فارسی
سه شنبه 12 مرداد 1400 - الثلاثاء 23 ذي الحجة 1442
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
186
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

امام مجتبى عليه السلام و اهتمام به امور مسلمين‏

 

بعضى از شما به مكه رفته ايد. مى دانيد كه: وقتى در مسجد شجره محرم مى شويد، گرچه مستحب باشد، ولى اتمام عمل بعد از محرم شدن واجب است.

در احرام نمى توانيد بگوييد: من پشيمان شدم، لباس احرام را درآورم و لباس هايم را بپوشم، عمره كه واجب نيست. بله، تا عمره نرفتيد واجب نيست، ولى وقتى محرم شديد، ديگر نمى توانيد اعمال را انجام ندهيد، بله بايد عمره را بجا بياوريد. اگر انجام نداده به ايران بياييد، كل زن هاى دنيا بر شما حرام هستند.

بعد از محرم شدن اولين كارى كه شروع مى شود، طواف كعبه است، كه هفت دور است. شما تا دور سوم اگر خسته و پشيمان شدى، مى توانى طواف را قطع كنى و بيرون بيايى. اما اگر وارد طواف چهارم شدى، ديگر نمى توانى آن را قطع كنى، بايد تا دور هفتم تمامش كنى و حق بيرون آمدن از مطاف را ندارى، چون حرام است.

روزه اعتكاف مستحب است اما اگر دو روز معتكف بودى روز سوّم بر شما واجب مى شود.

شخصى كه محرم نبود، در كنار حضرت مجتبى عليه السلام شروع به طواف كرد، گفت:

يابن رسول اللّه! من بدهكارم، مال مردم خور نيستم، اما ندارم كه بدهم، واقعاً قصد جدى دارم كه پول طلب كار را بدهم. او گريبانم را گرفته و مى گويد: طلبم را بده! من به او گفتم: به اين كعبه قسم ندارم، ولى طلب تو را مى دهم، مى گويد: اگر ندارى، بايد كسى ضامن شود كه اگر پول را ندادى، او پول مرا بدهد. من هيچ كس را در مكه غير از شما نمى شناسم.

امام عليه السلام فرمود: طلبكار كجاست؟ گفت: بيرون از مسجد الحرام است. حضرت با حال احرام از طواف بيرون آمد، به طلبكار گفت: اگر اين طلب تو را نداد، من ضامن هستم. قبول كرد. حضرت برگشت و بقيه طواف را انجام داد. در سعى بين صفا و مروه، كسى به حضرت عرض كرد: آقا! در طواف واجب، آن هم دور پنجم و ششم، چرا بيرون رفتيد؟- بعضى ها از امام و خدا جلوتر مى افتند- حضرت عليه السلام فرمودند:

كارى مهم تر از طواف به وجود آمد؛ و آن هم نجات يك گرفتار بود. «1» زنى كه بچه اش به دنيا آمده و شيرخوار است، اگر روزه بگيرد، شير بچه كم مى شود و بچه اى كه شير كم بخورد، قواى بدنيش ضعيف مى شود، لذا پروردگار به اين زن دستور مى دهد كه روزه نگير؛ زيرا روزه بر تو حرام است، چون اين روزه به بچه ضرر مى زند و اين جان مهم تر از روزه من است.

اگر روزه ميسر نشد و شير دادن تا سال ديگر طول كشيد، به شوهرش بگويد:

براى هر روز بايد كفاره بدهى. مثلًا اين زن بگويد: خير من مى خواهم روزه بگيرم اينجا او نافرمانى خدا را كرده است.

 

 


منبع : پایگاه عرفان
186
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

ماجرای زن بدکاره ای که به زندان امام کاظم (ع) رفت
حکایت پیرمرد آتش‌پرست با حضرت موسی(ع)
تنبيه نفس در حضور پیامبر (ص)
تأخير اجابت دعا
رفتار امام حسين (ع) با معلم فرزندش‏
حكايت انوشيروان و وزير
خدمت امام رضا(ع) در حمام نیشابور
حکایت ثعلبة بن حاطب‏
حکایت دزدی که با یاد خدا عاقبت بخیر شد
حکایتی از لقمه حرام‏

بیشترین بازدید این مجموعه

ورود بر خداى كريم
آقا محمد رضا اصفهانى
حکایتی از لقمه حرام‏
داستان جوان مطيع خدا
داستانى جالب‏
گردنبند با برکت حضرت زهرا(س)
اهل ذكر
انديشه در موت‏
فروش خانه همسایه امام صادق(ع)
ماجرای زن بدکاره ای که به زندان امام کاظم (ع) رفت

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا