فارسی
جمعه 12 آذر 1400 - الجمعة 28 ربيع الثاني 1443
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
302
0
نفر 1
100% این مطلب را پسندیده اند

حقيقت دعا

 

منابع مقاله:

کتاب  : عرفان اسلامى جلد ششم

نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان

 

دعا حقيقتى است كه در تمام موجودات عالم، اعم از غيبى و شهودى سريان ذاتى دارد و اگر اين حقيقت همراه موجودات آفرينش نبود، از عنايت و رحمت حضرت حق بى بهره بودند.

دقت در وضع موجودات و به خصوص بافت ذاتى و معنوى آنان ما را به اين نكته واقف مى كند كه حقيقت موجودات و اصل و ريشه آنان دعا است. اگر دعا حقيقت ذات آنان را تشكيل نمى داد، اين همه فيض الهى را چگونه و از چه راهى دريافت مى كردند.

دهان ذات موجودات جهت درخواست نيازهايشان از مصدر بى نياز باز است و كليه مهمانان خلقت به طور دائم از جناب او با زبان حال در طلب و گدايى و مسكنت هستند و اين حيثيت در موجودات عالم عبارت از دعا است.

ذات ما انسان ها و بناى وجود ما، جهت تأمين تمام نيازمندى هايش، عين دعا و طلب و درخواست و گدايى است، درخواست و گدايى از حضرت حق جهت پركردن كمبودها، مقتضاى درونى و برونى موجودات و در حقيقت عين دعا و اصل دعا و ريشه دعا و ذات دعا است و اين مسئله براى احدى قابل انكار نيست و نمى تواند باشد.

اگر دعا نبود و اگر طلب و درخواست نبود، ادامه حيات براى هيچ موجودى امكان پذير نبود.

 

دعاى تكوينى و تشريعى

وجود تمام موجودات، در ظاهر و باطن خود، عين خواستن و طلب هستند و در طبيعت خلقت هيچ موجودى از اين خلقت جدا نيست.

هيچ موجودى ذاتاً و طبعاً استعداد و لياقت و قدرت كوس استقلال زدن ندارد و نمى تواند داشته باشد.

ذات موجودات و طبع خلقت آنان و سازمان هستى و شؤونشان در برابر ذات بى نياز عين نياز و در برابر غنى مطلق فقر مطلق است.

وقتى ثابت باشد موجودات بدون استثنا، عين ربط و تعلق و عين تجلى و محض امكان و فقرند و يك جزء غير قابل ديدن و جزء ديدنى هيچ موجودى در هيچ نشانى مستقل و بى نياز نيست، چه راهى براى ادعاى استقلال و عدم نيازمندى براى موجودات هست؟

در ادعاى بى نيازى و استقلال به روى بزرگ ترين موجود معنوى عالم و شاخص ترين عنصر خلقت و زيباترين چهره هستى حضرت رسول اللّه صلى الله عليه و آله بسته است، چه رسد به موجودات ديگر كه طفيل هستى او و سايه مصداق:

لَوْلاكَ لَما خَلَقْتُ الْأفْلاكَ «1».

اى پيامبر! اگر تو نمى بودى جهان و جهانيان را خلق نمى كردم.

هستند.

او از همه عالم آگاهى و وقوفش به مسئله فقر ذاتى و نياز طبيعى و حتمى موجود بيشتر بود و توجه به اين نياز همه جانبه را نسبت به حضرت بى نياز و فقر ذاتى را نسبت به غنى حميد فخر خود مى دانست و بالاترين مقام را براى خويش سلطنت فقر به حساب مى آورد و در برابر حضرت دوست با تمام وجودش عرضه مى داشت:

ألْفَقْرُ فَخْرى «2».

فقر، سرافرازى و افتخار من است.

در زمينه اين نوع دعا و اين شكل درخواست و طلب، ذات موجودات يكسان است و كل عالم هستى بى وقفه در زمينه فقر ذاتى و امكانيش، حتى تمام كفار و بت پرستان و همه فاجران و فاسقان و ملحدان در حال دعايند و اگر اين خط و ربط در وجود آنان نسبت به حضرت او نبود، امكان ادامه زندگى براى كم ترين لحظه براى هيچ كدامشان وجود نداشت.

از اين طلب ذاتى و درخواست طبيعى كه سراسر هستى موجودات و شؤون آنان را فرا گرفته و هيچيك را براى ادامه زندگى چاره اى جز آن نيست تعبير به دعاى تكوينى مى شود، كه در اين دعا زبان و صدا و اشك و ناله و زارى مدخليت ندارد و نسبت به اين دعا هم دستورى نيست كه چرا اين قسم از دعا ذاتى موجودات و بافت وجودى و طبيعى آنان است.

اما قسمتى ديگر در زمينه دعا وجود دارد كه به آن دستور داده شده و از جن و انس و ملائكه، خواسته اند كه اين حقيقت را بالاراده به دستور حضرت رب العزه تحقق دهند.

درست است كه خداوند عزيز به تمام خواسته هاى عبادش آگاه و عالم و آشناست، اما همين خداى مهربان و آشناى به نيازهاى ارادى عباد از آنان خواسته، خواسته هاى خود را با سوز دل و با حركت زبان و اعلام نيازمندى هاى دنيا و آخرت، همراه با اشك چشم و سودن پيشانى به خاك درگاه من ابراز كنيد كه من عاشق اين حال و علاقه مند به اين زارى و درخواست و اشك چشم شمايم.

اين معنا را بايد همه نيازمندان كه همه انسان ها هستند و به خصوص گناهكاران از عباد كه در به در دنبال آشتى با دوست هستند رعايت كنند و بايد بدانند، همان طور كه گفته شد اگر دعا و درخواست و طلب و گدايى و نيازمندى در ذات موجودات نبود، به كم ترين فيض و عنايت از جانب دوست نمى رسيدند، همان طور اگر براى آمرزش گناه و قبولى توبه و رسيدن به آنچه خير انسان است و دست يافتن به سعادت دنيا و آخرت، دعايى در كار نباشد، هيچ فيض و عنايت و كرامت و لطف و رحمت و رأفت و بسط رزق و آمرزش گناه و خير دنيا و آخرت نصيب انسان نمى گردد.

اين نوع دعا كه در قرآن و روايات و به وسيله همه انبيا و امامان عليهم السلام دستور داده شده دعاى تشريعى است.

از اين دعا تكبر نكنيد و از جبهه بر خاك درِ دوست گذاشتن روى مگردانيد و بر اين مسئله كه خدا همه چيز ما را آگاه است نياز به گفتن و اعلام كردن و درخواست نمودن نيست تكيه نكنيد و العياذ باللّه در پيشگاه حضرت رب العزه كه تمام خير در يد اوست حالت استغنا و بى نيازى نگيريد كه اين حال تحقق حقيقى پيدا نمى كند و جز گناه و جرم در برابر حضرت او چيزى نيست و خداوند بزرگ از اين حال شيطانى و خط ابليسى در قرآن مجيد تعبير به طغيان و استكبار فرموده است.

گنهكار با سكوت خود و خشكى حال و اشك چشمش به جايى نمى رسد و به فيضى از طرف حضرت اللّه مشرف نمى گردد.

خواستار سعادت دارين، با سكوت از خواسته و عدم تحرك در به دست آوردن سرمايه دنيايى و آخرتى، چيزى نصيبش نمى شود.

اينجاست كه بايد گفت: دعا بهترين عمل و قوى ترين حركت و برترين حالتى است كه به توفيق حضرت ربوبى انسان را يارى كرده و از مهالك وى را مى رهاند.

دعا اين رابطه معنوى و فطرى كه به طور اكثر در مواقع دردمندى و حوادث و مصائب وخلأها و پيش آمدها در حال و زبان و قيافه و اشك سوزان انسان تجلى مى كند، معشوق انبيا و امامان عليهم السلام و محبوب اوليا و عارفان بوده، اين جزوه اگر بخواهد همين حقيقت را از زندگى پاكان عالم فقط از طريق قرآن و روايات بررسى كند، از چند جلد كتاب افزون خواهد شد، البته امتياز پاكان و عاشقان و عارفان در اين مسئله نسبت به ساير انسان ها در اين بود كه آنان همه وقت چه در هنگام داشتن بهترين آرامش، چه وقت حوادث در پيشگاه حضرت رب الارباب در حال دعا بودند كه به دعا و اظهار نيازمندى و فقر در بارگاه قدس او عشق مى ورزيدند، ولى بقيه انسان ها معمولًا براى رفع حوادث و مشكلات ياد خدا مى كنند و اين معنى را خداوند مهربان در قرآن مجيد از انبيا و ساير انسان ها خبر مى دهد.

 

دعاى پيامبران و ائمه معصومين عليهم السلام

در هر صورت قرآن مجيد از پيامبران بزرگ دعاهايى به وقت سرّاء و ضرّاء نقل مى كند كه توجه به وضع انبيا و دعاهاى آنان بر ما لازم است، تا اهل دعا شده و مقام و موقعيت دعا و اين كه چگونه بايد دعا كرد را دريابيم.

قرآن مجيد فقط براى نمونه و تعليم دادن بندگان از انبيا به ترتيب زير نام برده كه وضع نامبردگان، دليل بر وضع همه آن ها است.

1- از آدم در سوره اعراف آيه 33.

2- از نوح در سوره نوح آيه 28.

3- از ابراهيم در سوره ابراهيم آيه 40.

4- از سليمان در سوره نمل آيه 19.

5- از يونس در سوره انبيا آيه 87- 88.

6- از يوسف در سوره يوسف آيه 33.

7- از موسى در سوره قصص آيه 21- 22.

8- از زكريا در سوره آل عمران آيه 38.

9- از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در سوره طه آيه 113.

و براى درك دعا و نيايش امامان بزرگوار شيعه كه دعاهاى آنان بهترين مكتب تزكيه و تصفيه و عالى ترين داروى علاج دردها مى باشد به كتب زير مراجعه كنيد:

«بلدالامين» كفعمى، «عدة الداعى» ابن فهد، «مصباح الزائر»، «زاد المعاد» علامه مجلسى رحمه الله، كتاب دعا «الكافى»، كتاب دعا «بحار الأنوار»، «صحيفه سجاديه»، بخشى از «نهج البلاغة» و از همه رايج تر «مفاتيح الجنان» محدث قمى رضوان اللّه عليه.

شما وقتى به دعاهاى نقل شده از انبيا در قرآن و دعاهاى وارده از معصومين عليهم السلام به خصوص دعاى كميل، عرفه، ابوحمزه ثمالى، مناجات شعبانيه، دعاى مكارم الاخلاق، دعاى بعد از زيارت حضرت رضا عليه السلام مراجعه مى كنيد به اين نكته واقف مى شويد كه دعا بهترين عامل حركت انسان به سوى ارزش ها، درستى ها، آراستگى ها، پيراستگى ها، تزكيه، تصفيه، تجليه، تخليه و تحليه و آمرزش گناه و علاج دردهاى شيطانى و ابليسى است.

 

دعا در كلام دانشمندان فرهيخته

مسئله اهميت و ارزش دعا و آثار آن به قدرى روشن و آشكار است كه حتى دانشمندان بيگانه از اسلام هم بر اساس هدايت فطرى، به اين مسئله اشاره كرده و با يك دنيا انصاف و وجدان دعا را عامل حركت و از ضرورى ترين نيازهاى بشر و داروهاى درمان حتى براى دردهاى جسمى شمرده و در زمان ما در حال پايه گذارى مطب هايى هستند كه طبيبان تربيت شده در اين فن حتى سخت ترين بيمارى هاى جسمى را از اين طريق معالجه كنند.

كارل و دعا

كارل آن دانشمند بزرگ فرانسوى كه مورد قبول تمام دانشمندان عالم است در اين زمينه كتاب مستقلى به نام «نيايش» دارد و در لابه لاى كتب ديگرش چون «انسان موجود ناشناخته» مسائلى در اين زمينه دارد، من قسمتى از گفتار او و برخى ديگر از عالمان را در زمينه دعا از كتاب «دعا عامل پيشرفت يا ركود» براى شما بازگو مى كنم:

كارل مى گويد:

در موقع دعا نه فقط انسان يك فورمول واحدى را پيش خود مى خواند، بلكه وجدان او چنان در عالم تجرد و انقطاع فرو مى رود كه خودش تصور آن را نمى تواند بكند، اين حالت عجيب را نبايد فقط به ترقى و پيشرفت قواى روحى نسبت داد، حالت دعا و مناجات اثراتى در اعضاى بدن ما بجا مى گذارد كه در نوع خود بى سابقه است، در روز اول آنقدرها جالب توجه نيست، اما كم كم وقتى كه عادى شد، هيچ لذتى در مقابل آن برابرى نمى كند.

انسان در اين حالت خود را به طرزى به خدا تسليم مى نمايد، مثل اين كه تخته اى سنگ مرمر در مقابل سنگ تراش، بى اختيار است و در همان حال از خداى خود رحمت و ترحم را طلب مى نمايد.

كپلر و دعا

كپلر سخت معتقد به دعا بود در حدى كه در كتاب «هيئت در مكتب اسلام» مناجات زير از او نقل شده.

من قبل از ترك كردن اين ميز كه تمام تجسسات خود را در روى آن نموده ام تنها كارى كه مانده و بايد انجام دهم اين است كه چشم ها و دست هاى خود را به سمت آسمان بلند كرده و با خلوصى هر چه تمامتر، سپاس خويش را به درگاه خالق اين كواكب درخشان تقديم نمايم.

اى خداوندى كه با اين تجليات جهان تاب، تمام صحنه طبيعت را منور ساخته اى و افكار ما را با نور ابدى و وجود سرمدى خود سير مى دهى.

اى مولد و آفريننده من، من تو را سپاس مى گزارم و اگر اتفاقاً اين بنده ناچيز، چيزى گفته باشم كه در خور مقام تو نباشد مرا آگاه ساز تا آن را محو نمايم.

آوه!! اگر چنين است، مرا به رحمانيت و رحيميت خود ببخش و بر اين بنده منت گذار، تا كارى كه انجام داده ام هرگز موجب كبر و خودپسندى من نگردد، بلكه فقط در راه كمك به شناسايى عظمت تو و راه رستگارى بكار رود.

گلن كلارك و دعا

گلن كلارك- كه از دانشمندان غرب و باصطلاح مؤسس گروه نيايش گر و پيشواى اردوگاه «بسيج دعا» است- چنين مى گويد:

امروز در آمريكا بزرگ ترين احتياج ما به دعا است، ارتش عظيم، مردمان گوشه نشين، پيرمردانى كه فكر مى كنند زندگيشان به سر رسيده، بيماران بسترى كه در پى فرصتى هستند تا زندگيشان ارزش و مفهومى پيدا كند، اين ها همه بزرگ ترين منابع دست نخورده بشريت هستند، اگر شما آدمى منزوى هستيد، آيا در بزرگ ترين جهاد روحانى كه تاكنون در دنيا آغاز شده با ما تشريك مساعى نمى كنيد؟

در خلوت خانه سفينه فضايى توسط سرنشينان آپولوى 8 دعايى صورت گرفت كه گواه زنده اى بر نيازمندى بشر به نيايش با اوست، آنان گفتند:

اى خداى بزرگ! به ما بينش عطا كن تا بتوانيم اسم تو را در جهان ببينيم و علاقه به تو را با وجود خطاهاى بشرى درك كنيم، اى خداى بزرگ! به ما ايمانى عطا كن تا با وجود نادانى و ضعف خود به نيكى متكى باشيم.

به ما دانشى عطا كن، تا بتوانيم وجودت را درك كنيم و شكرگزارت باشيم و به ما نشان ده كه براى گسترش صلح جهانى چه وظايفى را بايد انجام دهيم.

در هر صورت دعا امرى است ضرورى و فطرى و مسئله اى است كه خداوند به آن دستور داده و جزء حتمى اخلاق انبياى الهى قلمداد شده و با اين كه خداى بزرگ به تمام خواسته هاى محتاجان آگاه است ولى انسان با دعا شايستگى گرفتن عطاى حق را پيدا مى كند.

دعا خواستن است و خواستن اگر حقيقت داشته باشد، انسان با كمال شوق دنبال تحقق دادن آن حركت مى كند، دعا به اين نيست كه كسى فقط بگويد، بلكه دعا مجموعه اى از خواستن و دنبال كردن و تحقق دادن و حفظ كردن است.

 

پی نوشت ها:

 

______________________________

(1)- المناقب: 1/ 216، فصل فى اللطائف؛ بحار الأنوار: 16/ 405، باب 12، حديث 1.

(2)- عوالى اللآلى: 1/ 39، الفصل الرابع، حديث 38؛ بحار الأنوار: 69/ 49، باب 94، حديث 58.

 


منبع : پایگاه عرفان
302
0
100% (نفر 1)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب


بیشترین بازدید این مجموعه


 
نظرات کاربر

پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا  

^