فارسی
چهارشنبه 12 آذر 1399 - الاربعاء 16 ربيع الثاني 1442

  38
  0
  0

فریاد ِ خونینت... از محمد جعفر عزیزی

فریاد ِ خونینت...


کربلا
برای ِ فریاد ِ خونینت…
لحظه ها را در میان ِ اشک ِ فرشتگان سر کرد
و صدایت که  آزادی را نعره می کشید
سکوت ِ بلند ِ آسمان را شکست.


حسین!
خدا…
جوهر ِ انسان را
بر درگاه ِ آسمان
با خون ِ تو نوشت.


سوگنامه ی غمگین ِ تورا
در هجوم ِ آهنین ِ خصم
اندام ِ صحرا به خاطر سپرده است.


صخره ها در حریم ِ شهادت ات می گریند
واز خونت، دامن ِ آسمان رنگین؛
آخرین سجده ات را
زمین هرگز فراموش نخواهد کرد ...


آه عباس!
آب شرمنده ی چشم های بلند ِ توست
و بر مرام ِ تو غبطه می خورد.


دستانی را که درعلقمه کاشتی
شکوه ِ جوان مردی ست،
با شکوه ...!
نماد ِ غیرت ست که در رگ های تو
پرورش یافته اند.


منبع : محمد جعفر عزیزی
  38
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

هر چه ترسیدم از آن آن به سرم می آید ازوحید مصلحی
دامن خيمه به بالا بزن! از محمد فخارزاده
ای شفای دردهای من حسین از سید حبیب حبیب پور
مردی رشید از عبدالرحیم سعیدی راد
ذوالجناح از عبدالرحیم سعیدی راد
شبیه حسرت پروانه هاست این بانو از شبنم فرضی
دردانه مرتضی .زمین .طوفان تب از شبنم فرضی زاده
نگاهش کهکشان را تاب می داد از احمد سوسرایی
علم افتاد،این یعنی اشارت از احمد سوسرایی
برای آن که رویت را ببوسند از فضل الله قاسمی

بیشترین بازدید این مجموعه

ابـن حـسـام در رثـای شـهـدای کـربـلا
جلوه‏ی علم‏ از طائی شمیرانی‏
جلوه گه حق و حقیقت ازاحمد مهران
یا رب از مغانلوی اردبیلی (شعر ترکی با ترجمه)
لطف ارباب از مهدي محمدي
شراره از غلامرضا سازگار

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز