فارسی
يكشنبه 26 ارديبهشت 1400 - الاحد 3 شوال 1442
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
157
1
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند
تاریخ انتشار : 10 ارديبهشت 1394 ساعت 09:39 صبح

نمونه هايى برجسته از اخلاق اميرمؤمنان (عليه السلام)

نمونه هايى برجسته از اخلاق اميرمؤمنان (عليه السلام)

برگرفته از کتاب اهل بیت عرشیان فرش نشین استاد انصاریان

 

ميانجى شدن حضرت اميرمؤمنان (عليه السلام)

اميرالمؤمنين (عليه السلام) بر خرمافروشان گذشت ، ناگاه كنيزى را در حال گريه ديد ، فرمود : سبب گريه ات چيست ؟ گفت : آقايم مرا با يك درهم براى خريد خرما فرستاد ، از اين شخص خرما را خريدم و نزد  خانواده  آقايم بردم ، ولى نپسنديد ، هنگامى كه به ايشان برگرداندم از پس گرفتن سر باز زد .

حضرت به خرمافروش گفت : اى بنده خدا ! اين يك خدمتكار است و از خود اختيارى ندارد ، درهمش را باز گردان و خرما را پس بگير ، خرمافروش از جا برخاست و مشتى به حضرت زد .

مردم گفتند :  چه كردى  اين اميرالمؤمنين (عليه السلام)است ؟ ! مرد از شدّت ترس به تنگى نفس افتاد و رنگ چهره اش زرد شد و خرما را از كنيز گرفت و درهم را به او باز گردانيد سپس گفت : اى اميرالمؤمنين ! از من راضى شو ، حضرت فرمود : چه چيزى بيشتر از اينكه ببينم تو خود را اصلاح كرده اى مرا راضى مى كند ؟

و كلام اميرالمؤمنين (عليه السلام) به اين صورت آمده است : من در صورتى از تو راضى مى شوم كه حقوق مردم را تمام و كامل بپردازى .

 

گذشتى زيبا

اميرمؤمنان (عليه السلام) براى دستگيرى لبيد بن عطارد تميمى ـ به خاطر گفتن سخنانى ـ مأمور فرستاده بود . مأموران از  كوى  بنى اسد مى گذرند كه نعيم بن دجاجه اسدى برخاسته ، لبيد را از قبضه مأموران رها مى كند .

اميرمؤمنان (عليه السلام) براى دستگيرى نعيم بن دجاجه مأمورانى را گسيل مى كند كه بعد از آوردن وى امام به تنبيه بدنى او فرمان مى دهد ، در اين حال نعيم مى گويد : آرى ، به خدا قسم كه با تو بودن خوارى و دورى جستن از تو كفر است !

امام (عليه السلام) فرمود : از تو گذشت كرديم ، خداوند مى فرمايد :

 

« به شيوه نيكو بدى را دفع كن ».

 

اما سخنت : بودن با تو ذلت است ، بدى بود كه بدست آوردى و اما گفته است كه جدايى از تو كفر است ، نيكى است كه بدان دست يافتى پس اين به اين.

 

اوج ايثار

اميرالمؤمنين (عليه السلام) به خاطر پاره اى از امورش وارد مكه شد . در آن جا اعرابى را ديد كه به پرده كعبه آويخته ، مى گويد : اى صاحب خانه ! خانه ، خانه توست و مهمان ، مهمان تو ، براى هر مهمانى از سوى مهماندارش وسيله پذيرايى مهياست ، امشب پذيرايى از سوى خودت را نسبت به من آمرزش قرار ده .

اميرالمؤمنين (عليه السلام) به يارانش فرمود : آيا سخن اين اعرابى را نمى شنويد ؟ گفتند : آرى ، فرمود : خدا بزرگوارتر از اين است كه مهمانش را از پيشگاهش دست خالى برگرداند !

چون شب دوم شد او را آويخته به همان ركن ديد كه مى گويد : اى عزيز در عزتت ! عزيزتر از تو در عزتت نيست ، مرا به عزّ عزتت در عزتى عزيز بدار كه احدى نداند آن عزت چگونه است ! به تو روى مى آورم و به تو توسّل مى جويم . به حق محمّد و آل محمّد بر تو ، چيزى به من عطا كن كه غير تو آن را به من عطا نكند و آن چيز را از من بگردان كه غير تو آن را برنگرداند .

راوى گويد : اميرالمؤمنين (عليه السلام)به يارانش فرمود : به خدا سوگند ! اين جملات نام بزرگ تر خدا به لغت سريانى است .

حبيبم رسول خدا (صلى الله عليه وآله) مرا به آن خبر داده است . امشب اين عرب از خدا درخواست بهشت كرد ، پس به او عطا فرمود و درخواست برگرداندن آتش دوزخ از خود كرد ، پس خدا آتش را از او برگردانيد !

هنگامى كه شب سوم شد باز او را آويخته به همان ركن خانه ديد كه مى گويد : اى خدايى كه مكانى او را در برنمى گيرد و هيچ مكانى از او خالى نيست ، آنكه بدون كيفيت بوده است ; به اين عرب چهار هزار درهم روزى فرما .

اميرالمؤمنين (عليه السلام) پيش آمده ، فرمود : اى عرب ! از خدا پذيرايى خواستى ، تو را پذيرايى كرد ; بهشت طلبيدى ، به تو عنايت نمود ; بازگردانيدن آتش خواستى ، از تو بازگردانيد ; امشب از او درخواست چهار هزار درهم دارى ؟

عرب گفت : كيستى ؟ فرمود : من على بن ابى طالب هستم ، عرب گفت : به خدا سوگند تو مطلوب منى و رفع نيازم به دست توست ، حضرت فرمود : اى اعرابى ! بخواه ، عرب گفت : هزار درهم براى مهريه مى خواهم و هزار درهم براى اداى قرضم و هزار درهم براى خريدن خانه و هزار درهم براى اداره امور زندگى ام ، حضرت فرمود : اى عرب ! انصاف در خواسته ات را رعايت كردى ، هرگاه از مكه بيرون آمدى به مدينه رسول بيا و در آنجا از خانه من بپرس .

عرب يك هفته در مكه ماند و سپس به جستجوى اميرالمؤمنين (عليه السلام) به مدينه آمد و فرياد مى زد : چه كسى مرا به خانه اميرالمؤمنين على راهنمايى مى كند ؟ حسين بن على (عليهما السلام) از ميان كودكان پاسخ داد : من تو را به خانه اميرالمؤمنين مى برم ، من فرزند او حسين بن على هستم ، عرب گفت : هان ! پدرت كيست ؟ گفت : اميرالمؤمنين على بن ابى طالب ، پرسيد : مادرت كيست ؟ گفت : فاطمه زهرا سرور زنان جهانيان ، گفت : جدّت كيست ؟ فرمود : پيامبر خدا محمّد بن عبداللّه بن عبدالمطلب . گفت : جدّه ات كيست ؟ فرمود : خديجه دختر خويلد ، گفت : برادرت كيست ؟ فرمود : ابومحمّد حسن بن على ، عرب گفت : سرتاسر دنيا را به دست آورده اى ! ! به سوى اميرالمؤمنين برو و به او بگو : اعرابى كه رفع نيازش را در مكه ضمانت كرده اى كنار خانه ايستاده .

حضرت امام حسين (عليه السلام) وارد خانه شده ، گفت : پدرم ! اعرابى كه گمان مى كند در شهر مكه در ضمانت شما قرار گرفته است ، كنار درب خانه ايستاده است .

اميرالمؤمنين (عليه السلام) به حضرت فاطمه (عليها السلام) فرمود : غذايى نزد شما هست كه اين اعرابى بخورد ؟ فاطمه (عليها السلام) گفت : نه . على (عليه السلام) لباس پوشيد و از خانه درآمد و فرمود : ابو عبداللّه سلمان فارسى را صدا كنيد .

چون سلمان آمد حضرت به او فرمود : اى ابا عبداللّه ! باغى كه پيامبر براى من غرس كرد براى فروش به تاجران عرضه كن .

سلمان به بازار رفت و باغ را به دوازده هزار درهم فروخت اميرالمؤمنين (عليه السلام)مال را آماده كرد و اعرابى را فرا خواند ، چهار هزار درهم جهت نيازش به او پرداخت و چهل درهم براى مخارجش .

خبر عطاى على (عليه السلام) به نيازمندان مدينه رسيد ، آنان هم نزد اميرالمؤمنين (عليه السلام)اجتماع كردند .

مردى از انصار به خانه حضرت زهرا (عليها السلام) رفت و اين واقعه را به آن حضرت خبر داد ، حضرت فرمود : خداوند براى راه رفتنت اجرت دهد .

پس حضرت على (عليه السلام) نشسته بود و درهم ها در برابر حضرت ريخته شده بود تا اينكه يارانش جمع شدند ، مشت مشت مى كرد و به تك تك مردان مى داد تا جايى كه درهمى با او باقى نماند . . .!

 

گذشتى كريمانه

پس از پايان جنگ جمل ، فرزند طلحه ( موسى بن طلحه ) را نزد آن حضرت آوردند ، حضرت به او فرمود : سه بار بگو : « استغفر اللّه و أتوب إليه » ، آنگاه او را آزاد كرده و فرمود : هر جا كه خواستى برو و در لشكرگاه از اسلحه و خيل اسبان آنچه يافتى براى خود بردار و در آينده زندگى ات از خدا پروا كن و در خانه ات بنشين .


منبع : پایگاه عرفان
157
1
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

اگر پول ندارید، با اخلاق هزینهٔ مردم شوید
نقش دین و اعتقاد به خدا چه ارتباطی با پیشرفت و ترقی ...
چهار راهکار برای دوری شیطان از انسان
گزارش تصویری مراسم احیاء حسینیه همدانیها
از استاد انصاریان به عنوان چهره قرآنی تجلیل شد
عظمت شب قدر در روايات و تفاسير از کلام استاد انصاریان
گزارش تصویری سخنرانی استاد انصاریان در حسینیه هدایت
حضرت علی(ع) نعمت باطنی خداوند برای بندگان است
سه دشمنی که مانع ورود به بهشت می‌شوند
مراسم احیای شب‌های قدر استاد حسین انصاریان اعلام شد

بیشترین بازدید این مجموعه

کودکی که درباره یوسف و زلیخا شهادت داد و جبرئیل را ...
پاسخ دفتر حضرت استاد انصاریان به شبکه کلمه
استاد انصاریان: ذکر یا رب، لبیک پروردگار را برای انسان ...
مطالب ناب استاد انصاریان در «سروش»، «ایتا»، «بله» و ...
مجموعه پوستر های مرزبندی شیعه واقعی از شیعه بدلی
گزارش تصویری/ پروژه طلاکاری گنبد حرم امام علی(ع)
درسي از باغبان 110 ساله
پخش زنده مراسم احیای شب های قدر استاد انصاریان
استاد انصاریان: اصلاح جامعه هیچ راهی جز خدایی کردن ...
استاد انصاریان: مراجعه به اهل ذکر از جمله راه‎های ...

 
نظرات کاربر
مرتضی افروغ
باسلام وخسته نباشید بخداقسم که استادانصاریان به لطف وکرم خداونددرسرراه زندگیم قرارگرفت ونگرشم رابه زندگی تاحدودزیادی تغییردادند
پاسخ
0     0
1 خرداد 1394 ساعت 1:51 بعد از ظهر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا