فارسی
يكشنبه 25 مهر 1400 - الاحد 11 ربيع الاول 1443
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
157
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

كى به فكر معاد مى‏افتيد؟

 

از حسن بصرى در حديثى روايت شده: اميرالمؤمنين عليه السلام وارد بازار بصره شد و ديد مردم مشغول خريد و فروشند، پس به شدّت گريست، سپس گفت: اى بندگان دنيا و عمله‌هاى دنياپرستان، روز خود را كه به خريد و فروش تمام مى‌كنيد و شب را در رختخواب به صبح مى‌رسانيد و در خلال اين امور از آخرت غافل هستيد، پس چه وقت براى آخرت زاد و توشه برمى‌داريد و كى به فكر معاد مى‌افتيد؟!

هست اين دنيا چَه و عمرت رسن‌

 

روز و شب هستند موشان بى‌سخن‌

رشته عمر تو را ليل و نهار

 

پاره سازد لحظه لحظه تار تار

اژدها قبر است بُگشوده دهان‌

 

منتظر تا پاره گردد ريسمان‌

مرگ باشد شير مست پر غرور

 

تا كشد جان تو را از تن به زور

مال دنيا انگبين و اهل آن‌

 

جمله زنبورند نى بل برغمان‌

از پى اين شهد زهرآلوده چند

 

در جدل با ريش مالان اى لوند

شهد نبود زهر جانفرساست اين‌

 

نوش نبود نيش درد افزاست اين‌

مهر تابان نيستند اين دوستان‌

 

دشمنانند اى برادر دشمنان‌

زاهل دنيا تا توانى اى عزيز

 

مى‌گريز و مى‌گريز و مى‌گريز

 

 


منبع : پایگاه عرفان
157
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

فروش خانه همسایه امام صادق(ع)
خدمت امام رضا(ع) در حمام نیشابور
من تا هستم همينم
محروم ماندن از سعادت ابدى‏
رفتار امام حسين (ع) با معلم فرزندش‏
گردنبند با برکت حضرت زهرا(س)
افشاگرى شجاعانه طِرِمّاح عليه باطل‏
زن بدكاره‏ در خانه عابد
رفیق صمیمی امام حسین (ع)
توبه جوانی که خیاط زنانه بود

بیشترین بازدید این مجموعه

اقرار و اعتراف جوان گناهکار
حضرت یحیى و حق گویى
حكايتى از مرحوم شيخ عباس قمى‏ (صاحب مفاتیح الجنان)

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا