فارسی
شنبه 10 آبان 1399 - السبت 14 ربيع الاول 1442
  70
  0
  0

خورشيد ولايت از شهيد سيد محمود سيدي علوي

مپنداريد...
عاشورا
فقط يك روز
در تاريخ امت بود
كه مي گويد؟
حسين
ـ آن تكسوار عرصه توفان
خون
يك فرد تنها بود؟
و تاريخ سلحشوري
شكوه نام او
از يادها برده است؟
و در آن سال
سال شصتم از
هجرت
به هنگام طواف خانه كعبه
حسين از مكه خارج شد...
و قبل از آنكه
آداب طواف حج بجاي آرد
ميان مسلمين برخاست شوري
در سكوت تلخ خاموشي
كه فرزند پيمبر، ماه حج
از
مكه بيرون رفت!؟
خبر جون رعد مي پيچد
سفر آغاز مي گردد...
و
خورشيد ولايت
خطبه خون مي كند
با نام حق آغاز
مردم...!
راه من حق است
و تا جان در بدن دارم
براي راه حق
شمشير خواهم زد
و مي دانم كه پايان سفر
مرگ است.
اگر در سر جز اين داريد
و يا بر كف بجز سر
ارمغان ديگري داريد
برگرديد!
وزان پس
از گروه
پيروان خويش
پيمان خواست
و با تصوير اين انديشه خونبار
جمعي
سر به زير افكنده
برگشتند.
و كم كم
در گروهش
كمتر از صد تن
بجا ماندند
هفتاد و دو تن
رويين اراده
سخت عزم
آهنين ايمان
سروش حق
ندا در داد
كه جان بر كف
گروهي بي محابا
پيش مي تارند
ميقات است
هنگام ملاقات است
ملاقات امام عشق
با معشوِ يكتايش
گروه روز عاشورا
كفن پوشان جان بر كف
هماوردان راه حق
دليراني كه گل هاي جوانمردي
به خون خويش پروردند و از
ياران
خورشيدند
مي گويند
اي فرداييان
هر روز عاشوراست.


منبع : شهيد سيد محمود سيدي علوي
  70
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

هر چه ترسیدم از آن آن به سرم می آید ازوحید مصلحی
دامن خيمه به بالا بزن! از محمد فخارزاده
ای شفای دردهای من حسین از سید حبیب حبیب پور
مردی رشید از عبدالرحیم سعیدی راد
ذوالجناح از عبدالرحیم سعیدی راد
شبیه حسرت پروانه هاست این بانو از شبنم فرضی
دردانه مرتضی .زمین .طوفان تب از شبنم فرضی زاده
نگاهش کهکشان را تاب می داد از احمد سوسرایی
علم افتاد،این یعنی اشارت از احمد سوسرایی
برای آن که رویت را ببوسند از فضل الله قاسمی

بیشترین بازدید این مجموعه

در شگفتم که ناگهان چون شد از اسماعیل علیان(چاوش)
طفل نخورده آب کمی در حرم بخواب از رضا رسول زاده

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز