فارسی
دوشنبه 31 خرداد 1400 - الاثنين 10 ذي القعدة 1442
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
186
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

گفتاری در باب توبه (4)

شعوانه و توبه

مرحوم ملا احمد نراقى در کتاب شریف اخلاقى معراج السعاده، در رابطه با توبه ى واقعى داستان شگفت آور زیر را نقل مى کند :

او زنى بود جوان ، خوش صدا ، رقاصه ، بى توجه به حلال و حرام الهى . در شهر بصره مجلس فسق و فجورى از ثروتمندان و جوانان نبود مگر این که شَعْوانه براى خوشگذرانى آنان در مجلس حاضر مى شد ، او در آن مجالس آوازه خوانى مى کرد ، مى رقصید و بزم آلودگان را گرم مى کرد ، شعوانه را در این امور عدّه اى از دختران و زنان همراهى مى کردند .

روزى براى رفتن به مجلس بدکاران ، با تعدادى از همکارانش از کوچه اى مى گذشت ، شنید از خانه اى ناله و افعان بلند است ، با تعجب گفت : چه خبر است ؟ یکى از همکارانش را براى جستجوى موضوع فرستاد ، ولى از برگشتن او خبرى نشد ، نفر دوم را فرستاد تا از آن مجلس خبرى بیاورد برنگشت ، سومى را به دنبال خبر گرفتن فرستاد و از او به اصرار خواست برگردد و مانند آن دو نفر او را به انتظار نگذارد ، او رفت و بعد از اندک مدّتى بازگشت و گفت : اى خاتون ، این ناله و ماتم بدکاران و فریاد و نعره ى گنهکاران است !

شعوانه گفت : بهتر این است که خود بروم و از آن مجلس خبر بگیرم .

نزدیک مجلس آمد ، مشاهده کرد واعظى براى مردم سخن مى گوید : سخنش به این آیه رسیده بود :
 اِذَا رَاَتْهُم مِن مَکَان بَعِید سَمِعُوا لَهَا تَغَیُّظاً وَزَفِیراً * وَاِذَا اُلْقُوا مِنْهَا مَکَاناً ضَیِّقاً مُقَرَّنِینَ دَعَوْا هُنَالِکَ ثُبُوراً ( فرقان ( 25 ) : 12 ـ 13 .)

زمانى که آتش دوزخ ، تکذیب کنندگان قیامت را از مکانى دور ببیند ، خروش و فریاد جهنم را از دور به گوش خود مى شنوند ، چون آن تبهکاران را در زنجیر بسته به محل تنگى از جهنم دراندازند ، در آن حال فریاد واویلا از دل برکشند !

شعوانه چون این آیه را شنید و با قلب و جان به مفهوم آن توجه کرد ، عربده اى کشید و گفت : اى گوینده ! من یکى از گنهکارانم ، من نامه سیاهم ، من شرمنده و خجالت زده ام ، آیا اگر توبه کنم توبه ام در پیشگاه حق مورد پذیرش است ؟ واعظ گفت : آرى ، گناهت قابل بخشش است ، گرچه به اندازه ى شعوانه باشد ! گفت : واى بر من که خود من شعوانه هستم ، مرا چه اندازه آلودگى است که گنهکار را به من مثل مى زنند ، اى واعظ ! از این پس گناه نکنم و دامن آلوده نسازم و به مجلس اهل گناه قدم نگذارم . واعظ گفت : خداوند هم نسبت به تو ارحم الراحمین است .

شعوانه به حقیقت توبه کرد ، اهل عبادت و بندگى شد ، گوشت روییده از گناه در بدنش آب شد ، دلش گداخت ، سینه اش سوخت ، ناله و فریادش به نهایت رسید ، در خود نگریست و گفت : آه ! این دنیاى من ، آخرتم چه خواهد شد ، در درونش صدایى احساس کرد : ملازم درگاه باش تا ببینى در آخرت چه مى بینى

برگرفته از کتاب «توبه آغوش رحمت»

186
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

سبّ و ناسزا
قرآن یا اهل بیت؟
بهترین دانستنی ؟
معنای سعادت
مواظب باش
صداش بزن
هر چیزی را نگو!
بیا در خونم
دعوت شیطانی
حواست به خودت باشه

بیشترین بازدید این مجموعه

اثر مثبت صدقه‏
چادر یادگار حضرت زهراء
شفاعت امام حسین علیه السلام
دشمن امام زمان (عج)
زن مسلمان
محبت انسان
حرف مردم را زود باور نکن
عظمت شهدای کربلا
خصوصیات مومن
خدایا برای تو قدم برمیدارم

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا