فارسی
پنجشنبه 03 تير 1400 - الخميس 13 ذي القعدة 1442
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
664
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

حكايت عيسى و زن بدكاره

 

 عيسى زن نداشت، جوان هم بود. سى و دو سال بيشتر هم بين مردم نبود، يك روز بعد از ظهر از خانه يك زن بد كاره آمد بيرون، يكى او را ديد و گفت: مى دانيد اين جا كجاست؟ گفت: بله، اينجا خانه زن بدكاره است، تو هم كه زن ندارى، قيافه ات هم خوب است، اينجا چه كار مى كردى؟ چرا بايد تيپ مذهبى از رفتن به اين طرف آن طرف بترسند كه غارت شده هاى شيطان را از شيطان نجات بدهند، چرا؟

 چرا من نتوانم خانه زنهاى بدكاره بروم و آنها را نجات بدهم؟

 چرا در مجالسى كه مى دانم حرام است، براى شكستن آن حرام چرا بايد بترسم؟

 چرا مردم در زبانشان مسائل الهى را رعايت نمى كنند؟

 گفت: بله، اينجا خانه زن بدكاره است اينجا چه كار مى كردى؟ چقدر جالب جواب داد.

 عيسى گفت: اى مرد! مريض دو جور است: يك مريض مريضى است كه خودش بلند مى شود دكتر مى رود، مى گويد: مريضم نسخه مى گيرد خوب مى شود، اما يك مريض مريضى است كه خودش دكتر نمى رود بايد دكتر را بالاى سرش آورد اين مريضى است كه من آمدم بالاى سرش، چون خودش نمى توانسته دكتر برود و الان برو در خانه او را بزن، هرگز مرد غريبه راه نمى دهد. اين زن با خدا آشتى كرد، اين زن برگشت، اين زن را ما از دست شيطان گرفتيم.

 


منبع : پایگاه عرفان
664
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

شعاعی از خیر کثیرِ آیت‌الله‌العظمی بروجردی
قوی‌ترین استقامت‌کنندگان تاریخ
استقامت بندگان در برابر مصائب و تکالیف الهی
دست رحمت پروردگار با اهل استقامت
شجرۀ طیبه در پرتو استقامت در سرزمین تکلیف
مرگ و عالم آخرت
آثار و راه‌های کسب معرفت
منابع کسب معرفت حق
اهمیت معرفت و شناخت الهی
شناخت نعمت‌های الهی

بیشترین بازدید این مجموعه

ارزشها و لغزشهای نفس - جلسه دهم
موضوعات اخلاقی - جلسه هفتم - توبة واقعي
برقرارى مساوات بين فرزندان
نظر اسلام در خواب ديدن‏
داستان دوم: ماجراى پارچه‏فروشى كه با خدا معامله كرد
شگفتی‌های خلقت معده
وجوب اطاعت از اولوالأمر
عجايب خلقت بدن انسان

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا