فارسی
شنبه 27 دى 1399 - السبت 2 جمادى الثاني 1442

70
0
0%

اشتياق امام حسين (ع) به جهاد و شهادت

  علم شهادت در كودكى
ابن طاووس از حذيفه روايت كرده است كه :
امام حسين عليه السلام كودك بودند كه مى فرمودند: به خداوند سوگند، كه گردنكشان اموى براى ريختن خون من جمع مى شوند و سر كرده آنان عمر بن سعد است !
من به او گفتم : آيا اين خبر را پيامبر به تو داده است ؟
حضرت فرمودند: نه
حذيفه مى گويد: من نزد پيامبر رفتم و سخن امام حسين (ع) را خدمت پيامبر گفتم ، پيامبر فرمودند: علم حسين ، علم من است .
 هم مجاهد هم مهاجر
پيغمبر اكرم در عالم رويا به او فرموده بود: حسينم ! مرتبه و درجه اى هست كه تو به آن مرحله و درجه نخواهى رسيد مگر از پلكان شهادت بالا بروى ، ((مهاجرا الى الله و رسوله )) در حدود بيست و سه چهار روز عملا حسين بن على در حال مهاجرت بود. از آن روز كه از مكه حركت كرد، روز هشتم ماه ذى الحجه تا روزى كه به سرزمين كربلا رسيد و آنجا باراندازش بود و خرگاه خودش را در آنجا فرود آورد. آن روزيى كه از مكه حركت كرد و آن خطبه معروفى را كه نقل كرده اند خواند، هجرت و جهادش را توام با يكديگر ذكر كرد: خط الموت على ولد آدم مخط القلاده على جيد الفتاه و ما اولهنى الى اسلافى اشتياق يعقوب الى يوسف ؛ ايها الناس ! مرگ براى فرزند آدم زينت قرار داده شده است ، آنچنان كه يك گردنبند براى يك زن جوان زينت است . مرگ ترسى ندارد، مرگ بيمى ندارد. شهادت در راه خدا و در راه ايمان ، براى انسان تاج افتخار است كه بر سر مى گذارد و براى يك مرد مانند آن گردنبندى است كه يك زن جوان به گردن خود مى آويزد. زينت است ، زيور است ))
كانى باوصالى تتقطعها عسلان الفلوات بين النواويس و كربلاء؛ ايها الناس الان از همين جا گويا به چشم خودم مى بينم كه در آن سرزمين كه در آن سرزمين چگونه آن گرگ هاى بيابانى ريخته اند و مى خواهند بند از بند من جدا كنند.))
((رضى الله رضانا اهل البيت ؛ ما اهل بيت از خودمان رضايى نداريم ، رضاى ما رضاى اوست . هرچه او بپسندند ما آن را مى پسنديم )) او براى ما سلامت بپسندد، ما سلامت را مى پسنديم ، بيمارى بپسندد، بيمارى مى پسنديم ، سكوت بپسندد، سكوت مى پسنديم . تكلم بپسندد، تكلم ، سكون بپسندد، سكون ، تحرك بپسندد، تحرك ، گفت :
قضايم ، اسير رضا مى پسندد /// رضايم بدانچه قضا مى پسندد
چرا دست يارم چرا پاى كوبم /// مرا خواجه بى دست و پا مى پسندد
كانى باوصالى تقطعها عسلان الفلوات بين النواويس و كربلا در جمله آخر، هجرت خودش را اعلام مى كند: من كان فينا باذلا مهجته و موطنا على لقاء الله نفسه فليرحل معنا فانى راحل مصبحا انشاء الله ؛ هر كسى كه كاملا آماده است كه خون قلبش را هديه كند (ما در اين راه يك هديه بيشتر نمى خواهيم )، هر كسى حاضر است با من هم آواز باشد و مانند من كه هديه ام خون قلبم است در اين راه ، چنين هديه اى را براى خداى خودش ‍ بفرستيد، چنين هديه اى در راه خداى خودش بدهد، چنين آمادگى دارد، آماده يك مهاجرت باشد، آماده يك كوچ و رحلت باشد كه من صبح زود كوچ خواهم كرد.)) فانى راحل مصبحا انشاء الله .


منبع : تبیان
70
0
0%
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

هر کِه دارد هوس کرببلا ، بسم الله
بركات توسل به امام حسين(ع)
به هر کس به اندازه معرفتش بايد احسان کرد
کرامات شگرف
جايزه به معلم
معدن کرامات
سبويي از اقيانوس
حسين را ديدم، شيعه شدم
مسلمان شدن دزد
شفاي مريض توسط امام حسين(ع)

بیشترین بازدید این مجموعه

دعاى شب عاشورا
قبولى توبه به بركت وسايل حسينى

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا