فارسی
سه شنبه 11 آذر 1399 - الثلاثاء 15 ربيع الثاني 1442

  40
  1
  0

اصغر ازسودابه امینی

مرهم بنه بر سینه ی سوزان اصغر

سجاده ای خونین شده دامان اصغر

تا نیزه ها راه گلویش را بریدند

آواز حق می جوشد از شریان حیدر

قنداقه و گهواره در طی طریق اند

در منزل و منظومه ی عرفان اصغر

احساس کوری می کنند این تشنه چشمان

وقتی که می جوشد زخون توفان اصغر

باید که رفتار ملایک را ببینی

در وقت گل جوش بهشت جان اصغر

از مطلع عشق آفریدندش در عالم

از مصدر عرفان بخوان احسان اصغر

اینک که بر سجاده ی گُل می برندش

لالایی خونین بخوان برجان اصغر

ما شرح اندوه اسیران را شنیدیم

گفتند رنجوریم از هجران اصغر

ای کوفه سر گردان بمان تا روز محشر

شاید بگیرند از کف ات تاوان
اصغر


منبع : سودابه امینی
  40
  1
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

هر چه ترسیدم از آن آن به سرم می آید ازوحید مصلحی
دامن خيمه به بالا بزن! از محمد فخارزاده
ای شفای دردهای من حسین از سید حبیب حبیب پور
مردی رشید از عبدالرحیم سعیدی راد
ذوالجناح از عبدالرحیم سعیدی راد
شبیه حسرت پروانه هاست این بانو از شبنم فرضی
دردانه مرتضی .زمین .طوفان تب از شبنم فرضی زاده
نگاهش کهکشان را تاب می داد از احمد سوسرایی
علم افتاد،این یعنی اشارت از احمد سوسرایی
برای آن که رویت را ببوسند از فضل الله قاسمی

بیشترین بازدید این مجموعه

جلوه‏ی علم‏ از طائی شمیرانی‏

 
نظرات کاربر
سودابه امینی
سلام .در بیت دوم کلمه ی حیدر را حذف فرموده و اصغر را جایگزین بفرمایید .ممنونم
پاسخ
0     0
19 آذر 1390 ساعت 6:36 بعد از ظهر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز