فارسی
يكشنبه 22 تير 1399 - الاحد 21 ذي القعدة 1441
  8
  0
  0

مانده بودم، غیرت حیدر به فریادم رسید ازعلیرضا قزوه

مانده بودم، غیرت حیدر به فریادم رسید
در وداعی تلخ، پیغمبر به فریادم رسید

طاقتم را خواهش اکبر ، در آن ظهر عطش
برده بود از دست، انگشتر به فریادم رسید

انتخابی سخت ، حالم را پریشان کرده بود
شور میدانداری اکبر به فریادم رسید

تا بکوبم پرچم فریاد را بر بام ماه
کودک شش ماهه ام – اصغر - به فریادم رسید

تا بماند جاودان در خاک این فریاد سرخ
خیمه آتش گشت و خاکستر به فریادم رسید

نیزه ها و تیرها و تیغ ها کاری نکرد
تشنه بودم وصل را خنجر به فریادم رسید

جبرییل آمد: بخوان ! قرآن بخوان، بی سر بخوان!
منبری از نیزه دیدم ، سر به فریادم رسید


منبع : علیرضا قزوه
  8
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    دامن خيمه به بالا بزن! از محمد فخارزاده
    ای شفای دردهای من حسین از سید حبیب حبیب پور
    مردی رشید از عبدالرحیم سعیدی راد
    ذوالجناح از عبدالرحیم سعیدی راد
    شبیه حسرت پروانه هاست این بانو از شبنم فرضی
    دردانه مرتضی .زمین .طوفان تب از شبنم فرضی زاده
    نگاهش کهکشان را تاب می داد از احمد سوسرایی
    علم افتاد،این یعنی اشارت از احمد سوسرایی
    برای آن که رویت را ببوسند از فضل الله قاسمی
    دلی دارم از فضل الله قاسمی

بیشترین بازدید این مجموعه

      بند ششم ترجیع بند محتشم کاشانی درباره امام حسين(ع)
      بند دهم ترجیع بند محتشم کاشانی درباره امام حسين(ع)
      شب عاشورا از حبیب الله چایچیان«حسان»
      علمدار کربلا از نورالله امینی نوش‏آبادی
      سيماي امام حسين (ع) در مثنوي مولوي
      رهائى فطرس
      آخرین قد قامت الصلوة از مهدی میچانی ‏فراهانی
      همواره تجّسم قیام است حسین (ع) از معصومه جمهوری
      دردانه مرتضی .زمین .طوفان تب از شبنم فرضی زاده
      ای شفای دردهای من حسین از سید حبیب حبیب پور

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز