فارسی
سه شنبه 30 دى 1399 - الثلاثاء 5 جمادى الثاني 1442

649
0
0%

هجرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله از مکه به مدینه


نوشته: محبوبه زارع

 

هجرت

پیمان دوم عقبه، زمینه هجرت پیامبر به یثرب را فراهم کرده است.

دین، جلو افتاده و رسول الله صلی الله علیه و آله به دنبالش، قدم در وسیع ترین مسیر رسالت خویش گذاشته است.

به دهکده «قبا» می رسد. آن سو در مکه، علی علیه السلام در نقطه بلندی ایستاده و فریاد برآورده: «هرکس نزد محمد صلی الله علیه و آله امانت و سپرده ای دارد؛ از من بگیرد».

و این یعنی پیامبر به این زودی ها به مکه باز نخواهد گشت.

رنج و گنج

سیزده سال از بعثت گذشته. اگرچه آوازه اسلام و ندای وحی که فطرت مردمان را مخاطب قرار داده بود، اهل مدینه را به دنبال رسول الله صلی الله علیه و آله فرستاده، اما خوب می دانند که راه سختی را برگزیده اند. گنج هرچه باارزش تر باشد، رنجش افزون خواهد شد. حال آنکه انصار مدینه، گران بهاترین گنج هستی را طلب کرده اند.

برادری

یاران صفه، اصحاب عاشقی اند که دعوت اسلام را با همه هستی خویش لبیک گفته اند. هجرت، میلاد اعتقادی راسخ در حمایت از پیامبر است و در این مجال، مهاجر و انصار، هر دو روزهای تولد درون خویش را سپری می کنند. وقت آن است که رسول خدا صلی الله علیه و آله ، میان دو بال اسلام، مهاجر مکه و انصار مدینه، عقد اخوت جاری کند. همه را با هم برادر کند و خود را با علی علیه السلام که مثل هارون است نسبت به موسی علیه السلام !

مبدأ تاریخ

هجرت، مرحله شکوفایی نهال دین در مزرعه تاریخ است. کدام دلیل جاودان تر از این مرحله برای انتخاب مبدأ تاریخ و کدام تاریخ، عمیق تر از یگانگی دو قوم در حمایت از آیین خداوند در زمین؟! هجرت، نقطه عطف قرآن است؛ نقطه پیوند تنزیل و عمل، نقطه وحدت دل ها با هم؛ وحدتی که تفسیر روشن توحید است و توحیدی که ریشه در عشق دارد.

این قوم، قدر عافیت نمی دانند


این شب پرستان سیاه دل، می خواهند چراغ های نیمه شب را بشکنند؛ می خواهند جلوی خورشید را بگیرند تا رسالت ازلی خویش را فرو بگذارد و به صف سیاره های خاموش بپیوندد.

این غربت پرستان بادیه نشین، می خواهند آخرین اجاق مانده شقایق را در سرما و سوز جاهلیت صحرا بُکشند و در کوران ظلمت، فتیله نور را پایین بکشند.

اینان، بر خاکستر تشنگی ننشسته اند که قدر کوزه های گوارای آب را بدانند؛ به مصیبت روزهای سخت گرفتار نیامده اند تا قدر عافیت روزهای خویش را بدانند. اینان را روزنه امیدی در خانه وجدانشان نمانده است. دل هایشان از دوده سیاه تر و چشم هایشان از مرداب تباه تر شده و جرقه عشق، سرداب های سخت وجودشان را در نمی گیرد. از اینان کناره بگیر؛ «وَاهْجُرْهُمْ هِجْرا جَمِیلاً».

محکم تر قدم بردار

قدم های مصمم تو در این سرزمین بی رهگذر، جاده هایی را هموار می کند که بعدها جغرافیای تمدن بزرگ اسلامی خواهد شد.

قدم هایت را محکم بردار که با این قدم ها، شالوده های یک تاریخ دیگر استوار خواهد گشت و نخستین کلمه های فرهنگ، بر کاغذهای سفید و خالی جان و روان آدم ها نگاشته خواهد شد.

قدم هایت مقدس اند؛ زیرا امتداد قدم های ابراهیم خلیل اند در بنیان گذاری توحید؛ امتداد قدم های موسای کلیم اند در نجات مستضعفان مصر؛ امتداد قدم های یوسف کنعان اند از قعر چاه تا اوج جاه.

با این قدم ها، زمان عوض خواهد شد و از تقویم شاهنشاهان خودپرست، نشانی به جا نخواهد ماند. قدم هایت را محکم بردار که رد قدم های تو، نشانه های هدایت اند در این برهوت بی بر. آنان که پس از تو خواهند آمد، به این قدم گاه ها تأسی خواهند کرد و در این راه، به گونه ای خواهند رفت که تو رفته ای.

هجرت؛ راهی که تا صلاح و فلاح موعود امتداد دارد

زمین، از این پس بر مدار چشم های تو خواهد چرخید و قدم های تو، صراط مستقیم را به عقربه ها نشان خواهد داد.

زمین، از این پس از مشرق الوهیت سر بر خواهد آورد و در مغرب الوهیت سر فرو خواهد برد؛ زیرا مشرق و مغرب، هر دو از آن خداست و همه سو به سوی خداست. این هجرت مقدس، آخرین رنج های ریخته بر دوش نبوت است و از این پس دیگر هجرت ها، عبور از خویش است به سمت خدا.

این هجرت مقدس، نماد سلوک های عاشقانه پس از توست؛ نماد توبه های نصوح و نماد بی قراری های عطشناک جان های شیفته در حسرت دیدار. این هجرت مقدس، قدم های اول صلاح و فلاح است و از این پس، تا صلاح و فلاح موعود، ادامه خواهد داشت.

میزبانی یثرب


زمان تولد گام های نور از مکه به یثرب است. بال های لطیف قاصدک، خبر برده اند و یثرب را به راه شوق کشانده اند.

یثرب، خوش میزبانی است که درِ شادمانه ترین آغوش ها را برای ورود واژه های رحمت گشوده است. یثرب، از هم اکنون که بشارت بهار به او داده اند، به رنگ تصنیف های زیبا درآمده است. روزهایی مانده تا آرزوی یثرب به مقصد برسد و اینک، رویدادی زلال و شفاف در بیابان های تشنه «مکه به یثرب» جاری است.

برای بیابان های راه، عبور همین نفس های سبز، به منزله زیباترین بهار روی زمین است که ندیده اند.

آنقدر این اتفاق حاویِ درخشندگی است که عشق می آید و رد پای به شنزار جا مانده را توتیای چشم می کند و از توشه های روشن، بهره می برد. از این واقعه سپید، هنوز دهان غار به شگفتی و بُهت باز مانده است.

رهاورد سفر

اهمیت هر هجرتی در بروز نتیجه آن است. رهاورد این سفر آنقدر معطر است که هنوز پس از قرن ها، بوی خوشش از لابه لای کتب قرآنی برمی خیزد.

میوه هجرت رسول مهر، بیداری و زنده دلی انسان از روی نسخه شفابخش قرآن و وحی عاشقانه بود.

هجرت آمد تا بشر، برای رهایی، فاصله ها را بردارد و مشمول سپیدترین روزها شود.

هجرت آمد تا قلم، با درک شمّه ای از آن، ره پوی دیار پاکی ها شود و لهجه سرسبز جاودانگی را بیابد.

لیلة المبیت

به قیمت جان


دور شو ای قلب جهان، از حوالی شمشیرهای برهنه!

منادی نظریه آزادی و عقلانیت! دارالندوة را به آخر خط رسانده ای، اما باید بمانی؛ اگرچه ترور در سال چهارده بعثت مانند عقاب، بر فراز کوه صبر نعره می کشد.

ندایت را به نقطه ای دیگر ببر؛ به جایی که هیچ کس مانع رسیدن باران به کویر نشود؛ کبوتران فریاد لااله الااللّه ، شکنجه نشوند و صدای تو به تمام جهانیان برسد.

آخرین سفارش ها را در گوش ذوالفقار خود زمزمه کن و برو!

امشب در بستر من بخواب و آن پارچه سبزی را که من هر شب روی خود می کشیدم، بر روی خود بکش تا «تصور کنند من در بستر آرمیده ام».

مبادا دیوارهای نیمه کاره تمدن اسلامی، از مهربانی دست های تو محروم شوند!

برو که به قیمت جانم نخواهم گذاشت این اتفاق بیفتد.

حضرت فضیلت های بی نظیر

می دانم که ترس دیر زمانی است در وجود تو مرده است. ترس، زیر سلطه ایمان تو رنگ می بازد و مفاهیم بلند، از عمق سینه چراغانی ات، به پرواز درمی آیند.

آینه بی مثال من! بمان و تاریخ را عوض کن.

بگذار مرگ، سرازیر شود! می دانم که به خاطر آنچه در قلبت می تپد، می ایستی.

بگذار شمشیرهای تشنه به خون، از متن تمامی قبایل جاهلیت، بر ضد حقیقت بشورند!

تا تو هستی، می دانم که تمدن اسلامی به ساخته شدن ادامه خواهد داد.

ای حضرت فضیلت های بی نظیر، ای جان محمد! بمان؛ همان گونه که من می روم.

این دو حرکت در مقابل، نقطه اشتراکی دارند به نورانیت آفتاب؛ به وضوح روزهایی که از متن لیلة المبیت متولد می شوند؛ به حلاوت آیه ای که بعدها رهروان راهت مدام تلاوت خواهند کرد:

«وَمِنْ النَّاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاةِ اللّه ِ وَاللّه ُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ».

«وَاللّه ُ خَیْرُ الْماکِرینَ»


آخرین حربه، همین نقشه شوم است. اینکه از هر قبیله دستی در ریختن خون رسول شریک باشد تا قریش، قدرت انتقام نداشته باشند. بیچاره اصحاب شیطان که عبث ره می پویند و غافلند از اینکه «واللّه ُ خَیْرُ الْماکِرینَ.» مکر خدا را پیش از این خدا بر رسول خود افشا کرده است و پیامبر آن را بر یار وفادار خود علی علیه السلام .

در بستر خورشید

قرار است امشب علی علیه السلام در بستر پیامبر بخوابد تا مشرکین از خروج رسول الله صلی الله علیه و آله از مکه باخبر نشوند. خانه در محاصره کفار است و علی علیه السلام آسوده و رها در بستر پیامبر... در چند قدمی مرگ... .

حوالی صبح، مشرکان به خانه هجوم می آورند و به بستر می شتابند. علی علیه السلام در بستر می نشیند. شمشیرهای عریان بر فراز سرش، تشنه خونند و او آسوده و صریح به چشمان خشمگین کافران می نگرد.

فریاد می زنند: «پس محمد صلی الله علیه و آله کجاست؟!»

با لبخندی از جنس یقین، پاسخ می دهد: «مگر او را به من سپرده بودید که سراغش را از من می گیرید؟!» هنوز شمشیرها در غلاف فرو نرفته اند که کفار، شکست دوباره خود را به هم اعتراف می کنند.

هدیه خداوند

مباهات خداوند بر فرشتگان، حدیثی دیگر است: «از مردم کسی هست که جان خویش را در راه رضایت خداوند می فروشد و خدا بر بندگان مهربان است».

جبرئیل این آیه را بر رسول نازل کرده است تا شأن علی علیه السلام را در لیلة المبیت و مقامی را که در آسمان تجلی داده است، به ثبت برساند. گرچه پیامبر از ازل بدین شبِ ایثار واقف بود.

رشادت بیدار علی علیه السلام


این یک قاعده کلی است: هر جا که علی علیه السلام باشد، رخدادی جاوید هست. امشب نیز نفس های متبرک علی علیه السلام ، حادثه ای سبز را رقم زده است.

در بستر امشب، تنها رشادت علی علیه السلام بیدار است و پهن دشت شب را اشتیاق علی علیه السلام به پیامبر پر کرده است. دلباختگی های علی علیه السلام ، پیامبر را بدرقه کرده است به سوی انتشار آیین روشن.

هجرت، در سایه فداکاری های امیر ایثار، بر قدوم مبارک پیامبر بوسه می زند. پیامبر هجرت می کند با قلب تپنده علی علیه السلام که همیشه و هر جا همراهِ اوست.

شمشیرهای ناامید

از بذرهایی که در دلِ امشب کاشته شده است، فردا حقیقتی به نام علی علیه السلام بر خواهد خاست. نه، فردا دیر است؛ همین نیمه های شب، شمشیرهای ناامید ابوجهلْ صفتان، طلوع علی علیه السلام در بستر شب را می بینند و از این شرم زدگی، برای خود مرثیه می سازند. فردا دیر است. تازیانه های سهمگین امشب، دقایقی دیگر بر سر معاندان بدکیش فرود می رود که حساب کار دستشان باشد و بدانند تا علی علیه السلام هست، جای پیامبر خالی نمی ماند. بدانند که «لیلة المبیت»، ترجمان همه فداکاری هاست و حمایت علی علیه السلام ، هماره پیرامون پیامبر خیمه زده است.

فردا دیر است. همین امشب، با هزارتوی ظلمتش، برای مخالفان کافی است.

چهره شب، مقابل همه به یک حالت نیست. برای این تیره اندیشان، بسیار کاری تر از شمشیرهاشان عمل می کند، تا با زخمی همیشگی و سرافکندگی بی شمار و دستی خالی باز گردند.

شب علی علیه السلام

 

شب، رنگ و بوی تیغ های آخته دارد؛ شبی که عیار دل ها، در نلرزیدن است، شبی که عیارمردانگی یاران محمد صلی الله علیه و آله را می سنجد.

امشب، همه تاریخ است. آیا عمر نبوت، در خانه محمد صلی الله علیه و آله به پایان می رسد؟

آیا پیام خدا، در رختخواب محمد صلی الله علیه و آله به قتل می رسد؟! امشب، تمام همت توحید، جای محمد صلی الله علیه و آله خواهد خوابید. وای من! فرشته ها دل در دل ندارند. وای من! تاریخ دل شوره گرفته است.

امشب تمام قدرت کفر، به سوی خانه محمد صلی الله علیه و آله حمله می کند، اما چه باک، وقتی تمام توحید یعنی علی علیه السلام در خانه اوست!

 


منبع : پايگاه حوزه
649
0
0%
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

درخواست حضرت فاطمه زهرا (س)
افزایش رزق و روزی با نسخه‌ امام جواد (ع)
حجاب از نگاه استاد انصاریان
حجاب و پاكدامنى زن‏
کرامات و معجزات حضرت فاطمه زهرا (س) (2)
سوره ای که علی علیه السلام‌ برای مشرکان می خواند
زنان شايسته از ديدگاه اسلام‏  
تاثیر قرآن و نماز بر اضطراب
عقیله بنی هاشم حضرت زینب کبری(س)
حاجت خود را جز نزد سه نفر نگو!

بیشترین بازدید این مجموعه

شهادت پنجمین پیشوای شیعیان جهان ، امام علی بن محمد ...
برگی از مظلومیت حضرت زهرا ( علیها السلام)
دشنام و بد زبانی
آثار اخروی نماز
خداشناسى در كلام امام موسى بن جعفر عليه السلام‏
واژه شيعه در قرآن مجيد
ماوراى هفت آسمان‏
شناخت امام(ع) ضرورت هر زمان
اعمال شب و روز عید فطر
بهترین راهها برای نزدیک شدن به خدا و ارتباط با خدا

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا