فارسی
دوشنبه 13 مرداد 1399 - الاثنين 13 ذي الحجة 1441

  439
  0
  0

اثر دوم تقوا: امنيّت

 

 

 اثر دوم از دوازده اثر تقوا ، كه در كتاب خدا مطرح است:

  » وَإِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ لَا يَضُرُّكُمْ كَيْدُهُمْ شَيًْا إِنَّ اللَّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطٌ «

 

  كسانى كه اهل تقوا هستند ، در حقيقت در حصار امن پروردگار هستند و نقشه ها ، كيدها و تدابير شياطين ، كمترين زيانى به آنها نخواهد زد .

 »شى ء« در آيه شريفه به معناى عنصر بسيار كم حجم است . به عبارت ديگر پروردگار مى خواهد بگويد : اهل تقوا در نورانيّت باطنى به سر مى برند ، كه با كمك آن نور ، زيان ها ، ضررها و نقشه هاى دشمنان را تشخيص مى دهند و فريب نمى خورند .

 نوشته اند : رضاخان صبح جمعه به حرم حضرت عبدالعظيم رفته بود . او آدمى بود كه كسانى كه به او حكومت داده بودند مى گفتند : او را به شدت مخالف دين و قرآن و فرهنگ خدا رشد داده ايم . سواد چندانى نداشت ، يا بهتر بگويم : اصلاً سواد نداشت .

 در صحن حضرت حمزه بن موسى الكاظم عليه السلام مى بيند كه چند نفرى به يكى از علماى حاضر در آنجا خيلى احترام مى كنند . او مأموريت داشت كه تمام حوزه هاى شيعه را تعطيل كند ، درب مساجد را ببندد ، منبرها ممنوع شود و لباس روحانيت از بين برود .

 تعجب كرد كه ما با اين همه هجومى كه كرده ايم ، روضه ها را تعطيل كرديم ، مسجدها خلوت شده ، حوزه ها بر لب مرز شكست هستند ، چطور هنوز در بين مردم ، اهل اين لباس را اين قدر احترام مى گذارند ؟

 به آن سرهنگ كه در كنارش بود گفت : اين عالم كيست ؟ او بين مردم آمد پرسيد : اين آقا كيست ؟ يكى از چهره هاى معروف آن زمان بود ، كه نوشته اند اهل حال و اهل دل بوده است .

 آمد و به رضاخان گفت : اسم آقا، اين است ، او فكرى كرد و يادش آمد كه زياد اسم ايشان را شنيده است . از جيب خود پنجاه تومان درمى آورد و درون پاكت مى گذارد ، به اين سرهنگ يا سرتيپ مى دهد ، مى گويد : ببر به ايشان تقديم كن . آن پول كه پول حلال و مشروعى نبود .

 مى آورد و تعارف مى كند و طورى مى گويد كه مثلاً به اين بزرگوار بفهماند كه قدر اعليحضرت را بدان ، قبله عالم پنجاه تومان تقديم كرده است .

 آن وقت ها كه خودكار و اين حرفها نبوده ، آن عالم مداد خود را از جيب در مى آورد ، به سرعت پشت پاكت مى نويسد :

 ما آبروى فقر و قناعت را نمى بريم

با پادشه بگوى كه روزى مقدّر است

  به او بگو : ما نان خور خدا هستيم ، پول تو را نمى توانيم قبول كنيم .

 

 ببينيد شيطان با پنجاه تومان كه خيلى شيرين بوده ، مى خواهد زيان بزند ، اما تقوا اين زيان را دفع مى كند .

 

 

 


منبع : پایگاه عرفان
  439
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    نگاه ویژهٔ خداوند به دعا و اجابت آن
    درمان بیماری شرک، نخستین رسالت انبیا
    رحمت فراگیر و گستردۀ پروردگار
    عزیمت حضرت مسلم ابن عقیل به شهر کوفه و شهادت ایشان
    کلید بهشت در سایه‌سار تعلیمات امام هدایت
    انتخاب نبی و امام، تحت سیطرۀ ارادۀ پروردگار
    ملاک نبودن سن در تعیین امام
    سِرِّ نديدن مرده خود در خواب‏
    مسئولیت انسان در زندگی و بازپرسی در قیامت
    حذف و انتخاب‌های الهی، عامل استحکام ایمان

بیشترین بازدید این مجموعه

      تهران_ مسجد امیر رمضان 94 سخنرانی دوم
      تهران_ مسجد امیر رمضان 94 سخنرانی پنجم
      تهران_ حسینیه همدانیها رمضان94 سخنرانی نهم
      تهران_ حسینیه همدانیها رمضان 94 سخنرانی دهم
      تهران_ مسجد امیر رمضان 94 سخنرانی یازدهم
      تهران_ حسینیه همدانیها رمضان 94 سخنرانی سیزدهم
      تهران_ حسینیه همدانیها رمضان 94 سخنرانی هفدهم
      تهران_ حسینیه همدانیها رمضان 94 سخنرانی بیست و سوم
      تهران_ مسجد امیر رمضان 94 سخنرانی نوزدهم
      دهه اول محرم 94 حسینیه آیت الله علوی تهرانی سخنرانی هشتم

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز