فارسی
چهارشنبه 13 اسفند 1399 - الاربعاء 19 رجب 1442
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
372
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

مزد كارگر

 

سليمان بن جعفر جعفرى مى گويد: براى كارى با حضرت امام رضا عليه السلام بودم، خواستم به خانه ام برگردم كه به من فرمود: با من بيا و امشب نزد من بيتوته كن.با حضرت حركت كردم، هنگام غروب آفتاب وارد خانه اش شد، به غلامانش نظر انداخت كه با گِل در حال ساختن طويله براى چهارپايان يا چيز ديگر بودند؛ ناگهان سياه چهره اى را ديد كه جزء غلامانش نبود، فرمود: اين مردى كه با شماست كيست؟ گفتند: به ما كمك مى كند و ما هم چيزى به او مى دهيم، حضرت فرمود: با او در مورد مزدش توافق كرده ايد؟ گفتند: به چيزى كه به او مى دهيم راضى است، حضرت با تازيانه به سراغ آنان رفته، آنان را زد و به شدت از اين كار به خشم آمد. گفتم: فدايت شوم چرا اين گونه خود را ناراحت مى كنيد؟ فرمود: مكرر آنان را از اينكه كسى بدون توافق بر سر مزد با آنان كار كند نهى كرده ام! بدان كه اگر كسى بدون تعيين مزد برايت كار كند اگر سه برابر به مزدش بيفزايى گمان مى برد كه از مزدش كاسته اى ولى اگر مزدش را مشخص كنى بعد به او بپردازى، وفاداريت را سپاس مى گويد و اگر حبّه اى اضافه به او بدهى حق شناسى مى كند و به نظرش مى آيد كه به او اضافه داده اى.

 

 

منبع- الكافى: 5/ 288، حديث 1؛ بحار الأنوار: 49/ 106، باب 7، حديث 34.


منبع : پایگاه عرفان
372
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

آقازاده‌ای که منصب حکومتی را قبول نکرد!
جنازه‌ای که کسی بالای سرش حاضر نشد؟!
طلبه‌ای که به لوسترهای حرم امیرالمؤمنین(ع) اعتراض داشت
حكايت فروش نخلستان و انفاق آن‏
چند داستان عجيب در مسئله توبه‏
زن بدكاره‏ در خانه عابد
ما با شما در ثواب شما شريكيم‏
گردنبند با برکت حضرت زهرا(س)
حکایتی از لقمه حرام‏
رفتار امام حسين (ع) با معلم فرزندش‏

بیشترین بازدید این مجموعه

جنازه‌ای که کسی بالای سرش حاضر نشد؟!
حكايت انوشيروان و وزير
حکایت گفتارى از عارفان‏

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز