فارسی
پنجشنبه 03 تير 1400 - الخميس 13 ذي القعدة 1442
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
215
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

شهوت، کلید بهشت و جهنم!

شهوت، کلید بهشت و جهنم! 

در روایت آمده: چون خداوند مهربان بهشت را آفرید به جبرئیل فرمود: آن را ببین، چون دید عرضه داشت: الهى احدى از این جایگاه رفیع چشم نپوشد. و زمانى که راه رسیدن به بهشت را رنج عبادت و صبر بر شهوات و معاصى قرار داد فرمود: اکنون به آن بنگر، چون نگریست فریاد زد: خداوندا مى ترسم کسى به این محل باعظمت و این بهشت عنبر سرشت نرسد!

چون جهنّم را بیافرید به جبرئیل فرمود: بنگر، چون نظر کرد عرضه داشت: احدى به اینجا نمى آید، که جاى سخت و بدى است. وقتى عذاب پیچیده به شهوت شد و ندا رسید: اکنون بنگر، عرضه داشت: الهى مى ترسم همه بندگانت به این جایگاه سخت دچار شوند!(1)
فى وَصایا ابى ذَرٍّ قال صلّى اللّه على و آله: یا اباذَرٍّ، اَلْحَقُّ ثَقیلٌ مَرٌّ، وَالْباطِلُ خَفیفٌ حُلْوٌ، وَرُبَّ ساعَهِ شَهْوَه تُورِثُ حُزْناش طَویلاً:(2)

رسول خدا صلى الله علیه و آله در سفارشاتش به ابوذر فرمود: ابوذر، حق در تمام زمینه هایش سنگین و تلخ، و باطل آسان و شیرین است، چه بسا که یک ساعت شهوت باعث غصّه طولانى شود
عرفى شیرازى در نصیحت به انسان ، چه زیبا سروده است
:


اى همه چون معصیت آلودگى *** عمر تو آلایش بیهودگى
چهره گشاى صور معصیت *** گرم عنان بر اثر معصیت
کام زن اوج سراسیمگى *** مشت خس موج سراسیمگى
جَعد عروس اَمَلت بى شکنج *** چون نفس بى هنران باد سنج
عود هوا سوخته در محفلت *** عطسه غفلت زده مغز دلت
شمع دلت مرده ز باد گناه *** چهره عذر تو ز دودش سیاه
مرده دلى از دلت افسر گرفت *** دوش نفس نعش دلت برگرفت
بس که تو مدهوش فراموشئیى *** شیفته مستى و بیهوشئیى
بهر تو اى مستى غفلت فروش *** خوابْ شعرور آورد و مرگْ هوش
راحله عمر به چندین شتاب *** مى بردت سوى عدم مست خواب
خواب مکن قافله راهى نگر *** در نگر و نامه سیاهى نگر
دامن عصمت به ندامت مکش *** فتنه فرداى قیامت مکش
شاخ نفس را ثمر ناله ده *** گریه برون از جگر لاله ده
ناله سبک خیز ره بندگى *** گریه عرق ریز ز شرمندگى
رو به دل آور ز معاصى خجل *** کى دل غفلت زده نى نى چه دل
بر هَمَن دَیر و منادّ تن *** مرده دیرینه وادىّ تن
چند توان خفت در این دیوسار *** صور دمیدند یکى سر برآر
عمر در آغوش ممات آمده *** نَزع به بالین حیات آمده
رو بگشا این در و گنجى ببر *** ور نبرى لذّت رنجى ببر
گنج که امّید به وى زنده است *** بر اثر رنج شتابنده است
گام ریاضت به ره رنج نه *** گنج ستان در کنف رنج نه
بوسه به قفلش ده و در باز کن *** چشم تماشا به گهر باز کن
زمزمه عشق از آن تازه ساز *** کوس بلندى فلک آوازه ساز
تا چو از این دَیر فنا بگذرى *** جان تو با عرش کند همسرى

215
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

امانت‌داری
کامل ترین مؤمنان از نظر ایمان کیست؟
بهترین هدیه خدا به انسان
سوره‌ای که علی(ع) برای مشرکان می‌خواند
تخریب بقیع به روایت اسناد
اسرار زیارت امام رضا (ع)
عید فطر، روز جایزه‌ها
وداع با ماه مبارک رمضان
ماجرای پیوستن «زهیر» به کاروان امام حسین(علیه السلام)
دعا و نیایش در قرآن

بیشترین بازدید این مجموعه

خیر از منظر قرآن کریم
الگوگیری از شخصیت پیامبر(ص)
شخصیت پیامبر (ص) از دیدگاه قرآن
مهربانی مهم‌ تر است یا ایمان؟
سیری اجمالی در سیره نگاری پیامبر اسلام در غرب
گزیده هایی از متون عرفانی در ایران
با زبان بنده از خدا خواستن
تنها شاهراه اصلی به سوی خدا
ویژگی های رسول اکرم صلی الله علیه و آله از دیدگاه قرآن
چرا کفر بخشیده می‌شود ولی شرک بخشیده نمی‌شود؟

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا