات کاربر
مرضیه حقشناس
سلام.برای من سوال پیش آمد که مگر حضرت نوح قبل از حضرت آدم بود؟ و اینکه بقایای نئانندرتال ها که پیشینه قدیمی تری از حضرت آدم داشته اند دقیقا چه کسانی بودند؟
پاسخ
0     0
21 شهريور 1392 ساعت 12:16 صبح
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز