فارسی
پنجشنبه 19 تير 1399 - الخميس 18 ذي القعدة 1441

  2003
  0
  0

ذكر خدا بگو


امام ششم فرمود: پدرم حضرت باقر عليه السلام كثيرالذّكر بود، من با او در راه‌رفتن همراه مى‌شدم، در حالى كه او ذكر مى‌گفت و با او طعام مى‌خوردم در حالى كه او در ذكر بود،
هرگاه مردم در حضور آن جناب گفت و گو مى‌كردند، گفتار مردم آن حضرت را از ياد خدا باز نمى‌داشت.
مى‌ديدم كه زبان مباركش به سقف دهانش متصل بود و مى‌گفت: «لا إله إلّا اللّه» آن حضرت پس از نماز صبح همه ما را جمع مى‌كرد و تا بيرون آمدن آفتاب امر به ذكر خدا مى‌فرمود و هريك از ما مى‌توانست قرآن بخواند مى‌فرمود: قرآن بخوان و هركس نمى‌توانست به او مى‌فرمود: ذكر خدا بگو


منبع : پایگاه عرفان
  • تلاوت قرآن
  • یاد خدا
  • ذکر خدا
  •   2003
      0
      0
    امتیاز شما به این مطلب ؟

    آخرین مطالب

        خدمت امام رضا(ع) در حمام نیشابور
        سهولت عفو امام رضا(ع)
        چند داستان عجيب در مسئله توبه‏
        داستان شگفت انگيز سعد بن معاذ
        وقتی امام رضا (ع) به نیشابور رسیدند
        توسل به امام رضا(ع) مرا نجات داد
        حکایت خدمت به پدر و مادر
        ملاقات امام رضا(ع) با عالم ربانى‏
        طلب مقام از حضرت رضا(ع)
        داستان تجارت دوست امام صادق‏ (ع)

    بیشترین بازدید این مجموعه

          طلبه‌ای که به لوسترهای حرم امیرالمؤمنین(ع) اعتراض داشت
          چند داستان عجيب در مسئله توبه‏
          داستان شگفت انگيز سعد بن معاذ
          حکایت خدمت به پدر و مادر
          چرا عذاب نازل نمى‏شود؟
          من تا هستم همينم
          سخط الهى‏
          در این دنیا چه چیز مرا كفايت مى‏‌كند؟
          سعادت ابدى‏
          ماجرای زن بدکاره ای که به زندان امام کاظم (ع) رفت

     
    نظرات کاربر
    پر بازدید ترین مطالب سال
    پر بازدید ترین مطالب ماه
    پر بازدید ترین مطالب روز