فارسی
يكشنبه 02 آبان 1400 - الاحد 18 ربيع الاول 1443
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
218
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

كشف حقيقت با گذر زمان

 

خداوند اين دو مرحله را در آيات سوره يوسف، در منش يوسف و زليخا نشان مى دهد. يكى نماد نفس صعودى و يكى نماد نفس نزولى است. نفس صعودى همه اعضا و جوارح را در استخدام نفس الهى مى گيرد و نفس نزولى، آن ها را در استخدام شهوات به كار مى گيرد و به هيچ قيد و حدّ و مرزى مقيّد نيست. براى او مهم نيست كه همه حقوق پايمال شود. وقتى شعله مادى گرى زليخا با پير شدن او فروكش كرد، در جلسه اى كه شاه مصر، او را به محاكمه كشيد كه نزديك بيست سال قبل، مقصر تو بودى يا يوسف، مطلب بسيار مهمى را درباره خود گفت كه با همين مطلب، يوسف تبرئه شد.

اگر محققانه به يك صفحه سوره يوسف دقت شود، به نظر مى آيد كه اين، سخن زليخا است ؛ ولى به نظر بعضى آمده است كه سخن يوسف است ؛ اما محال است كه اين سخن از يوسف باشد ؛ به دليل اين آيه از سوره يوسف كه خداوند مى فرمايد :

 « إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ »

 به راستى كه او از بندگان خالص ما بود. تركيب آيات اين سوره و شكل آن ها ما را به اين نتيجه مى رساند كه اين سخن زليخا است، نه كسى كه از عباد مخلَص است.

چه اتفاقى در بيست سال پيش افتاد؟ پادشاه مصر به اين زن و زنانى كه آن روز در آن مهمانى حضور داشتند، مى گويد: آن اتفاق را بگوييد. زنان مى گويند: ما هيچ رفتار زشتى از اين جوان، در كاخ نديديم. عده اى خانم سطح بالاى مملكت كه هر 
گونه كام جويى و زر و زور در اختيارشان بوده است و مى توانستند دروغ بگويند، انصاف دادند و گفتند كه ما از او هيچ زشتى سراغ نداريم ، اما زليخا مى گويد: من چون او را دعوت به زشتى كردم، اكنون مى خواهم حرفى را بزنم :

« ذَلِكَ لِيَعْلَمَ أَنِّى لَمْ أَخُنْهُ بِالْغَيْبِ ... »

 دست كم بداند كه بعد از آن همه بلايى كه به سر او آوردم، يك كار خوب در حق او كردم كه بداند در اين جلسه اى كه او غايب بوده است، من به او خيانت نكردم :

 « إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةُ بِالسُّوءِ »

 در آن مكتبى كه من رشد كردم، در خانواده اى كه من زاده شدم، نفس من به أماره سوء تبديل شده بود ؛ يعنى كاملاً نفس من در تصرف شياطين بوده است، به شدت به گناه دعوت مى كرد و من بدنى در اختيار اين نفس بودم. ديگر به اين توجه نداشتم كه زنى شوهردارم و ممكن است آبرويم بريزد. من اين گونه تربيت شده بودم. آيين من اصالت لذت بود.


منبع : پایگاه عرفان
218
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

تفاوت «ضرر» و «خسران»
خاطره بزرگواران پارسا
قرآن، نشان‌دهندۀ راه اندیشه در جهان هستی
درک حقایق با عمل به اهداف چهارگانۀ قرآن
بیماری‌های دل، مانعِ دریافت فیوضات الهی
تفکر و اندیشه، غذایی مفید برای عقل
زمینه‌های اندیشه برای انسان در قرآن
ارزش اندیشه و تفکر در نگاه امیرالمؤمنین(ع)
باارزش‌ترین گوهر دریای آفرینش
بیماری‌های درونی انسان

بیشترین بازدید این مجموعه

اندیشه در اسلام - جلسه اول
صبر از ديدگاه اسلام - جلسه چھاردهم (متن کامل +عناوین)
آرايش نعمت‏ها حتى نزد انبيا و اوليا
تاثير اخلاق پدر و مادر در تربيت فرزندان‏
برترى جويى فرعون روى زمين
وجود خود را ميزان بين خود و ديگران قرار بدهيد
امام حسين عليه‏ السلام و زيارت قبر خديجه عليه االسلام
عشق امام سجاد (ع) به عبادت
نگاهی به اصحاب سیدالشهدا(ع)
ارزش اندیشه و تفکر در نگاه امیرالمؤمنین(ع)

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا