فارسی
شنبه 25 مرداد 1399 - السبت 25 ذي الحجة 1441

  12
  0
  0

كدام نماز مردود است؟

 

منابع مقاله:

کتاب  : عرفان اسلامى جلد پنجم 

نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان

 

چه بسيار مردمى كه عمرى به خود زحمت مى دهند و به اجراى برخى از احكام خدا قيام مى كنند، ولى زحمات آنان به فرموده قرآن مجيد [هَباءً مَنْثُوراً] «1» مى گردد.

اينان كسانى هستند كه يا از ايمان برخوردار نيستند مانند منافقين، يا اهل هر نوع گناه و معصيت اند مانند فاسقين، يا شرايط صحت و قبولى عمل را رعايت نمى كنند مانند مردمى كه به احكام الهى اهميت نمى دهند.

قرآن مجيد در سوره ماعون مى فرمايد:

[فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ* الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ* الَّذِينَ هُمْ يُراؤُنَ* وَ يَمْنَعُونَ الْماعُونَ ] «2».

پس واى بر نمازگزاران* كه از نمازشان غافل و نسبت به آن سهل انگارند.*

همانان كه همواره ريا مى كنند* و از [دادن ] وسايل و ابزار ضرورى زندگى [و زكات، هديه و صدقه به نيازمندان ] دريغ مى ورزند.

بدون شك منافقان و فاسقان و آنان كه شرايط صحت و قبولى نماز را رعايت نمى كنند از مصاديق بارز آيات سوره ماعون هستند.

نماز را هر كسى فراخور قدرت و استعدادش، بايد با صورت و سيرت كامل به محضر حضرت حق ببرد ورنه از طرف معبود عالم مردود است.

امام صادق عليه السلام مى فرمايد:

وقتى بنده نماز را به وقت خودش به جاى آورد و بر شرايط و حقيقت آن محافظت نمايد، به صورت نورى پاكيزه به مقام قرب حركت مى كند و به صاحبش مى گويد: مرا حفظ كردى، خداوند تو را حفظ كند.

و اگر نماز را به وقتش نخواند و بر آن و شرايطش محافظت ننمايد، به صورت سياه و تاريكى به او برمى گردد و مى گويد: مرا ضايع كردى، خداوند ضايعت كند «3».

پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله فرمودند:

دو نفر از افراد امت من براى نماز به پا مى خيزند و ركوع و سجود نماز هر دو يكى است، ولى بين دو نماز آنان فاصله هم چون بين آسمان و زمين است، آن گاه اشاره به مسئله خشوع شد «4».

در قسمتى از يك روايت قدسى آمده:

وَرُبَّما صَلَّى الْعَبْدُ فَاضْرِبُ بِها وَجْهَهُ وَاحْجُبُ عَنّى صَوْتَهُ اتَدْرى مَنْ ذلِكَ؟

يا داوُدَ ذاكَ الَّذى يَكْثُرُ الْالْتِفاتَ الى حَرَمِ الْمُؤمِنينَ بِعَيْنِ الْفِسقِ وَذاكَ الَّذى يُحَدِّثُ نَفْسَهُ انْ لَوْ وُلّىَ امْراً لَضَرَبَ فيهِ الرِّقابَ ظُلْماً «5»:

چه بسا عبدى كه نماز مى خواند و من آن نماز را به صورتش مى زنم و بين خود و صدايش حجاب قرار مى دهم، مى دانى چنين عبدى كيست؟

اى داود! آن نمازگزار كسى است كه به ناموس مردم مؤمن زياد با ديده گناه نظر مى كند و به خودش مى گويد: اگر صاحب قدرتى شدم گردن مردم را مى زنم آن هم به ستم!!

يا مُوسى لااقْبَلُ الصَّلاة الّا مِمَّنْ تَواضَعَ لِعَظَمَتى وَالْزَمَ قَلْبَهُ خَوْفى وَقَطَعَ نَهارَهُ بِذِكْرى وَلَمْ يَبُتْ مُصِرّاً عَلَى الْخَطيئَةِ وَعَرِفَ حَقَّ اوْليائى وَاحِبَّائى «6»:

اى موسى! نماز قبول نمى كنم مگر از كسى كه براى عظمت من فروتنى كند و دلش ملازم با خوف من باشد و روزش به ياد من تمام شود و شب را در حال اصرار بر گناه صبح نكند و عارف به حق اوليا و عاشقان من باشد.

مى توان گفت كه نماز مردمى كه حقوق خدا و انبيا و امامان و اوليا را پايمال مى كنند، قبول است؟

مى توان گفت كه نماز اهل فسق و فجور و غرق شدگان در درياى معصيت و گناه نماز است؟

تا پيوند ايمانى و اتصال اسلامى انسان به پروردگار عزيز عالم و شؤون حضرت حق محكم نباشد، تا انسان در تمام شؤون حيات تقوا و خويشتن دارى از گناه را مراعات ننمايد، تا آدمى عملا به شرايط صحت و قبولى نماز توجه نكند، نماز او قابل قبول حضرت حق نخواهد بود!!

 

نماز در حال كسالت

اميرالمؤمنين عليه السلام مى فرمايد:

هيچ كدام از شما با حالت كسالت يا خواب آلودگى يا با افكارى كه او را به خود مشغول مى سازد، به نماز نايستد؛ زيرا او در پيشگاه پروردگار مى باشد و جز اين نيست كه بهره و نصيب عبد از نمازش به همان اندازه است كه از روى قلب توجه به خدا داشته و نيز آن حضرت از رسول اسلام نقل مى كند كه:

دو ركعت نماز مختصر ولى با تفكر و در حال يقين بهتر است از يك شب زنده دارى «7»!

وضو يا غسل، يا تيمم را مطابق با احكام اسلام به جاى آريد، آن گاه در مكان مباح يا بهتر از آن در مسجد جاى بگيريد، سپس اول وقت را مراعات كنيد، آن گاه با تمام هستى يعنى با عقل و روح و قلب و نفس و بدن به طرف قبله بايستيد، سپس دل و جان را همان جا و براى هميشه از رذايل اخلاقى از قبيل ريا، حسد، بخل، حقد، كينه، عجب، نفاق و ... پاك كنيد و مواظب باشيد كه شكم و شهوت و لباستان آلوده به حرام نباشد؛ آن گاه تمام حواس خود را در نيت خالص متمركز كرده با قرائت صحيح تكبيرةالاحرام گفته و با عربى صحيح و حال الهى مسير نماز را حركت كرده و با غم و غصه به خاطر پايان گرفتن نماز، سلام نماز را ادا نموده از نماز خارج شويد و تصميم قاطع شما بر اين باشد كه تا رسيدن به نماز ديگر از هر گناهى دورى جوييد، آن وقت به طور حتم اميدوار به قبولى چنين نمازى باشيد.

 

خشوع در نماز

امام خمينى رحمه الله در باب خشوع بيانى دارند كه:

حقيقت خشوع عبارت است از خضوع تمام ممزوج با حب يا خوف و تفصيل اين اجمال آن است كه قلوب اهل سلوك به حسب جبلت و فطرت مختلف است، پاره اى قلوب عشقى و از مظاهر جمالند و به حسب فطرت متوجه به جمال محبوب هستند و چون در سلوك ادراك ظل جميل يا مشاهده اصل جمال كنند، عظمت مختفيه در سر جمال، آن ها را محو كند و از خود بيخود نمايد؛ چون در هر جمالى جلالى مختفى و در هر جلالى جمالى مستور است، چنانچه ممكن است اشاره به اين معنى داشته باشد گفتار حضرت مولى العارفين و اميرالمؤمنين و السالكين صلوات اللّه عليه وعلى آله اجمعين آنجا كه مى فرمايد:

هُوَ الَّذى اشْتَدَّتْ نِقْمَتُهُ عَلى اعْدائِهِ فى سِعَةِ رَحْمَتِهِ واتَّسَعَتْ رَحْمَتُهُ لِأوْلِيائِهِ فى شِدَّةِ نِقْمَتِهِ «8».

اوست خدايى كه عذابش در عين وسعت رحمت بر دشمنانش شديد است و رحمتش در عين سختى عذابش بر عاشقانش گسترده است.

پس هيبت و عظمت و سطوت جمال آن ها را فرو گيرد و حالت خشوع در مقابل جمال محبوب براى آن ها دست دهد.

و اين حالت در اوايل امر موجب تزلزل قلب و اضطراب شود و پس از تمكين، حالت انس رخ دهد و وحشت و اضطرابِ حاصل از عظمت و سطوت مبدل به انس و سكينه شود و حالت طمأنينه دست دهد، چنانچه حالت قلب خليل الرحمان چنين بوده.

و پاره اى از قلوب، خوفى و از مظاهر جلالند، آن ها هميشه ادراك عظمت و كبريا و جلال كنند و خشوع آن ها خوفى باشد و تجليات اسماى قهريه و جلاليه بر قلوب آن ها شود، چنانچه حضرت يحيى عليه السلام چنين بوده؛ پس خشوع گاهى ممزوج با حب است و گاهى ممزوج با خوف و وحشت است گرچه در هر حبى وحشتى و در هر خوفى حبى است.

(مراتب خشوع)

و مراتب خشوع به حسب مراتب ادراك عظمت و جلال و حسن و جمال است و چون امثال ما با اين حالات پستى كه داريم از نور مشاهدات محروميم، ناچار بايد در صدد تحصيل خشوع از طريق علم يا ايمان برآييم:

[قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ* الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ ] «9».

بى ترديد مؤمنان رستگار شدند.* آنان كه در نمازشان [به ظاهر] فروتن [و به باطن با حضور قلب ] اند.

خشوع در نماز را از حدود و علائم ايمان قرار داده، پس هر كس در نماز خاشع نباشد به حسب فرموده ذات مقدس حق از زمره اهل ايمان خارج است و نمازهاى ما كه پيچيده به خشوع نيست از نقص ايمان يا فقدان آن است و چون اعتقاد و علم غير از ايمان است؛ لذا اين علمى كه به حق و اسما و صفات او و ساير معارف الهيه در ما پيدا مى شود غير از ايمان است.

شيطان به شهادت ذات اقدس حق علم به مبدأ و معاد دارد و مع ذلك كافر است.

 [خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ ] «10».

مرا از آتش پديد آورده اى و او را از گِل آفريدى.

[أَنْظِرْنِي إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ ] «11».

گفت: مرا تا روزى كه [مردگان ] برانگيخته شوند، مهلت ده.

گويد: پس طبق اين آيه معاد را معتقد است، علم به كتب و رسل و ملائكه دارد با اين وصف خداوند او را كافر خطاب كرده و از زمره مؤمنان خارج نموده است!!

پس اهل علم و ايمان از هم ممتازند، هر اهل علم اهل ايمان نيست؛ پس بايد پس از سلوك علمى، خود را در سلك مؤمنان داخل كرده و عظمت و جلال و بها و جمال حق- جلت عظمته- را به قلب رساند، تا قلب خاشع شود، ورنه مجرد علم خشوع نمى آورد، چنانچه در خود مى بينيد كه با اعتقاد به مبدأ و معاد و اعتقاد به عظمت و جلال حق، قلب شما خاشع نيست!

بالجمله سالك طريق آخرت مخصوصاً با قدم معراج صلاتى، لازم است قلب خود را با نور علم و ايمان خاشع كند و اين رقيقه الهى و بارقه رحمانيه را در قلب هر اندازه ممكن است متمكن نمايد، بلكه بتواند در تمام نمازهايش و در سراسر هر نماز اين حالت را حفظ نمايد.

حالت تمكّن و استقرار در اول امر گرچه براى امثال ما قدرى دشوار و مشكل است، ولى با مقدارى ممارست و ارتياض قلب امرى ممكن است.

عزيزم! تحصيل كمال و زاد آخرت، طلب و جديت مى خواهد و هر چه مطلوب بزرگ تر باشد، جدّيت در راه آن سزاوارتر است، البته معراج قرب الهى و تقرب جوار رب العزة با اين حال سستى و فطور و سهل انگارى دست ندهد، مردانه بايد قيام كرد تا به مطلوب رسيد.

اين فقير دل غمين با حالت عجز و انكسار در پيشگاه رب العزة به مناجات برآمده و از حضرتش چنين مسئلت كرده ام:

اى محرم قلب راز داران

 

اميد دل نياز داران

اى گرمى روح پاك بازان

 

مشتاق رخ تو عشق بازان

اى يار و رفيق مستمندان

 

محبوب قلوب دردمندان

بر گم شدگان تو ره گشايى

 

بر اين دل تار من ضيايى

خالى زعمل ببين دو دستم

 

از قيد گنه دلم نرستم

يا رب چه كند ضعيف خسته

 

اين عبد ذليل دل شكسته

برگو به كجا برد غم دل

 

رحم ار نكنى بر او چه حاصل

افتاده بار ذلتم من

 

غرق گنه مذلتم من

كس نيست چو من دچار عصيان

 

محتاج و گدا به لطف و غفران

بنواز كه بنده اى فقيرم

 

بر دامن لطف مستجيرم

غرق است به ننگ و عار نامم

 

تلخ است زدورى تو كامم

اى غوث و غياث ره نشينان

 

اى نور و صفاى دل غمينان

از من تو ببخش هر گناهى

 

اى رب غفور يا الهى

مسكين تو و فقير كويم

 

از جرم و گناه زشت رويم

     

 

پی نوشت ها:

 

______________________________

(1)- فرقان (25): 23.

(2)- ماعون (107): 4- 7.

(3)- بحار الأنوار: 80/ 9، باب 6، حديث 2.

(4)-/ عوالى اللآلى: 1/ 322، حديث 57؛ جامع احاديث الشيعة: 5/ 230، حديث 7625؛ بحار الأنوار: 81/ 249، باب 16، حديث 41.

(5)- عدة الداعى: 38، الباب الأول فى الحث على الدعاء؛ بحار الأنوار: 81/ 257، باب 16، حديث 55.

(6)- كلمة اللّه: 97، به نقل از الأمالى، شيخ صدوق.

(7)- مستدرك الوسائل: 3/ 87، باب 29، حديث 3084.

(8)- نهج البلاغة: خطبة 89؛ بحار الأنوار: 4/ 130، باب 4، حديث 38.

(9)- مؤمنون (23): 1- 2.

(10)- اعراف (7): 12.

(11)- اعراف (7): 14.

 


منبع : پایگاه عرفان
  12
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    ماجرای ولادت امام موسی کاظم علیه السلام  
    رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش اول
    رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش اول
    رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش اول
    رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش دوم
    رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش دوم
    خلافت بلافصل امیرمؤمنان علی(ع)
    خلافت بلافصل امیرمؤمنان علی(ع)
    دو شاخصه برای پیروان مولای غدیر!
    دو شاخصه برای پیروان مولای غدیر!

بیشترین بازدید این مجموعه

      قابل توجه زنان آزاردهنده به همسر
      قرآن و جلوه های عزّت و آزادگی در نهضت امام حسین علیه ...
      اسم اعظمی که خضر نبی به علی(ع) آموخت
      رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش اول

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز