فارسی
پنجشنبه 02 بهمن 1399 - الخميس 7 جمادى الثاني 1442

46
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

صحرای تشنه آتش محشر گرفته بودازمریم حقیقت

صحرای تشنه آتش محشر گرفته بود

دنیا دوباره عطر پیمبر گرفته بود

الله اکبر اینکه اذان محمد است

گویا خدا به حنجر اکبر گرفته بود

در خلسه های ناب حضوری دوباره عشق

قامت برای دفعه ی آخر گرفته بود

تکبیر او گلوی زمان را نشانه رفت

وقتی که داغ سرخ زمین سر گرفته بود

***

پیش بلند قامت مولا سپر شدند

باران تیر بر دو کبوتر گرفته بود

دستانشان هجوم قفس را شکست وبعد

لبهایشان طراوت کوثر گرفته بود

با آخرین سلام به معراج پر زدند

یک دشت طرح لاله ی پر پر گرفته بود

***

آوار کفر بر تن ایمان نشانه رفت

مولا به سمت حادثه پیکر گرفته بود

یک دست سبز خیبر ویک دست سرخ عشق

دستی که رنگ حنجر اصغر گرفته بود

در ناله های سرخ گلوی بریده اش

بغضی سراغ دست برادر گرفته بود

خون خدا به فرق زمین ریخت یا علی

شمشیر تلخ حادثه را سر گرفته بود

.....

خنجر گلوی سبز غزل را نمی...برید

خورشید از تمام افق پر گرفته بود


منبع : مریم حقیقت
46
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

هر چه ترسیدم از آن آن به سرم می آید ازوحید مصلحی
دامن خيمه به بالا بزن! از محمد فخارزاده
ای شفای دردهای من حسین از سید حبیب حبیب پور
مردی رشید از عبدالرحیم سعیدی راد
ذوالجناح از عبدالرحیم سعیدی راد
شبیه حسرت پروانه هاست این بانو از شبنم فرضی
دردانه مرتضی .زمین .طوفان تب از شبنم فرضی زاده
نگاهش کهکشان را تاب می داد از احمد سوسرایی
علم افتاد،این یعنی اشارت از احمد سوسرایی
برای آن که رویت را ببوسند از فضل الله قاسمی

بیشترین بازدید این مجموعه

سحاب اصفهانی‏ در مدح روضه حضرت عباس
پور ام ‏البنین از علی ‏اکبر خوشدل تهرانی‏
تجلي عاشورا و انقلاب حسيني در شعر شيعه(3)
آخرین منزل از ملیحه مهرپرور

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا