فارسی
جمعه 04 مهر 1399 - الجمعة 7 صفر 1442
  783
  0
  0

نجات از نقمت و عذاب در روايات‏

 

منابع مقاله:

کتاب : تفسير و شرح صحيفه سجاديه جلد چهارم

نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان

 

براى نجات از نقمت و عذاب، به ايمان و عمل صالح و مكارم اخلاق يعنى عفو و حلم و كرم و گذشت و مهربانى و چشم پوشى و جود و سخا و خشوع و خضوع و رأفت آراسته شويد كه خداوند مهربان به اين امور دستور داده و بندگانش را ترغيب فرموده و آراسته به اين حقايق را محبوب خود دانسته و تارك اين واقعيت ها را از ديده محبّت انداخته است.

 

مصونيت از نقمت در كلام رسول خدا صلى الله عليه و آله

رسول خدا صلى الله عليه و آله براى دورى از نقمت در حديث بسيار جالبى مى فرمايد:

لا تَجْلِسُوا إلّا عِنْدَ كُلِّ عالِمٍ يَدْعُوكُمْ مِنْ خَمْسٍ إلى خَمْسٍ: مِنَ الشَّك إلَى الْيَقينِ، و مِنَ الرِّياء إلَى الإخْلاصِ، وَمِنَ الرَّغْبَةِ إلَى الرَّهْبَةِ، وَمِنَ الْكِبْرِ إلَى التَّواضُعِ، وَمِنَ الْغَشِّ إلَى النَّصيحَةِ. «1»

منشينيد جز در پيشگاه انسان بينا و آگاهى كه شما را از پنج چيز به پنج چيز دعوت كند: از شك به يقين، از ريا به اخلاص، از اميد غلط به ترس حقيقى، از كبر به تواضع و از فريب و خيانت و خدعه به صافى و پاكى و سلامت.

و نيز فرمود:

ما مِنْ عَبْدٍ مُؤمِنٍ تَخْرُجُ مِنْ عَيْنِهِ دُمُوعٌ، وَلَوْ مِثْلُ رُؤُوسِ الذُّبابِ مِنْ خَشْيَةِ اللّهِ إلّا حَرَّمَهُ اللّهُ عَلَى النّار؛ و ما مِنْ قَطْرَةٍ أحَبَّ إلَى اللّهِ تَعالى مِنْ قَطْرَةِ دَمْعٍ مِنْ خَشْيَةِ اللّهِ! وَقَطْرَةِ دَمٍ فى سَبيلِ اللّهِ. «2»

مؤمنى نيست كه به اندازه سر مگس از خشيت حق اشك از ديده اش بريزد مگر اين كه خداوند وجودش را به آتش حرام كند. قطره اى در پيشگاه حضرت حق محبوب تر از اشك از خشيت، و قطره خون در راه خدا نيست.

و نيز فرمود:

لا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ إلّا رَحيمٌ. فَقيلَ: كُلُّنا نَرْحَمُ يا رَسُولَ اللّهِ، فَقالَ: لَيْسَ رَحْمَةُ أحَدِكُمْ فى خُوَيْصَةِ أهْلِهِ حَتّى يَرْحَمَ النّاسَ عامَّةً. «3»

جز رحيم وارد بهشت نمى شود. عرضه شد: همه ما اهل رحمت هستيم. فرمود:

رحمت فقط در اهل خود نيست، بلكه دخول بهشت با رحمت به تمام مردم ميسّر است.

 

مصونيّت از نقمت در كلام امام صادق عليه السلام

إذا أحَبَّ اللّهُ تَعالى عَبْداً ألْهَمَهُ الطّاعَةَ، وَألْزَمَهُ الْقَناعَةَ، وَفَقَّهَهُ فِى الدِّينِ، وَقَوّاهُ بِالْيَقينِ، فَاكْتَفى بِالْكَفافِ، وَاكْتَسى بِالْعَفافِ. «4»

چون محبّت و عشق حق متوجه عبد شود، او را ملهَم به طاعت وملزم به قناعت و دين شناس مى كند و با يقين به حقايق، بر قدرت معنوى و روحى او بيفزايد، پس كارش به جايى رسد كه به كفاف از روزى حق اكتفا كند و به لباس عفاف خود را بپوشاند.

حسن بن يقطين از پدرش از جدّش حكايت مى كند كه:

مردى از كاتبانِ يحيى بن خالد والى اهواز شد، مانده اى از ماليات بر عهده من بود كه اگر مى گرفت تهيدست و فقير مى شدم و چيزى در بساطم نمى ماند. به من گفتند: او اهل گذشت نيست، به انتظار باش كه مانده ماليات را بر تو ادّعا كند. از اين كه با او ملاقات كنم مى ترسيدم، به حضرت ربّ العزّه پناه بردم، به وجود مقدس حضرت صادق عليه السلام راهنمايى شدم، مشكلم را به حضرت عرضه داشتم، آن منبع كرامت بر كاغذى كوچك نوشت:

بِسمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ: إنَّ لِلّهِ فى ظِلِّ عَرْشِهِ ظِلًّا لا يَسْكُنُهُ إلّا مَنْ نَفَّسَ عَنْ أخيهِ كُرْبَةً، أوْ أعانَهُ بِنَفْسِهِ، أوْ صَنَعَ إلَيْهِ مَعْرُوفاً وَلَوْ بِشِقِّ تَمْرَةٍ، وَهذا أخُوك، وَالسَّلامُ. «5»

به نام خداوند بخشنده مهربان: براى خداوند در سايه عرشش سايه اى است كه در آنجا مسكن نمى گيرد مگر كسى كه رنجى را از برادرش بردارد، يا وى را در امر زندگى كمك دهد، يا كار نيكى در حقّش انجام بدهد گر چه به اندازه نصف خرما باشد، و آورنده نامه برادر توست.

 

مصونيّت از نقمت در كلام امام على عليه السلام

اميرالمؤمنين عليه السلام براى مصونيت از نقمت مى فرمايد:

نَبِّهْ بِالتَّفَكُّرِ قَلْبَك، وَجافِ عَنِ اللَّيْلِ جَنْبَك، وَاتَّقِ اللّهَ رَبَّك. «6»

با انديشه در واقعيت ها و حقايق دلت را بيدارى و بينايى ده. به هنگام شب براى راز و نياز با حق، پهلو از بستر بردار، و تقوا و پرهيز از هر حرامى را رعايت كن.

قَالَ أميرُالمؤمنينَ عليه السلام: إنَّ التَّفَكُّرَ يَدْعُو إلَى الْبِرِّ وَالْعَمَلِ بِهِ. «7»

امير المؤمنين عليه السلام فرمود: همانا انديشه و تفكر در امور، كشاننده انسان به خوبى و عمل به آن است.

 

توضيح حديث تفكّر در كلام مجلسى

مغز متفكّر علم حديث حضرت علامه مجلسى- رضوان اللّه عليه- در شرح اين روايت مى فرمايد:

تفكّر وارد در اين حديث شامل همه اقسام انديشه هاى درست است، چون تفكّر در بزرگى و عظمت حق كه دعوت مى كند به ترس از مقام او و اطاعت از دستورهايش؛ و تفكّر در فناى دنيا و لذّت هاى زودگذر آن كه دعوت مى كند به ترك آن؛ و تفكّر در سرانجام نيكوكاران كه دعوت مى كند به پيروى از آنان؛ و تفكّر در عاقبت مجرمان كه دعوت مى كند به دورى از اعمال و اخلاق ايشان؛ و تفكّر در اسرار عبادات و اهداف آن كه دعوت مى كند به دورى از اعمال و اخلاق ايشان؛ و تفكّر در اسرار عبادات و اهداف آن كه دعوت مى كند به تكميل طاعات و كوشش براى رفع نقايص آنها و تفكّر در درجات ملكوتى آخرت كه دعوت مى كند براى تحصيل آن درجات و كمالات و ....

آرى، هر انديشه صحيحى انسان را به مقصد و منظور مثبتى رهنمون مى شود، چه بسا كه تفكّر و انديشه در وجود خويش در اين كه كيستم، از كجايم، از كه هستم، تا كى هستم، و به كجا مى روم، درِ تمام حقايق را به روى انسان بگشايد.

 

مكارم اخلاق در كلام امام صادق عليه السلام

امام صادق عليه السلام درباره مكارم اخلاق مى فرمايد:

إنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ خَصَّ رُسُلَهُ بِمَكارمِ الأخْلاقِ، فَامْتَحِنُوا أنْفُسَكُمْ، فإِنْ كانَتْ فيكُمْ فَاحْمَدُوا اللّهَ وَاعْلَمُوا أنَّ ذلِك خَيْرٌ، وَإنْ لا تَكُنْ فيكُمْ فَاسْألُوا اللّهَ وَارْغَبُوا إلَيْهِ فيها. قالَ: فَذَكَرَها عَشَرَةً: الْيَقينُ وَالقَناعَةُ والصَّبْرُ وَالشُّكْرُ وَالْحِلْمُ وَحُسْنُ الْخُلْقِ والسَّخاءُ وَالغَيْرَةُ وَالشَّجاعَةُ وَالْمُرُوَّةُ. قال: وَرَوى بَعْضُهُمْ بَعْدَ هذِهِ الْخِصالِ الْعَشَرَةِ وَ زادَ فيهَا الصِّدْقَ وَأداءَ الأمانَةِ. «8»

خداوند عز و جل رسولانش را به مكارم اخلاق مخصوص نموده، پس خود را بيازماييد، اگر مكارم اخلاق در شما وجود دارد خدا را به اين نعمت سپاس گوييد و بدانيد كه اين خير است، و اگر در شما نباشد آن را از خدا خواهش كنيد و به پيشگاه خدا براى به دست آوردن آنها ابتهال و زارى نماييد. راوى گويد امام صادق عليه السلام آنها را به ده شماره فرمودند:

يقين، قناعت، صبر، شكر، حلم، خوش خلقى، سخاوت، غيرت، شجاعت، مروّت. گويد: برخى اين ده خصلت را روايت كرده و به آنها صدق و اداى امانت را نيز افزوده است.

امام صادق عليه السلام فرمود:

ثَلاثٌ مَنْ أتَى اللّهَ بِواحِدَةٍ مِنْهُنَّ أوْجَبَ اللّهُ لَهُ الْجَنَّةَ: الإنْفاقُ مِنْ إقْتارٍ، والْبِشْرُ لِجَميعِ الْعالَمِ، والإنْصافُ مِنْ نَفْسِهِ. «9

سه چيز است كه هر كس با يكى از آنها به ديدار خدا رود بهشت را بر او واجب كند. در حال تنگدستى انفاق كند، با تمام مردم جهان خوشرويى نمايد، و به ديگران نسبت به خود انصاف دهد (حق را بگويد اگر چه به زيان خودش باشد).

 

پی نوشت ها:

______________________________

(1)- أعلام الدين: 272؛ بحار الأنوار: 71/ 188، باب 13، حديث 18؛ مستدرك الوسائل: 8/ 327، باب 10، حديث 9570.

(2)- أعلام الدين: 274.

(3)- أعلام الدين: 274؛ فيض القدير: 1/ 695.

(4)- أعلام الدين: 278؛ مستدرك الوسائل: 13/ 36، باب 11، حديث 14671.

(5)- أعلام الدين: 289؛ عدة الداعى: 193.

(6)- الكافى: 2/ 54، حديث 1؛ مستدرك الوسائل: 11/ 183، باب 5، حديث 12688؛ مجموعة ورام: 2/ 183.

(7)- الكافى: 2/ 55، حديث 5؛ مستدرك الوسائل: 11/ 186، باب 5، حديث 12698.

(8)- الكافى: 2/ 56، حديث 2؛ بحار الأنوار: 67/ 371، باب 59، حديث 18.

(9)- الكافى: 2/ 103، حديث 2؛ وسائل الشيعة: 12/ 161، باب 107، حديث 15952.

 

 


منبع : پایگاه عرفان
  783
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

 الگوى رفتارى حضرت امام حسن مجتبى (ع)
معنویت‌های دروغین نمکی بر زخم زندگی مادی گرایانه
رهبران اکنکار و اصل حرام زادگی
حضرت رقیه (س)؛ سفیر كوچك امام حسین (ع) در شام
چگونگی شهادت غم انگیز حضرت رقیه بر اساس 3 منبع
غمنامه حضرت رقیه (س)
ولوله در شهر انحرافی بر ولوله در بهائیت
یهودیان و گسترش بابی‌گری و بهایی‌گری
بی عدالتی در کفاره گناهان!
بی عدالتی در کفاره گناهان!

بیشترین بازدید این مجموعه

اخلاق زناشویی
حج عارفان‏
پاداش صبر
سابقه درمانی روزه
تنها شاهراه اصلی به سوی خدا
حضرت رقیه (س)؛ سفیر كوچك امام حسین (ع) در شام
با خویشانی که هم عقیده ی ما نیستند، چه کنیم؟
الهه صبر و احساس
 الگوى رفتارى حضرت امام حسن مجتبى (ع)
کنترل شهوت از نگاه قرآن

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز