فارسی
سه شنبه 21 مرداد 1399 - الثلاثاء 21 ذي الحجة 1441
  350
  0
  0

ربا، اختراع يهود

 

 قرآن مجيد انحراف فكرى آنها را انحراف روانى مى داند . درباره رباخواران مى فرمايد :

 دچار »تخبّط« شيطانى هستند . كلمه »تخبّط« در قرآن ، يعنى به هم ريختگى روانى كه نمى گذارد انسان درست فكر كند و تصميم مستقيم و صواب بگيرد .

 در حالى كه هيچ سنخيتى بين خريد و فروش و ربا نيست . اما يهود آمدند گفتند : ربا نيز مانند خريد و فروش است . همان گونه كه در فروش جنس ، قيمت تمام شده را اضافه اى مبلغ روى آن مى كشند و مى فروشند ، اينجا نيز ما پول اضافه اى روى آن مى كشيم و به وام گيرنده مى دهيم .

 اگر ربا مانند بيع است ، براى چه دو برابر ضمانت مى گيرى ؟ و بعد نيز وقتى نتوانست بپردازد ، چرا اصل و فرع مال را غارت مى كنى ؟

 مى فرمايد :

  » الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبا لَا يَقُومُونَ إِلَّا كَمَا يَقُومُ الَّذِى يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَنُ مِنَ الْمَسِّ «

  او دچار بيمارى روانىِ شيطانى شده و بيمارى بر او عارض شده است . خدا رباخوار را ديوانه مى داند . ديوانه اى كه زنجير پاره كرده است . اين نوع از مال حرام كه اختراع شياطين يهود است ، به قدرى بار گناهش سنگين است كه پروردگار در اين امر اقتصادىِ انحرافى مى فرمايد :

  » فَإِن لَّمْ تَفْعَلُواْ فَأْذَنُواْ بِحَرْبٍ مِّنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ «

  به رباخواران بگو ، اگر دست از ربا برندارند ، به خدا و پيغمبر اعلام جنگ كرده اند . ولى اين معنى غلط است . معنى درست آيه اين است ؛ به رباخواران بگو : خدا و پيغمبر به شما اعلام جنگ مى كنند .

 واى به حال كسى كه خدا و پيغمبر به جنگش بيايند ، چون اين جنگ ، از ناحيه او پيروزى ندارد . به فرموده قرآن : پروردگار عالم و پيغمبر اسلام صلى الله عليه وآله ، تواناى شكست ناپذير هستند . رباخور موجود مريضى است كه در جنگ با خدا و پيغمبر - در دنيا و آخرت - چيزى از او نمى ماند .

 دوستى داشتم كه قبل از انقلاب به سفر مكه رفته بود ، وقتى برگشت ، با چند تن از دوستان به ديدنش رفتيم . او از سفرش تعريف مى كرد . يكى از تعريف هايى كه داشت اين بود ؛ مى گفت : در منى تراكم جمعيت در روز دهم خيلى سنگين است . با اين كه آن وقت حاجى ها به يك ميليون نمى رسيدند، ولى رمى جمره خيلى محدود بود و همان يك ميليون نفرى كه جمع مى شدند ، خيلى مشكل مى شد . مى گفت : من لابلاى جمعيت ، رباخورى حرفه اى را ديدم .

 بر سرش مو نداشت ، آمده بود سنگ رمى جمره را بزند و برگردد و گوسفند را بكشد و از احرام در بيايد . مى گفت : در حالى كه داشت رمى مى كرد ، شخصى الجزايرى سنگ بزرگى برداشت ، گويا خيلى از دست شيطان ناراحت بود ، »الله اكبر و بسم الله و له الحمد « گفت و با هر قدرتى كه در بازويش بود ، آمد به جمره بزند ، از ديوار رد شد و بر سر اين رباخور خورد . سر او شكست و خون آمد . من دويدم و به او گفتم : حج اين شخص الجزايرى قبول است ، چون خدا فرموده كه سنگ را به جمره بزن ، به اين نيت كه به شيطان بزنى ، او به خود شيطان زد .

 


منبع : پایگاه عرفان
  350
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    فرهنگ غنی دعا در شیعه
    بندگان مؤمن، تسلیم امر خداوند
    بهترین روش دعا در نظر پروردگار
    خطر سوءخلق در وجود انسان
    دعا، اظهار گدایی بنده به خداوند
    نگاه ویژهٔ خداوند به دعا و اجابت آن
    درمان بیماری شرک، نخستین رسالت انبیا
    رحمت فراگیر و گستردۀ پروردگار
    عزیمت حضرت مسلم ابن عقیل به شهر کوفه و شهادت ایشان
    کلید بهشت در سایه‌سار تعلیمات امام هدایت

بیشترین بازدید این مجموعه

      اندیشه در اسلام - جلسه اول
      تهران_ حسینیه همدانیها رمضان 94 سخنرانی دوم
      تهران_ مسجد امیر رمضان 94 سخنرانی دوم
      تهران_ حسینیه همدانیها رمضان 94 سخنرانی هفدهم
      تهران_ مسجد امیر رمضان 94 سخنرانی هفدهم
      تهران مسجد هدایت بازار دهه سوم محرم94 سخنرانی سوم
      تهران مسجد هدایت بازار دهه سوم محرم 94 سخنرانی ششم
      تهران حسینیه هدایت دهه سوم محرم سخنرانی هفتم
      تهران مسجد المجتبی دهه دوم صفر 94 سخنرانی ششم
      برکات و معجزات اسمای حسنی

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز