فارسی
يكشنبه 28 شهريور 1400 - الاحد 12 صفر 1443
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
725
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

دین به انسان برای بر آوردن نیازش چه کمکی می کند؟

پرسش "جایگاه دین در عرصه زندگی" هم از سوی افرادی مطرح میشودکه به مبدأ و معاد عقیده ندارند، هم توسط کسانی که به خدا و معاد ایمان دارند.این نوشتار در صدد تبیین جواب پرسش آنانی است که به خدا ایمان دارند.
دیدگاه ها درباره نیاز به دین.
دین شناسان وجود دین را در تفسیر زندگی، هدایت و تأمین سعادت دنیا و آخرت ضروری دانسته اند.البته این دسته در خصوص گستره حداقلی و حداکثری دین اختلاف نظر دارند.
برای بیان نقش دین در زندگی ضروری است برخی از دلائل لزوم دین و فواید آن بیان شود. بیان فواید و لزوم دین هم بطلان مبنای مخالفان ضرورت دین را اثبات میکند و هم نیاز انسان به دین را ضروری مینماید.
1- رشد عقلی:
عقل برای هدایت و تأمین سعادت انسان کافی نیست، بلکه عقل جهت رشد و شناخت برخی از واقعیات، نیاز به دین دارد، زیرا عقل در شناخت برخی از مسایل عاجز است و در تشخیص حق و باطل دچار مشکل میشود. دین است که در برخی موارد زمینه های حکم عقل را فراهم مینماید و آن را در تفسیر زندگی، شناخت جهان و شناخت مبدأ و معاد کمک میکند.
بر اساس نیاز عقل به دین است که یکی از فلسفه های بعثت پیامبران "رشد عقلانی" بیان شده است. امام علی(ع) فرمود: "خداوند رسولانش را فرستاد... تا گنجینه های عقل را آشکار سازند...".
استاد آیت اللَّه جوادی آملی مینویسد: "... مثلاً عقل انسان، بعضی از صفات جزئیه خداوند، مانند سمع و بصر و کلام الهی و همچنین حقیقت معاد و چگونگی آن و احکام الهی را کاملاً درک نمیکند و باید آن ها را از نقل (حدیث) استفاده کند...".
2- تشریع قانون:
اندیشمندان باور دارند که انسان ها مدنی بوده و نیاز به زندگی دسته جمعی دارند تا نیازهای خویش را با تعامل تأمین کنند. اولین مؤلفه زندگی دسته جمعی، وجود قانون و اجرای آن است؛ زیرا بدون قانون نمیتوان امنیت و عدالت را برقرار کرد و از حقوق مردم دفاع نمود.
طرفداران دین باور دارند که عقل و علم به تنهایی قادر نیستند که همه مصالح و مفاسد انسان ها را درک کردهو بر اساس آن قانون وضع کند: "ما نباید فراموش کنیم که معلومات و ادراکات عقلی ما بر آنچه که نمیدانیم، قطره ای در مقابل یک اقیانوس عظیم است، و این حقیقتی است که همه دانشمندان اعم از مادی و غیر مادی به آن معترفند...".
محدودیت عقل انسان از یک سو و نیاز انسان به قانون از جانب دیگر این امر را ضروری مینماید که خداوند هم باید قانون جعل کند و هم برای اجرای قانون پیامبران را ارسال نماید تا آن ها با اجرای قانون، ارتباط انسان ها با خدا را بر قرار نمایند و سعادت آنان را تأمین کنند. این قوانین همان دین است که مجریان آن پیامبران هستند. در تعریف دین گفته شده است: "مراد از دین مکتبی است که از مجموعه عقاید اخلاق و قوانین و مقررات اجرایی تشکیل شده و هدف آن راهنمایی انسان برای سعادتمندی است".
امام صادق(ع) در خصوص فلسفه بعثت پیامبران فرمود: "... هنگامی که ثابت کردیم خالق و آفریدگاری داریم و آن آفریدگار هرگز به چشم دیده نمیشود و قابل لمس نیست تا بندگانش با او تماس مستقیم داشته باشند، ثابت میشود که او سفیرانی میان بندگانش دارد که دستورهای او را به آن ها میرسانند و آن ها را به آنچه مصالح و منافع شان در آن است و مایه بقای آن ها، و ترک آن مایه فنای آنان میشود، رهنمون میشوند".
3- اخلاق و تربیت:
در حوزه اخلاق و تربیت نیز انسان ها به دین نیاز دارند، زیرا عقل و دانش انسان در رشد فضایل اخلاقی و تفسیر و شناخت مفاهیم آن عاجز است؛ از این رو امروزه این لغزش به وجود آمده است که ارزش های اخلاقی و کرامت انسانی، در لذت دنیوی، قدرت گرایی و ثروت ظهور میکند.
در مکاتب اخلاقی به وجود آمده، هر کدام خوشبختی انسان را در یک چیز دانسته اند: یکی در لذّت گرایی، دیگری در ترک لذّت، یکی در سود خواهی و دیگری در قدرت طلبی، که "نیچه" فیلسوف آلمانی، خوشبختی انسان را در رسیدن به قدرت هر چه بیشتر میداند، حتی با از بین بردن انسان ها. و این نشان از سردرگمی عقل در شناخت راه سعادت و نجات بشری است. و برای نجات بشریت و پیمودن راه سعادت باید از دین کمک گرفت، دینی که توسط رسولان الهی برای ما انسان ها آورده شده است. و به همین جهت پیامبر(ص) فرمود: "انّی بعثت لأتمّم مکارم الاخلاق؛ بدرستی که مبعوث شدم برای کامل کردن اخلاق".این حدیث بیانگر آن است که عقل به تنهایی برای کسب فضایل و مفاهیم اخلاقی کافی نیست، بلکه برای تشکیل جامعه آرمانی نیاز به مکمّل دارد که آموزه های اخلاقی است. شاید بر همین اساس باشد که یکی از فلسفه های بعثت پیامبر(ص) تعلیم و تربیت بیان شده است. دین نه تنها در تعریف و ارائه مفاهیم اخلاقی نقش دارد، بلکه پشتوانه مهم اجرای بایدها و نبایدهای اخلاقی است. عقل انسان ها نمیتواند هواهای نفسانی را مغلوب کند، بلکه در تضاد این دو (عقل و شهوت) پیروز میدان نفس اماره است.شاید انسان ها خوب و بد و راه خوشبختی را بشناسند، اما انگیره و عاملی که بتواند آن ها را به انجام برساند، نبوده یا ضعیف است.
بنابراین، دین با ایجاد ایمان و باور به خداوند و رستاخیز و حسابرسی قیامت و بیان ارزش های الهی و انسان، پشتوانه بسیار محکمی برای اخلاق انسانی است که برای اجرای مفاهیم اخلاقی نیاز به تشویق است؛ از این رو پیامبران الهی معلمان جامعه خوانده شده اند و مردم، دانش آموزانی که پیامبران با بهره گیری از دو عنصر "بشارت و انذار" به هدایت آنان میپردازند. بر اساس نقش دین در زندگی و پرورش اخلاق است که برخی از اندیشمندان غیر مسلمان نیز بر ضرورت دین تأکید کرده اند.
"تولستوی" میگوید: ایمان آن چیزی است که آدمی با آن زندگی میکند.و دنیا بدون دین زندان است.
استاد شهید مطهری در خصوص نقش دین مینویسد: "اولین اثر ایمان این است که پشتوانه اخلاق است. خواجه نصیر طوسی و بوعلی سینا نیز عقیده دارند که برای ایجاد مدینه فاضله و جامعه سعادتمند به دین و آموزه های آن نیاز است.
4- راهنمایی به زندگی با آرامش:
انسان دارای دو بُعد مادی و معنوی است که پرورش و هدایت هر دو نیاز به راهنمایی دارند. عقل و علم در پرورش بُعد مادی تا اندازه ای موفق بوده اند، ولی تقویت و پرورش بُعد معنوی، نیاز به راهنمای دیگر دارد که دین است. دین در ایجاد آرامش (که یکی از نیازهای روحی انسان است) نقش بنیادی دارد، زیرا دین با راهنمایی خود زندگی انسان را هدفمند نموده و زمینه هایی را فراهم میکند که انسان به مبدأ و معاد اعتقاد پیدا کند. اعتقاد به مبدأ و معاد سختیها و مشکلات زندگی را معنا دار نموده و به انسان آرامش میدهد. یکی از نویسندگان در این خصوص مینویسد: "دین، اطلاعاتی را در اختیار انسان مینهد تا زندگی برای او در مجموعه هستی، میسّر و مطبوع شود. به تعبیر دیگر: بین آدمی و جهان و زندگی و خویشتن او آشتی بر قرار گردد و همه چیز را به دید مثبت بنگرد. دکتر "بیل" در پیامی به جهانیان، آنان را به داشتن قدرت مثبت نگریستن فراخوانده و گفته است: با اطمینان به نفس، شور و حرارت، نگرش مثبت و کمک پروردگار میتوانی مشکلات شخصی خویش را حل کنی..." . قرآن کریم نیز یکی از پیام های دین را آرامش روانی میداند: "ألا بذکراللَّه تطمئنّ القلوب".
5- معنا بخشی به زندگی:
یکی از فواید دین در معنا بخشیدن به زندگی ظهور میکند. این پرسش ها، پرسش های مهم همه انسان ها هستند: از کجا آمده ام، برای چه آمده ام، به کجا خواهم رفت؟
واقعیت آن است که عقل به این پرسش ها جواب قابل قبول ارائه نکرده، از این رو هنوز این پرسش ها وجود داشته و بشر از شناخت معنای زندگی عاجز است. یکی از فواید دین این است که با طرح مبدأ و معاد و فلسفه آفرینش انسان به زندگی معنا بخشید؛ از این رو برخی از جامعه شناسان در تحلیل دین میگویند: "جوهر دین را باید در این واقعیت جستجو کرد که دین در واقع، واکنشی در برابر تهدید به بی معنایی در زندگی بشری، کوششی برای نگریستن به جهان، به صورت یک واقعیت معنا دار است".
یکی از نویسندگان مینویسد: "شاید این فایده دین معنا بخشیدن به زندگی، از مهم ترین فواید دین باشد، زیرا زمانی زندگی برای انسان معنا دارد که بداند هدف و معنای آن چیست و برای چه آفریده شده است. در واقع اگر معنای زندگی را در جهت تأمین جاودانگی و ابدیت انسان تبیین کنیم، به یکی از عظیم ترین و اصلیترین فواید دین دست یافته ایم، از این رو گفته اند: "سرّ حاجت انسان به دین، جاودانه بودن و زندگی اُخروی است و اگر جاودانگی مطرح نباشد، زندگی لغو (و بیهوده) خواهد بود".
6- برقراری قسط و عدل:
تاریخ انسان ها چالش و اختلافات و ظلم هایی را شاهد بوده، و این در حالی است که بشر از عقل و دانش برخوردار میباشد. و عقل در چالش زدایی و ایجاد زندگی مسالمت امیز موفق نبوده؛ همچنین عقل در تعریف صلح و تبیین شرایط و عوامل برقراری عدالت نیز دچار مشکل شده است و عامل بازدارنده در برابر ظالمان به حساب نمیآید.دین نخست ظلم، عدل و صلح را تعریف نموده، مردم را به ظلم ستیزی و حمایت از مظلومان سفارش کرده؛ از این رو پیامبران الهی در طول تاریخ با عدالت ستیزان مبارزه نموده و تاریخ شاهد درگیری حق و باطل بوده است. از سوی دیگر دین همگان را به صلح سفارش نموده و شرایط صلح را بیان کرده است، افزون بر این که اسلام جهاد در راه عدل را لازم دانسته و همه پیروان ادیان الهی را به همگرایی و گفتگو فراخوانده است.
یکی از فلسفه بعثت انبیا آزادی انسان ها از اسارت و ظلم پذیری و برپایی قسط و عدل بیان شده است: "لقد أرسلنا رُسُلَنا بالبیّنات و أنزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم النّاس بالقسط؛ همانا ما پیامبران خود را با ادله و معجزات (به خلق) فرستادیم و برایشان کتاب و میزان عدل نازل کریم تا مردم به راستی و عدالت گرایند".و این همان نقش دین در زندگی است.

 

725
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

چرا ما به خدا نیاز داریم؟
مدیتیشن از نظر شرعی قابل قبول هست یا نه؟
همه چيز را خدا آفريده، پس خدا را چه كسی آفريده است؟
فلسفه غیبت حضرت حجت در چیست؟
چگونه عاقبت به خير شويم و اصولاً عاقبت به خير شدن چيست؟
اميال باطني انسان به چند دسته تقسيم ميشوند؟
فرق رشوه و ربا چيست؟
تفاوت انسان با حیوانات و گیاهان در رسیدن به اهداف چیست؟
چرا مثل گذشته نمی توانم برای امام حسین گریه کنم؟
در زیارت اربعین منظور از قتیل العبرات چیست ؟

بیشترین بازدید این مجموعه

چرا اهل تسنن دست بسته درنماز می ایستند ؟
علت ترس از مرگ و راه درمان آن چیست ؟
فرق زنا با صیغه موقت در اسلام چیست ؟
راه وسعت رزق چیست و چرا با اینکه انسان متدین است گاهی ...
ارتباط دختر و پسر در صورتی که قصد گناه نباشد و موجب ...
تفاوت واژه های عقل، روح، نفس، قلب، دل و جان چیست؟ لطفا ...
راه نجات از وسواس چیست؟
گناهانی که بخشیده نمی شوند کدامند؟
آیا خداوند توبه شراب خوار را می پذیرد؟

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا