فارسی
پنجشنبه 23 مرداد 1399 - الخميس 23 ذي الحجة 1441
  2322
  0
  0

علل نقمت‏

 

منابع مقاله:

کتاب : تفسير و شرح صحيفه سجاديه جلد چهارم

نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان

 

گناهان تغيير دهنده نعمت

 

امام سجاد عليه السلام در حديث ذيل به علل نِقَم اشاره مى فرمايند:

إنَّ الذُّنُوبَ الَّتى تُغَيِّرُ النِّعَمَ: الْبَغْىُ عَلَى النّاسِ، وَالزَّوالُ عَنِ الْعادَةِ فِى الْخَيْرِ وَاصْطِناعِ الْمَعْرُوفِ، وَكُفْرانُ النِّعَمِ، وَتَرْكُ الشُّكرِ؛ قالَ اللّهُ تَعالى :

إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ» «1»

گناهانى كه باعث تغيير نعمت حق بر عبد است عبارت است از: ستم بر مردم، از دست دادن حالتى كه مورث انجام خوبى است، تعطيل كردن نيكى به مردم، كفران نعمت و ترك شكر؛ خداوند مى فرمايد: يقيناً خدا سرنوشت هيچ ملتى را  [به سوى بلا، نكبت، شكست و شقاوت ] تغيير نمى دهد تا آن كه آنان آنچه را [از صفات خوب و رفتارشايسته و پسنديده ] در وجودشان قرار دارد به زشتى ها و گناه تغيير دهند.

 

گناهان مورّث پشيمانى

 

وَالذُّنُوبُ الَّتى تُورِثُ النَّدَمَ: قَتْلُ النَّفْسِ الَّتى حَرَّمَ اللّهُ؛ قالَ اللّهُ فى قِصَّةِ قابيلَ حينَ قَتَلَ أخاهُ فَعَجَزَ عَنْ دَفْنِهِ:

فَأصْبَحَ مِنَ النّادِمينَ» «2»

، وَتَرْكُ

صِلَةِ الرَّحِمِ حينَ يَقْدِرُ، وَتَرْكُ الصَّلاةِ حَتّى يَخْرُجَ وَقْتُها، وَتَرْكُ الْوَصِيَّةِ وَرَدِّ الْمَظالِمِ، وَمَنْعُ الزَّكاةِ حَتّى يَحْضُرَ الْمَوْتُ وَيَنْغَلِقَ اللِّسانُ.

گناهانى كه باعث پشيمانى و ندامت است: ريختن خون انسان كه خداوند آن را حرام فرموده؛ حضرت حق در داستان قابيل كه در مقام كشتن برادرش هابيل برآمد و از دفن وى عاجز ماند مى فرمايد: نهايتاً از پشيمانان شد. و ترك صله رحم در زمان قدرت، وترك نماز تا وقت بگذرد، و ترك وصيّت، و ترك ردّ مظالم، و منع كردن زكات تا وقت حضور مرگ و بسته شدن زبان.

 

گناهان زايل كننده نعمت

 

وَالذُّنُوبُ الَّتى تُزيلُ النِّعَمَ: عِصْيانُ الْعارِفِ، وَالتَّطاوُلُ عَلَى النّاسِ، وَالاستهزاءُ بِهِمْ، وَالسُّخْرِيَّةُ مِنْهُم.

گناهانى كه باعث زوال نعمت است: با شناخت به گناه مرتكب گناه شدن، تعدّى و تجاوز به حقوق مردم، ريشخند كردن انسان ها، خوار نمودن افراد.

 

گناهان دافع نعمت

 

وَالذُّنُوبُ الَّتى تَدْفَعُ القِسْمَ: إظْهارُ الافْتِقارِ، وَالنَّوْمُ عَنِ صَلاةِ الْعَتَمَةِ، وَعَنْ صَلاةِ الْغَداةِ، وَاسْتِحْقارُ النِّعَمِ، وَشَكْوَى الْمَعْبودِ عَزَّوَجَلَّ.

گناهانى كه نمى گذارد روزى و نعمت به انسان برسد: اظهار فقر و احتياج، خواب ثلث اول شب كه باعث از دست رفتن نماز است، خوابيدن تا قضا شدن نماز صبح، كوچك شمردن نعمت، و شكايت و گلايه از حضرت معبود عز و جل.

 

گناهانى كه باعث پرده درى است

 

وَالذُّنُوبُ الَّتى تَهْتِك الْعِصَمَ: شُرْبُ الْخَمْرِ، وَلَعْبُ الْقِمارِ، وَتَعاطِى ما يُضْحِك النّاسَ، وَاللَّغْوُ، والْمُزاحُ، وَذِكْرُ عُيُوبِ النّاسِ، وَمُجالَسَةُ أهْلِ الرَّيبِ.

گناهانى كه باعث پرده درى مى گردد: شرابخوارى، قمار بازى، انجام كارى كه به ناحق مردم را بخنداند (دلقك بازى)، كار بيهوده، شوخى بى جا، گفتن عيوب مردم، و معاشرت با اهل شكّ و ترديد.

گناهان نازل كننده بلا

 

وَالذُّنُوبُ الَّتى تُنْزِلُ الْبَلاءَ: تَرْكُ إغاثَةِ الْمَلْهُوفِ، وَتَرْكُ مُعاوَنَةِ الْمَظْلُومِ، وَتَضْييعُ الأمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْىِ عَنِ الْمُنْكَرِ.

گناهانى كه باعث نزول بلاست: ترك فريادرسى نسبت به انسان دلسوخته گرفتار، و ترك يارى مظلوم، و ضايع كردن امر به معروف و نهى از منكر.

 

گناه حمايت از دشمنان

 

وَالذُّنُوبُ الَّتى تُديلُ الأعْداءَ: الْمُجاهَرَةُ بِالظُّلْمِ، وَإعْلانُ الْفُجُورِ، و إباحَةُ الْمَحْظُورِ، وَعِصْيانُ الْأخْيارِ، وَالْانْقِيادُ إلَى الْأشْرارِ.

گناهانى كه باعث پيروزى دشمنان است: آشكارا ظلم كردن، معصيت در برابر همگان، حلال دانستن حرام، سرپيچى از خواسته نيكان، اطاعت از بدكاران.

 

گناه و مرگ زودرس

 

وَالذُّنُوبُ الَّتى تُعَجِّلُ الْفَناءَ: قَطيَعةُ الرَّحِمِ، وَالْيَمينُ الْفاجِرَةُ وَالأقْوالُ الْكاذِبَةُ، وَالزِّنا، وَسَدُّ طُرُقِ الْمُسْلِمينَ، وَادِّعاءُ الْإمامَةِ بِغَيْرِ حَقٍّ.

گناهانى كه باعث مرگ زودرس است: قطع رحم، سوگند دروغ، گفتار به كذب، زنا، بستن راه مسلمين، و ادّعاى بى جاى رهبرى.

 

گناه و قطع اميد از حق

 

وَالذُّنُوبُ الَّتى تَقْطَعُ الرَّجاءَ: الْيَأسُ مِنْ رَوْحِ اللّهِ، وَالْقُنُوطُ مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ، وَالثِّقَةُ بِغَيْرِ اللّهِ تَعالى ، وَالتَّكْذيبُ بِوَعْدِ اللّهِ.

گناهانى كه باعث قطع اميد از رحمت حق است: نااميدى از رحمت حضرت رب، دلسردى از عنايت حق، تكيه به غير پروردگار متعال، تكذيب وعده الهى.

 

گناه و تيره شدن فضا

 

والذٌّنُوبُ الَّتى تُظِلمُ الهواءَ: السِّحْرُ والكِهانَةُ والْإيمانُ بِالنُّجُومِ وَالتَّكذيبُ بِالْقَدَرِ وعقوقُ الوالدَيْنِ.

گناهانى كه باعث تيره شدن فضاست، سحر و جادوگرى، عقيده به اين كه ستارگان در سرنوشت دخالت دارند، تكذيب مقدَّرات الهى و عاق پدر و مادر شدن.

 

شكسته شدن حرمت بين حق و عبد

 

وَالذُّنُوبُ الَّتى تَكْشِفُ الْغِطاءَ: الْاسْتِدانَةُ بِغَيْرِ نِيَّةِ الْأداءِ، وَالْإسْرافُ فِى النَّفَقَةِ عَلَى الباطِلِ، وَالْبُخْلُ عَلَى الأهْلِ وَالْأوْلادِ وَذَوِى الْأرْحامِ، وَسُوءُ الْخُلْقِ، وَقِلَّةُ الصَّبْرِ، وَاسْتِعْمالُ الضَّجَرِ وَالْكَسَلِ، وَالْاستِهانَةُ بِأَهْلِ الدِّينِ.

گناهانى كه باعث برداشته شدن پرده حرمت بين حق و عبد است: وام گرفتن با نيّت بازنگرداندن، زياده روى در بيهوده خرج كردن، بخل ورزى نسبت به اهل و اولاد و خويشان، بدخلقى، كم صبرى، اقامت در فضاى تنبلى و كسالت، سبك شمردن اهل دين.

 

گناه و عدم استجابت دعا

 

وَالذُّنُوبُ الَّتى تَرُدُّ الدُّعاءَ: سُوءُ النِّيَّةِ، وَخُبْثُ السَّريرَة، وَالنِّفاقُ مَعَ الْإخْوانِ، وَتَرْكُ التَّصْديقِ بِالْإجابَةِ، وَتَأخيرُ الصَّلاةِ الْمَفْرُوضَةِ حَتّى تَذْهَبَ أوْقاتُها، وَتَرْكُ التَّقَرُّبِ إلَى اللّهِ عَزَّ وجَلَّ بِالْبِرِّ وَالصَّدَقَةِ، وَاسْتِعْمالُ الْبَذاءِ وَالْفُحْشِ فِى الْقَوْلِ.

گناهانى كه باعث عدم استجابت دعاست: بدى نيّت، آلودگى باطن، دورويى با برادران دينى، باور نداشتن اجابت دعا از جانب حق، تأخير نماز واجب تا از بين رفتن وقت آن، ترك نيكى هايى كه سبب تقرّب به حق است، ترك صدقه، ناسزا و فحش در گفتار.

 

گناه و حبس باران

 

وَالذُّنُوبُ الَّتى تَحْبِسُ غَيْثَ السَّماءِ: جَوْرُ الْحُكّامِ فِى الْقَضاءِ، وَشَهادَةُ الزُّورِ، وَكِتْمانُ الشَّهادَةِ، وَمَنْعُ الزَّكاةِ وَالْقَرْضِ وَالْماعُونِ، وَقِساوَةُ الْقُلُوبِ عَلى أهْلِ الْفَقْرِ وَالْفاقَةِ، وَظُلْمُ الْيَتيمِ وَالْأرْمَلَةِ، وَانْتِهارُ السّائِلِ وَ رَدُّهُ بِاللَّيْلِ. «3»

گناهانى كه باعث حبس باران است: ستم داوران در مسأله قضا، شهادت به ناحق، كتمان شهادت، منع زكات و قرض، منع اشيايى از قبيل ظرف، فرش و اثاث و آنچه مردم و به خصوص همسايگان بدان نيازمندند، سخت دلى نسبت به اهل فقر و فاقه، ستم بر يتيم و بيوه زنان و تهيدستان و بيچارگان، راندن سائل به قهر و تلخى، رد كردن حاجتمند به وقت شب.

در روايت بالا، تقريباً به هفتاد و پنج گناه، از جانب جامع اسرار الهيّه و ظرف انوار ربّانيّه حضرت امام زين العابدين عليه السلام اشاره شده كه مورث اقسام نقمت ها در دنياست. امّا نقمت هايى كه هر يك از اين گناهان در آخرت دارد و در قرآن مجيد و روايات به آن اشاره رفته شرحش مساوى با مثنوى هفتاد من كاغذ خواهد شد.

امام سجّاد عليه السلام پس از نماز شب خود، دعايى مى خواند كه در آن دعا به گوشه اى از عذاب جهنّم و نقمت آخرت اشاره داشت، سپس از حضرت حق نجات از گرفتارى فردا را در خواست داشت:

«پروردگارا! پناه مى برم به تو از آتشى كه آن را بر اهل معصيت سخت و شديد قرار داده اى، و فراگيرى آن را نسبت به آنان كه روى گردان از خشنوديت هستند وعده داده اى، از آتشى كه نورش تاريكى، سهلش دردناك و دورش نزديك است، آتشى كه بعضى از آن بعض ديگر را مى خورد و برخى از آن به برخى ديگر حمله و يورش مى برد، آتشى كه استخوان را خاكستر مى كند و به اهلش حميم مى چشاند، و به كسى كه در برابر او تضرّع كند و از او مهربانى طلبد رحم نمى كند و بر كسى كه در برابرش خاشع و تسليم است قدرت تخفيف ندارد و به گرفتارانش سخت ترين درد را مى چشاند. پناه مى برم به تو از عقرب هاى جهنّم كه دهانشان باز است و مارهايى كه داراى نيش پرزور و قوى هستند. پناه مى برم به تو از آشاميدنى جهنّم كه امعا و احشاى اهلش را قطع كرده و دل هاشان را از جا مى كند.

الهى! مرا به طاعت و عبادت و اخلاق و عمل و ايمان و عشق كه باعث نجات از آن عذاب است توفيق ده، كه جز با عنايت و رحمت و لطف و مرحمت و كرم و آقايى تو كسى از آن عذاب رهايى ندارد.» «4» الهى و ربى و سيدى و مولاى:

اگر چون خاك پامالم كنى خاك درت گردم

 

و گر چون گرد بر بادم دهى گرد سرت گردم

كشى خنجر كه مى سازم به دست خويش قربانت

 

چه لطفست اين كه من قربان دست و خنجرت گردم

تو ماه كشور حُسنىّ و شاه لشگر خوبان

 

گداى كشورت باشم اسير لشگرت گردم

پس از مُردن چو در پرواز آيد مرغ جان من

 

چو مرغان حرم بر گرد قصر و منظرت گردم

     

 

(هلالى جغتايى)

 

پی نوشت ها:

 

______________________________

(1)- رعد (13): 11.

(2)- مائده (5): 31.

(3)- تمام روايت در معانى الاخبار: 270- 271، حديث 2؛ عدة الدّاعى: 212- 215؛ وسائل الشيعة: 16/ 281- 282، باب 41، حديث 21556.

(4)- بحار الأنوار: 8/ 324، باب 24، حديث 100؛ مستدرك سفينة البحار: 10/ 177.


منبع : پایگاه عرفان
  2322
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب


بیشترین بازدید این مجموعه


 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز