فارسی
يكشنبه 04 آبان 1399 - الاحد 8 ربيع الاول 1442
  41
  0
  0

قدم نورسیده آفتاب از سودابه مهیجی

قدوم نورسیده آفتاب را ملائک بی شمار، به تبریک آمده اند و بر بام خانه دختر خورشید، بال می افشانند. از بهشتِ دامان بتول، بهاری سرزده است و خانه علی و زهرا، امروز، خانه تمام شادی ها و دست افشانی هاست.
خدا، لبخند می زند این روز شگفت را و مرد تنهای نخلستان ها، به نسل سبز این کودک می اندیشد. به نور ممتدی که سینه به سینه، تا قیامت خواهد رفت؛ «وَلَو کَرِهَ الْکافِرُون».


منبع : سودابه مهیجی
  41
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

هر چه ترسیدم از آن آن به سرم می آید ازوحید مصلحی
دامن خيمه به بالا بزن! از محمد فخارزاده
ای شفای دردهای من حسین از سید حبیب حبیب پور
مردی رشید از عبدالرحیم سعیدی راد
ذوالجناح از عبدالرحیم سعیدی راد
شبیه حسرت پروانه هاست این بانو از شبنم فرضی
دردانه مرتضی .زمین .طوفان تب از شبنم فرضی زاده
نگاهش کهکشان را تاب می داد از احمد سوسرایی
علم افتاد،این یعنی اشارت از احمد سوسرایی
برای آن که رویت را ببوسند از فضل الله قاسمی

بیشترین بازدید این مجموعه

با زخم دل و زخم جبینی دیگر ازیوسف رحیمی
شیون در کربلا ازصامت بروجردی
گفت این بیابان قتلگاه سرترین سرهاست ازمطهره عباسیان
لبهای تشنه تو چرا جم نمی خورند ازمسلم فدایی
بررسي و توصيف حوادث كربلا در اشعار اهلي شيرازي (4)
فرصت نکرده‌ای که تنت را بیاوری از احمد رضا قدیریان
امد محرم از محمد علی بیابانی
هفتاد و دو خورشید به خون پر پر زد از محمود ذبیحی

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز