فارسی
يكشنبه 16 آذر 1399 - الاحد 20 ربيع الثاني 1442
  102
  0
  0

سرو نگون از وصال شیرازی

فکند رایت و بوسید پای شه عباس 

که چند لشکر نابود را بدارم پاس  

 

مرا زکام تو خشکیده تر شده است گلو 

تو را ز حال من آشفته تر شده است حواس  

 

فدائیان همه در یاری تو جان دادند 

فدای جان تو، شد وقت یاری عباس  

 

چو شیر بچه یزدان گرفت اذن جهاد 

نمود حمله بدان قوم ناخدای شناس  

 

شکافت لشکر و شد در فرات و آب گرفت 

شتافت تا برساند بکام خسرو ناس  

 

دو دست داد ولی مشک همچنان بر دوش 

خدای را بدو دست بریده کرد سپاس  

 

که شکر دستم اگر رفت آب ماند به جای 

که نوشد آن شه و اطفال آتشین انفاس  

 

چگوی آه که آمد ز قوم کین تیری 

بمشک آب و بهم بردرید چون کرباس  

 

چو مشک پاره شد و آب ریخت پنداری 

که ریخت بر دل سوزانش سوده ی الماس  

 

ز پشت زین بزمین اوفتاد و نعره کشید 

بیاری آمدش آن خسرو سپهر اساس  

 

چه دید، دید ز عباس اوفتاد دو دست 

کشید آه که پشت مرا زمانه شکست  


منبع : راسخون
  102
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

هر چه ترسیدم از آن آن به سرم می آید ازوحید مصلحی
دامن خيمه به بالا بزن! از محمد فخارزاده
ای شفای دردهای من حسین از سید حبیب حبیب پور
مردی رشید از عبدالرحیم سعیدی راد
ذوالجناح از عبدالرحیم سعیدی راد
شبیه حسرت پروانه هاست این بانو از شبنم فرضی
دردانه مرتضی .زمین .طوفان تب از شبنم فرضی زاده
نگاهش کهکشان را تاب می داد از احمد سوسرایی
علم افتاد،این یعنی اشارت از احمد سوسرایی
برای آن که رویت را ببوسند از فضل الله قاسمی

بیشترین بازدید این مجموعه

بازتاب حماسه عاشورا در شعر بعضي از شعراي عرب زبان (1)
یا رقیه بنت الحسین ازکمال مومنی
پر زد دوباره مرغ دلم کربلایتان از حسین سنگری
... که نیست از یوسف رحیمی
با دیدن حال و هوای چشمهایت از یوسف رحیمی
اشک آمد به هواداری گل از مهدی طهماسبی دزکی

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز