فارسی
چهارشنبه 07 آبان 1399 - الاربعاء 11 ربيع الاول 1442
  41
  0
  0

تجلي عاشورا و انقلاب حسيني در شعر شيعه(4)

تجلي عاشورا و انقلاب حسيني در شعر شيعه(4)

5.بررسي اغراض، مضمون و ساختار لفظي و معنوي شعر حماسي-آييني عاشورايي در گستره ي ادب عربي


 1-5.اغراض شعري(مدح، وصف، رثا، هجا)درست است كه همان اغراض شعري كهن، در اين شعر نيز وجود دارد، اما نوع و چگونگي بهره‌برداري از اين اغراض، جلوه اي ويژه و رويكردي متفاوت به آن مي بخشد.وصف، مدح، هجا و رثا در تاريخ ادبيات عربي از كاربردي ذاتي و ماهوي برخوردار است؛ به اين معني كه هر يك از اين شيوه هاي شعري، در همان هدف و عنوان كلّي-توصيف، ستايش، سرزنش، مرثيه-بكار برده مي شود، اما در شعر حماسي-آييني عاشورايي عملكردي ابزاري و آلي مي يابند و در خدمت اهداف، مضامين و باورهاي ديني قرار مي گيرند.به دو نمونه از اين اغراض با ذكر موارد خاص اشاره مي شود:

1-1-5.وصف:

دعبل خزاعي نخست، شب هايي را توصيف مي كند كه ماهرويان پرده از رخسار برمي گرفتند و او روزها را به سرمستي ديدار آنان پشت سر مي گذارد:
واذ هنّ يلحظم العيون سوافراً و يسترن بالايدي علي الوجنات
و اذ كلّ يوم لي بلحظيّ نشوه يبيت لها قلبي علي نشوات
(دعبل، همان، ص3ذ8)
ترجمه:در آن هنگام(شب ها)ماهرويان نقاب از رخسار برمي گرفتند و گونه‌هارا با دست مي پوشاندند هر روز ديدگانم سرمست ديدار آنان بود و قلبم به ياد آن مستي ها و خوشي ها، شب را به روز مي آورد.
اما دعبل به دنبال آن،اين وصف را زمينه ساز پيمان شكني دشمنان اهل بيت (ع)قرار مي دهد:
هم نقضوا عهد الكتاب و فرضه و محكمه بالزّور و الشّبهات
(همان)
ترجمه:آنان پيمان و فرمان قرآن و آيات محكم آن را به دروغ و شبه افكني گسستند.

2-1-5.هجا:

در هجا كه شاعران به خود اجازه مي دهند در برابر دريافت صله، گستاخانه پرده دري كنند و هر صفت زشتي را بي پروا بر زبان برانند، شاعر شيعي با تصويرسازي هاي بي بديل، اين زشت نمايي را با ستم ستمگر و بي عدالتي و فريبكاري او پيوند مي دهد تا آرمان خواهي و مقاومت و پايداري را در انديشه و جان مخاطب خويش زنده نگاه دارد.
ابن رومي در قصيده ي جيميه ي خود-سروده شده در رثاي يحيي عمرالحسين-نخست، تصوري هجو آلود از ستم عباسيان ارائه مي دهد:
اجنّوا بني العبّاس من شنانكم و شدّوا علي ما في العياب و اشرجوا
و خّلوا ولاه السّوء منكم و غيّهم فاحربهم ان يغرقوا حيث لجّجوا
(ابن رومي، همان، ص653)
ترجمه:اي بني عباس!زشتي هاي[كردار]خود را بپوشانيد و درپوش هاي [صندوق هاي كينه و دشمني خود]را ببنديد و بند كيسه هاي دشمني را بكشيد و بربنديد؛ و فرمانداران بدكردارتان را با گمراهي‌هايشان واگذاريد.چه شايسته اند درهمان منجلاب و باتلاق هاي[بدبختي و گمراهي خويش]فرو روند.
ابن رومي آنگاه در بخش هاي پسين، آنان را از فرجام ناخوشايند و سقوط در
ورطه ي نابودي برحذر مي دارد و اميداوارانه برپايي دولت حق را به شيعيان نويد مي دهد:
غررتم اذا صدقتم انّ حاله تدوم لكم و الدّهر لونان اخرج
لعلّ لهم في منطوي الغيث ثائراً سيسمولكم و الصّبح في اللّيل مولج
(همان، ص654)
ترجمه:فريب خورده ايد اگر پنداريد اين فرمانروايي براي شما دوام دارد؛ زيرا دنيا و روزگار دو رنگ سياه و سفيد دارد (گاهي به سود شماست و گاهي به زيانتان)شايد آنها در پايان اين دوران بارش(انقلاب و شورش)[دولت]و انتقام گيرنده اي داشته باشند كه بر شما برتري يابند؛ زيرا بامداد از دل تاريكي برمي آيد.

2-5.مضمون و درونمايه

چنانچه در بخش بررسي ساختار و درونمايه ي شعر عاشورايي گذشت، شاعران متعهد شيعه در اين گسترده با تاثير از ابعاد گوناگون حادثه ي طف و نيز پيروي از تعاليم و آموزه هاي پيشوايان معصوم شيعه، مضامين و معاني نويي را افكندند و با هدفمند و جهت دار كردن سروده هاي خود ،زمينه ي شكل گيري و تحول شعر حماسي-ك آيييني عاشورايي را با ويژگي هاي منحصر به فرد و ايجاد مكتب ادبي مستقل شيعه فراهم ساختند.بررسي نمونه هاي ياد شده در ادب عربي نشان مي دهد اشعار عربي-قرن اول تا سوم هجري-با توجه به پيشينه طولاني و توانمند ادبي و پشت سر نهادن دوران شكوفايي و پيشرفت و برخورداري از گنجينه هاي پربار لغوي و نيز تكامل زبان شعري و تجربه ي كامل قالب هاي عروضي در گستره ي ايجاد تحول و انقلاب در مضمون به پختگي و انسجام رسيده است.

3-5.ساختار لفظي و معنوي

درك ضرورت، انتقال و تبليغ مفاهيم، آموزه ها و تعاليم آييني و عاشورايي از سوي شاعران شيعي و توانايي علمي و ادبي بالاي آنان، گزينش و كاربرد اين رويكردها را در گستره ي ساختار لفظي و معنوي امكان پذير ساخت:

1-3-5:كاربرد زبان روزمره:

شاعران شيعي با درك موقعيت تاريخي شعيه و فراز و نشيب هاي آن و با توجه به اهميت فراوان زبان شعر در پاسداري از سنگرهاي اعتقادي و انتقال آموزه ها و معارف حسيني به نسل هاي آينده، زبان مطنطن و سرشار از واژگان و تركيبات و اصطلاحات اديبانه ي ويژه ي خواص را كنار نهادند و به زبان روزمره و متداول در ميان مردم روي آوردند كه سرشار از سادگي و رواني بود.عقبة بن عمرو السهمي چنين مي سرايد:
مررت علي قبر الحسين بكربلا ففاض عليه من دموعي غزيرها
(شبر، همان، ج1، ص52)
ترجمه:در كربلا بر قبر حسين گذشتم و اشك فراواني از ديدگان من بر تربت[پاك]او فرو ريخت.
و يا كميت مي گويد:
ذهب الّذين يعاش في اكنافهم لم يبق الّا شامت او حاسد
(همان، ج2، ص184)
ترجمه:كساني كه پناهگاه مردم بودند، رفتند (درگذشتند)و جز سرزنشگر يا حسود كسي باقي نماند.
اين شيوه، با اشعار ديگر شاعران، همچون سيدحميري، دعبل، نمري، ابن رومي و سيدرضي استمرار مي يابد.

2-3-5.آزادي كامل در گستره گزينش واژگان و اجتناب از كاربرد پيرايه هاي لفظي رايج:

رويكرد پيش گفته اين امكان را در اختيار شاعران شيعي قرار داد تا در حوزه ي گزينش واژگان مناسب ،به دور از هرگونه مصلحت گرايي و ملاحظات اديبانه يا منازعات رايج در محافل شعري درباري، از آزادي كامل برخوردار باشند و هدف را قرباني و فداي وسيله نسازند و با اجتناب از پيرايه ها و آرايه هاي لفظي رايج، در جستجو و بررسي لغوي خود به افراط و تفريط دچار نگردند.كميت با توجه به اين ويژگي مي سرايد:
وقتيل بالطّفّ غودر منه بين غوغاء امة و طغام
(همان، ج1، ص190-191)
ترجمه:كشته ي طفّ(كربلا)كه در ميان هياهو و غوغا و جار و جنجال قومي پست [بر زمين تفتيده]رها شده است.
و اين سروده ي دعبل:
توفّوا عطاشاً بالفرات فليتني توفّيت فيهم قبل حين وفاتي
(دعبل، همان)
ترجمه:آنان دركنار فرات تشنه لب جان باختند.اي كاش من نيز پيش از فرا رسيدن مرگم، در ميان آنان[بودم]و با ايشان جان مي دادم.

3-3-5.كاربرد واژگان اعتقادي با بار معنايي جديد:

يكي از ويژگي هاي برجسته ي ساختار لفظي و معنوي شعر حماسي آييني عاشورايي، كاربرد واژگان اعتقادي با معناي جديد همچون ولي، امام، ثارالله، الوترالموتر، مهدي، انتظار، حجه الله، بقيه الله وجز آن مي باشد.كميت مي گويد:
وقالوا ترابيّ هواه ودينه بذلك ادعي دبينهم و القّب
(بشر، همان، ج1، س185-186)
ترجمه:و گفتند او در عشق و آيينش ترابي است(طرفدار ابوتراب علي(ع)و علوي مذهب است)و من به همين نام و لقب در ميان آنان خوانده مي شوم.
و هم سروده است:
و اوجب يوماً بالغدير ولاية علي كلّ برّ من فصيح و اعجم
(اميني، همان، ج2، ص192)
ترجمه:و در روز غدير ولايت علي(ع)را بر هر نيكوكاري از عرب و عجم واجب فرمود.
دعبل نيز اينگونه درباره ي مفهوم انتظار مي سرايد:
فلوا الّذي ارجوه في اليوم اوغد تقطّع نفسي اثرهم حسرات
(دعبل، همان، ص46)
ترجمه:اگر اميدوار آن كس نبودم كه امروز يا فردا خواهد آمد،[بند بند] جانم از حسرت هايي كه[درفقدان]ايشان ابراز مي داشتم، از هم مي گسست.

4-3-5.تشخيص هيئت موسيقيايي كلمات و تركيب آن با ويژگي الهام دروني شاعر:

اين تشخيص و تركيب، موجي از اهتزاز و جنبش و شور بيروني و دروني را در مخاطبان برمي انگيزد و آنان را براي همذات پنداري و اثرپذيري آماده مي سازد.
دي الجّن با توجه به اين ويژگي سروده است:
يا عين في كربلا مقابر قد تركن قلبي مقابر الكرب
(شبر، همان، ج1، ص284)
ترجمه:اي چشم[اشك ريز من]در كربلا گورهايي است كه آرامگاه‌هايي از محنت و سختي در قلب من بر جاي نهاده است.
و يا دعبل با جهت دهي اين دو خصوصيت مي سرايد:
راس ابن بنت محمّد و وصيّه يا للرّجال علي القناة يرفع
(دعبل، همان، ص150)
ترجمه:واي بر شما مردان!سر پسر و دختر پيامبر و جانشين او، بر نيزه بلند است.

5-3-5.توجه به جنبه دلالي و ارتباطي خيال:

بر خلاف بسياري از شاعران برجسته ي عرب، شاعران عاشورايي براي تحقق آرمان هاي مكتبي و گسترش آموزه هاي حسيني(ع)بيشتر به جنبه ي دلالي و ارتباطي صور خيالي شاعرانه و نه حيثيت استقلالي و ذاتي آن(پرداختن به خصوصيات و پيرايه هاي لفظي و لغوي و تفنن هاي ادبي)اهميت مي دادند.ديك الجن سروده است:
كم شرقت منهم السّيوف و كم رويت الارض مّن دم سرب
(شبر، همان، ج1، ص284)
ترجمه:چه بسيار شمشير كه از[خون]ايشان سيراب شد (باريختن خون ايشان، درخشيدن گرفت)و چه بسا كه زمين از خون روان و جاري[ايشان] آبياري گشت.

6-3-5.تلفيق و سازگاري ميان زبان عاطفي و حماسي و پيوند آن با انديشه ي ديني شاعر: 

در آفريده هاي شعري ادبيات عربي، همواره ميان زبان عاطفي و حماسي نوعي گسست و جدايي مشاهده مي شد؛ چرا كه از نظر شاعران، شعر عاطفي با رقّت و نازكدلي همراه بود و شعر حماسي با شكوه وفخامت؛ و اين هر دو به طور معمول در يك سبك و غرض خاص، قابل جمع نبود؛ اما شعر حماسي-آييني عاشورايي از يك سو توفيق يافت ميان زبان عاطفي و حماسي تلفيق و هماهنگي برقرار سازد و از سوي ديگر توانست با پيوند استوار آن با درونمايه هاي انديشه هاي ديني، زمينه هاي شكل گيري يك سبك شعري مستقل را فراهم نمايد.
دعبل در بخشي از قصيده ي تائيه، نخست حزن آلود و غمگنانه، از تجاوز به حريم خاندان پيامبر(ص)شكايت مي كند:
وآل رسول الله تسبي حريمهم و آل زياد ربّه الحجلات
(دعبل، همان، ص46)
ترجمه:به حريم خاندان پيامبر خدا تجاوز مي شود و خاندان زياد در حجله هاي [شادماني وسرور]به سر مي برند.
سپس با زباني پرشكوه، نفس خود را به آينده روشن و فرجام نيك، مژده مي دهد:
فيا نفس طيبي ثمّ يا نفس ابشري فغير بعيد ما هوآت
(دعبل، همان، ص47)
ترجمه:پس اي نفس!شادمان باش و اي جان!بر تو مژده با كه آنچه آمدني است چندان دور نمي باشد.

7-3-5:استفاده از تشبيهات تمثيلي برگرفته از آيات قرآني و معارف ديني:

از جمله ويژگي هاي ساختار لفظي و معنوي اين شعر، قرار گرفتن تشبيهات تمثيلي برگرفته از آيات قرآني و معارف ديني در بافت و ساختار هنرمندانه براي اثبات حقانيت خلافت و ولايت سلاله ي نبوت و انعكاس فضايل ايشان است.
سيدحميري درباره نزول آيه ي تطهير و اختصاص آن به اصحاب كساء چنين سروده است:
انّ يوم التّطهير يوم عظيم خصّ بالفّضل فيه اهل الكساء
(اميني، همان، ج2، ص343)
ترجمه:روز[نزول]آيه تطهير، روز بزرگي است كه در آن، آل عبا به برتري و فضل ويژگي يافتند.
و يا كميت وجوب ولايت اميرالمومنين(ع)را اينگونه به تصوير مي كشد:
عليّ اميرالمومنين و حقّه من الله مفروض علي كلّ مسلم
و انّ رسول الله اوصي بحقّه و اشركه في كلّ حقّ مقسّم
(همان، ص286)
ترجمه:علي (ع)اميرو سرورمومنان است و حق [ولايت]او از جانب خدا بر هر مسلماني واجب است.پيامبر خدا به حق او سفارش فرمود و او را در هر حق تقسيم شده‌اي شريك فرمود.
افزون بر موارد جزئي مذكور، رجزها و سروده هاي مشهورو بلند عاشورايي، مانند هاشميات كميت، تائيه ي دعبل و جيميه ي ابن رومي-كه به برگزيده‌هايي از آن در بخش هاي مختلف مقاله اشاره شد-مصاديق بارز و شواهد صادق تحقق اين رويكرد از سوي شاعران متعهد شيعي به شمار مي روند.

6.نتيجه

پيامدهاي ارزشي و ادبي شعر عاشورايي
شعر حماسي آييني عاشورايي در روند تكاملي خود، پيامدهاي ارزشي و ادبي مهمي را برجا نهاد كه نخست، شماري از اثرگذارترين آنها مذكور مي گردد؛ سپس به دور مورد خاص از تحقق اين پيامدها در شعر معاصر شيعه(در دو قالب قديم و جديد)اشاره مي شود:
1.حفظ و استمرار ارزش ها و آرمان هاي علوي و حسيني و انتقال آنها به نسلهاي آينده؛
2.تصويرسازي منسجم و اثرگذار از رويدادهاي جانگداز كربلا و حفظ ثبت آنها در حافظه ي تاريخي شيعه؛
3.فراهم ساختن زمينه ي شكل گيري شعر حماسي-آييني عاشورايي كه هم ويژگي هاي سنتي رثا را در خود داشت و هم نوآوري هاي شگفت و شورآفرين در آن به چشم مي خورد؛
4.دميدن روحيه ي مقاومت و پايداري و ايثار در شعر شاعران شيعي و نفوذ آن در زندگي فردي و اجتماعي شيعيان؛
5.برخورداري از جايگاهي بنيادين در شكل گيري مكتب ادبي مستقل شيعه و تاسيس سبك ويژه-با تحول در جهت دهي اغراض و انقلاب در مضمون و درونمايه و دگرگوني در ساختار لفظي و معنوي، چنانچه در بخش هاي مربوط به هر يك مذكور گشت-و منحصر به فرد شعري در گسترده ي زبان و ادبيات عربي؛
6.عامل تبليغي و ارتباطي مهم مكتب تشيع در عرصه ي رويارويي و مقابله با دستگاه هاي پرزرق و برق و عظيم تبليغاتي دشمن ؛
7.سرچشمه ي هميشه جوشان در قلمرو ابداعات و نوآوري هاي شاعرانه و جهت بخشي پويا به جريان هاي فكري و ادبي ديني و غير ديني در دوره هاي گوناگون.
شيخ محمدعلي يعقوبي، از اعلام ادب و شاعر معاصر شيعي و عراقي در قصيده اي با عنوان "ميلاد ابي الشهداء"در يك تابلوي زيباي شاعرانه، در آغاز، خصلت هاي نيكو و جايگاه بلند امام(ع)را به تصوير مي كشد:
اعد الطّرف دون ادني علاه ستراه يرتدّ و هو كليل
سودد تقصر الكواكب عنه و علي هامة الضّراح يطول
(شبر، همان، ج10، ص109)
ترجمه:از نزديكترين نقطه به بلنداي[جايگاه]او بنگر؛ نگاهت خسته و ناتوان بازمي گردد.بزرگي و سيادتي[مي بيني]كه[دست]ستارگان از آن كوتاه است و تا اوج كرم و بخشش، امتداد و گسترش دارد.
شاعر به دنبال آن، با اشاره اي زيركانه به مفهوم آب در حماسه ي ثارالله، مفهوم فدا شدن و تقديم قرباني را مطرح مي سازد:
لاتجاري يديه نيلاً اذاما طفحت دجلة وفاق النّيل
قرّب النّفس للاله فداء اين منه الذّبيح اسماعيل
(همان)
ترجمه:دجله و نيل آنگاه كه [خروشان از بستر خويش]لبريز شوند و فيضان كنند، به بخشش دستان او نتوانند رسيد.جان خويش را فدا و قرباني معبود خود ساخت.اين فدايي كجا و اسماعيل ذبيح كجا؟
ادونيس-شاعر شيعي و معاصر سوري-در تصويري آكنده از حزن واندوه و درد و با زباني شورانگيز و حماسي، تنهايي و غربت و بي ياوري امام حسين(ع)را در زير زخم شمشير و تيغ و تير دشمن و همراهي و خضوع پديده هاي هستي را در برابر او عاشقانه مي سرايد:
وحينما استقرّت الرّماح في حشاشة الحسين
و ازّيّنت بجسد الحسين
وداست الخيول كلّ نقطة في جسد الحسين
واستبلت و سرقت ملابس الحسين
رايت كلّ حجر يحنو علي الحسين
رايت كلّ زهرة تنام عند كيف للحسين
رايت كلّ نهر يسير في جنازة الحسين
(رجايي، 1382ش، ص163)
ترجمه:چون نيزه ها بر جان حسين(ع)نشست و آرام و قرار گرفت، و با پيكر حسين(ع)آراسته و تزيين شد، و اسبان جاي جاي پيكر حسين(ع)را در زير سم خود [لگدكوب]كردند، و جامه هاي حسين(ع)ربوده[وميان دشمنان]تقسيم شد، هر سنگ را ديدم كه به حسين مهر مي ورزيد و ديدم هر گل كنار حسين(ع)مي آرمد، و هر رود را ديدم كه وراي پيكر حسين(ع)، روان و جاري است.

نويسنده: دكتر سيدحسين سيدي/هوشنگ استادي

منابع
1.اصفهاني، ابوالفرج، الاغاني؛بيروت:داراحياء التراث العربي،[بي تا].
2.ــــ ، مقاتل الطالبيين، بيروت:دراالمعرفة،[بي تا].
3.اميني، عبدالحسين، الغدير؛ قم:مركز الغدير للدراسات الاسلامية، 1416ق/1995م.
4.بلاشر، رژي، تاريخ الادب العربي؛ ترجمه ي ابراهيم كيلاني؛ دمشق: دارالفكر، 1984م.
5.بيضون، ابراهيم؛ ملامح التيارات السياسية في القرن الاول الهجري؛ بيروت:دارالنهضة العربية، 1979م.
6.حسين، طه؛ تاريخ العربي؛ بيروت:دارالعلم للملاميين، 1981-1998م.
7.حوفي، احمدمحمد، ادب السياسة في العصر الاموي، قاهره:دارالنهضة، 1979م.
8.خزاعي، دعبل بن علي، ديوان شعر؛ شرح مجيد الطراد؛ بيروت: دارالجيل، 1978م.
9.رجايي، نجمه؛ شعر و شرر؛ مشهد:دانشگاه فردوسي، 1382.
10.رضي، محمدبن الحسين؛ ديوان شعر؛ شرح دكتر يوسف شكري فرحات؛ بيروت:دارالجيل‌، 1415ق/1995م.
11.شبر، جواد؛ ادب الطف؛ بيروت:دارالمرتضي، 1988م.
12.ضيف، شوقي؛ تاريخ الادب العربي قاهره:درالمعارف، 1960م.
13.عبدالجليل، ج.م؛ تاريخ ادبيات عرب؛ ترجمه ي آذرتاش آذر نوش؛ تهران:اميركبير، 1374ش.
14.فاخوري، حنا؛ تاريخ ادبيات زبان عربي؛ ترجمه ي عبدالمحمد آيتي؛ تهران:توس، 1376.
15.قمي، عباس؛ نفس المهموم؛ قم:ذئوي القربي، 1421ق/1379ش.
16.كرباسي، محمدصادق محمد؛ دائرة المعارف الحسينية؛ لندن:المركز الحسيني للدراسات، 1421ق.
17.گيب، آلكساندر راسكين؛ درآمدي بر ادبيات عرب؛ ترجمه ي يعقوب آژند؛ تهران:اميركبير، 1363ش.
18.يعقوبي، احمدبن اسحاق؛ تاريخ يعقوبي؛ قم:موسسه و نشر فرهنگ اهل بيت،[بي تا].


منبع : فصلنامه شيعه شناسي شماره 28
  41
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

هر چه ترسیدم از آن آن به سرم می آید ازوحید مصلحی
دامن خيمه به بالا بزن! از محمد فخارزاده
ای شفای دردهای من حسین از سید حبیب حبیب پور
مردی رشید از عبدالرحیم سعیدی راد
ذوالجناح از عبدالرحیم سعیدی راد
شبیه حسرت پروانه هاست این بانو از شبنم فرضی
دردانه مرتضی .زمین .طوفان تب از شبنم فرضی زاده
نگاهش کهکشان را تاب می داد از احمد سوسرایی
علم افتاد،این یعنی اشارت از احمد سوسرایی
برای آن که رویت را ببوسند از فضل الله قاسمی

بیشترین بازدید این مجموعه

بررسي و توصيف حوادث كربلا در اشعار اهلي شيرازي (3)
به یاد کربلا افتاده ام باز از محمد فخار زاده
مثل یک دجله تشنگی، جاری ام در دل سراب از جلیل واقع طلب
حق دارد اگر ز خلق دامن چیده ست از میلاد عرفان پور
و نیم دیگر خود را نشست و کامل کرد از علیرضا محبوبی زاده

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز