فارسی
جمعه 28 خرداد 1400 - الجمعة 7 ذي القعدة 1442
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
712
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

حکایتی از شرط اجابت دعا

 

عطاء سلمى مى گويد مدتى طولانى بر ما گذشت در حالى كه از باران محروم بوديم، گروهى جهت طلب باران به جانب بيابان حركت كرديم ناگهان كنار قبرستان به سعدون مجنون برخورد نموديم، سعدون كه از ميان جمع مرا مى شناخت به من نظرى دقيق انداخت و گفت: عطا امروز روز حشر و نشر است، يا برانگيخته شدن مردگان از قبور؟ چه روى داده كه اين همه جمعيت با زارى و تضرع به بيابان آمده اند؟ گفتم بيرون آمده ايم تا از خدا طلب باران كنيم گفت: با قلوب مادى و زمينى يا با قلوب ملكوتى و آسمانى؟

گفتم: به قلوب ملكوتى و آسمانى، گفت: هيهات اى عطا به روندگان در راه باطل، و منحرفان از صراط مستقيم بگو سالك راه باطل مباشيد كه نقد كننده اعمال و بررسى كننده حركات بصير است، سپس چشم به آسمان دوخت و گفت:

معبود و سيد من شهرها را به سبب گناهان بندگانت نابود مكن، خداوندا به اسماء مكنونت، و نعمت هاى معنوى ات كه حجاب هاى نورانى آنها را پنهان نموده آب فراوان و خوشگوارى كه شهرها را سيراب كند و بندگانت را احيا نمايد به ما عنايت كن، اى كسى كه بر هر كارى توانائى.

عطا مى گويد: كلامش تمام نشده بود كه رعد و برق آسمان را فرا گرفت و بارانى شديد چون آبى كه از دهانه مشك مى ريزد از آسمان نازل شد، سپس به جمعيت پشت كرد و گفت: زاهدان و عابدان رستگار شدند، زيرا شكم خود را بخاطر مولايشان گرسنه نگه داشتند، و براى عشق او شب را بيدار ماندند، و بندگى حق آنها را از هر چيزى منصرف نمود تا جائى كه مردم گفتند در اينان جنون است!!


منبع : پایگاه عرفان
712
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

تنبيه نفس در حضور پیامبر (ص)
تأخير اجابت دعا
رفتار امام حسين (ع) با معلم فرزندش‏
حكايت انوشيروان و وزير
خدمت امام رضا(ع) در حمام نیشابور
حکایت ثعلبة بن حاطب‏
حکایت دزدی که با یاد خدا عاقبت بخیر شد
حکایتی از لقمه حرام‏
شب قدر شب گناه نيست!‏
من دختر بدحجابی بودم با آرایش‌های زیاد

بیشترین بازدید این مجموعه

حكايت ابراهيم ادهم‏
حكايت فروش نخلستان و انفاق آن‏
حکایتی از لقمه حرام‏
داستان قارون و ثروتش
حکایت گفتارى از عارفان‏
حضرت ابراهيم عليه السلام و نماز
استغراق در حق‏
حكايت مسلمان شدن مرتاض کافر به دست امام کاظم(ع)
حاجت غلام در حرم حضرت امام رضا (ع) روا شد
فروش خانه همسایه امام صادق(ع)

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا