فارسی
چهارشنبه 14 خرداد 1399 - الاربعاء 11 شوال 1441
  654
  0
  0

گفتگو براى ازدواج

در ميان مسلمانان و مردم مؤمن رسم بر اين است، كه پس از اتمام تحقيقات خانواده پسر و دختر، جهت امر ازدواج و مِهربران، و شرايط عقد و عروسى با هم به گفتگو مى نشينند.سعى خانواده ها بايد بر اين باشد، كه در مشورت و پاسخ سئوالات و پرسش هائى كه در رابطه دختر و پسر مى شود، آن سئوالات و پاسخ هائى كه در چهارچوب شرع مقدس و جهت عقلائى مورد قبول است، با تمام وجود از خود صداقت نشان دهند.سنّ واقعى دختر و پسر را بگويند، شغل پسر و دارائى وى و اخلاق و رفتار و روحيات، و طريقه معاشرت و معاشران وى را، و اينكه تحصيلات او در چه مرحله اى است به راستى و درستى بيان كنند، اگر عيب و نقصى در او هست خبر دهند، شايد آن عيب و نقص قابل اغماض باشد، و نيز خانواده دختر در پاسخ به سئوالات خانواده پسر صداقت و انصاف به خرج دهند، و از گفتن سخن راست و كلام صدق وحشت نكنند، كه بيان تمام مسائل لازم راه هرگونه اشكال و بن بست را در آينده مى بندد، و از پيش آمدن خسارت و تلخى و تفرقه، و به هم خوردن رابطه دو خانواده، و ايجاد بگو مگو جلوگيرى مى كند.در اين زمينه مكر و حيله و خدعه و تزوير و تدليس و عيب پوشى، خلاف اخلاق و حرام شرعى، و معصيت بزرگ است، و دود اين آتش در درجه اول به چشم زن و شوهر، و در مرحله دوم به چشم دو خانواده مى رود.راستى و صداقت هر دو خانواده را از زيان و خسارت، و از به بار آمدن تلخى و محنت حفظ مى كند، و راه تصميم گيرى را براى هر دو طرف آسان نموده، و موجب فلاح و نجات و رستگارى است.تدليس و خدعه و مكر و حيله گاهى مجوّز بهم خوردن عقد، و ساقط شدن مهر، و فسخ نكاح بدون طلاق است، و اين گشايشى است كه اسلام به يكى از دو طرف كه در معرض خدعه و تدليس قرار گرفته اند داده است.قرآن مجيد و روايات مردم را از هر گونه خدعه و مكر و تدليس و فريب دادن منع مى كنند، و خدعه گر را مستحق عقاب الهى در دنيا و آخرت مى دانند.رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) مى فرمايد :لِيْسَ مِنّا مَنْ ماكَرَ مُسْلِماً. از ما نيست كسى كه با مسلمانى مكر كند.اميرالمؤمنين (عليه السلام) مى فرمايد :الْمَكْرُ بِمَنْ ائْتَمَنَكَ كُفْرٌ.مكر به كسى كه تو را امين خود قرار داده كفر است.و نيز آن حضرت فرمود :مَنْ مَكَرَ حاقَ بِهِ مَكْرُهُ.كسى كه خدعه و حيله كند و نسبت به مردم مكر بورزد، زيان و ضرر مكرش خود او را خواهد گرفت.در خطبه 193 نهج البلاغه حضرت مولا در ويژگى اهل تقوا مى فرمايد :وَ لا دُنُوُّهُ بِمَكْر وَ خَديعَة.نزديك شدن اهل تقوا به مردم با كمك مكر و حيله نيست.رسول حق(صلى الله عليه وآله وسلم) مى فرمايد:اَلْمَكْرُ وَ الْخَديعَةُ وَ الْخيانَةُ فِى النّارِ.مكر و خدعه و خيانت در آتش جهنم است.و نيز آن حضرت فرمود :مَنْ كانَ مُسْلِماً فَلا يَمْكُرُ وَ لا يَخْدَعُ فَإِنّى سَمِعْتُ جَبْرَئيلَ يَقُولُ : اِنَّ الْمَكْرَ وَ الْخَديعَةَ فِى النّارِ.كسى كه مسلمان است مكر و خدعه نمى كند، من از جبرئيل شنيدم مكر و خدعه در آتش است.مسائل مربوط به تدليس، و مخفى كردن عيوب مرد يا زن، و خدعه و حيله و خلاصه آنچه كه مرد يا زن را در ادامه زندگى، يا طلاق، يا رها كردن بدون طلاق، و مديون بودن مرد نسبت به مهر، يا ساقط شدن مهر و صداق آزاد مى گذارد در جلد صدم بحار چاپ مؤسسه وفاء بيروت صفحه 361 به بعد و در رسائل عمليه مراجع بزرگ در بخش ازدواج به طور مفصل آمده است.
 وجوب پرداخت مِهر و صداق
پس از گفتگوى صادقانه بين دو خانواده، يا عروس و داماد، بنا بر اصول شرعيه در مسئله صداق در حدّى كه افراط و تفريط در كار نباشد توافق نمايند.البته به هر مقدار كه در مهر و صداق آسان گيرى شود، و اندازه آن را در حد اعتدال قرار دهند بيشتر موجب خوشنودى حق است.اولياى اسلام براى اينكه زمينه ازدواج دختران و پسران بهتر و راحت تر فراهم شود، سفارش اكيد نموده اند كه در مسئله مهر و صداق سخت گيرى نشود.خانواده ها تصور نكنند مهر سنگين باعث استحكام زندگى و تداوم آئين نكاح است، چه بسا دخترانى كه با مهر سنگين به خانه پدر برگشتند و به خاك ذلت نشستند، و آرامش روحى خود را از دست دادند.در اين امور به رحمت و لطف و عنايت حضرت حق تكيه كنيد، و از آنچه باعث درد سر و تحقير و توهين در آينده براى يكى از دو طرف است بپرهيزيد.چون در مسئله مهر توافق حاصل شد، و به رضايت طرفين اصلى يعنى عروس و داماد اندازه آن معين گشت، به محض اجراى صيغه عقد نصف آن دين واجب بر عهده شوهر، و نصف ديگر پس از عروسى و زناشوئى و هم خوابگى بر عهده مرد به عنوان دين شرعى مستقر مى گردد، چنانچه همان وقت عقد پرداخت شود، ذمه شوهر آزاد، و زن به حق شرعى و قانونى خود رسيده.جوانان به اين معنى توجه داشته باشند، كه مهر و صداق پرداختش بر عهده آنان لازم، و امساك از رساندنش به صاحب حق حرام و گناه بزرگ است.وجوب اداى مهر حقيقتى است كه در قرآن مجيد در سوره مباركه بقره آيات 236 ـ 237 و 241 و در سوره نساء آيه 4 و سوره قصص آيات 27 و 28 و سوره احزاب آيه 49 به آن تصريح شده، و كسى را نمى رسد كه در اين زمينه و در زمينه هاى ديگر كمترين ستمى به زن روا دارد.رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود :مَنْ ظَلَمَ اِمْرَأَةً مَهْرَها فَهُوَ عِنْدَ اللّهِ زان يَقُولُ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ: عَبْدى زَوَّجْتُكَ أَمَتى عَلى عَهْدى فَلَمْ تُوفِ بِعَهْدى وَ ظَلَمْتَ أَمَتى فَيُؤْخَذُ مِنْ حَسَناتِهِ فَيُدْفَعُ اِلَيْها بِقَدْرِ حَقِّها، فَإِذا لَمْ تَبْقَ لَهُ حَسَنَةٌ أُمِرَ بِهِ اِلَى النّار بِنَكْثِهِ لِلْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كانَ مَسْؤُولاً.
كسى كه مهر زن را ظالمانه نپردازد، نزد خداوند زناكار محسوب مى شود، روز قيامت حضرت حق به او خطاب مى كند، بنده من كنيزم را بر اساس پيمانى كه با تو بستم « عقد و ازدواج » به تو تزويج نمودم، به پيمان من وفا نكردى، و بر او ستم روا داشتى، سپس به اندازه حق زن از حسنات مرد برداشته در پرونده همسرش مى گذارند، و چون حسنه اى به اندازه پركردن حق زن نماند، به گناه پيمان شكنى به آتشش مى برند، عهد و پيمان مسئوليت دارد.امام صادق (عليه السلام) مى فرمايد :السُّراقُ ثَلاثَةٌ :مانِعُ الزَّكاةِ، وَ مُسْتَحِلُّ مُهُورِ النِّساءِ، وَ كَذلكَ مَنِ اسْتَدانَ وَ لَمْ يَنْوِ قَضاءَةُ.دزدان سه طايفه اند :آنان كه از پرداخت زكات بخل مىورزند، كسانى كه خوردن و به غارت بردن مهر زن را حلال مى دانند، و مردمى كه قرض مى گيرند و خيال اداى آن را ندارند.حضرت رضا (عليه السلام) از پدران بزرگوارش از رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) روايت مى كند :إِنَّ اللّهَ تَعالى غافِرُ كُلِّ ذَنْب إِلاّ مَنْ جَحَدَ مَهْراً أَوِ اغْتَصَبَ أَجيراً أَجْرَهُأَوْ باعَ رَجُلاً حُرّاً. خداوند متعال آمرزنده هر گناهى است مگر گناه انكار مهر زن، يا غصب دستمزد اجير، يا فروش انسان آزاد.حضرت صادق (عليه السلام) فرمود :أَقْذَرُ الذُّنُوبِ ثَلاثَةٌ : قَتْلُ الْبَهيمَةِ وَ حَبْسُ مَهْرِ الْمَرْأَةِ، وَ مَنْعُ الاَْجيرِ أَجْرَهُ. پليدترين گناه قتل نفس، خوددارى از پرداخت مهر، و نپرداختن اجرت مزدور است.از جانب اولياء اسلام به زنان باكرامت توصيه شده، اگر زمينه مناسبى در برنامه بخشيدن مهر به شوهر ببينند، از اين مرحله عالى اخلاقى كه نشان جود و كرم و سخاوت و بزرگوارى است چشم پوشى نكنند.در روايت بسيار مهمى از رسول خدا آمده :ما مِنْ اِمْرَأَة تَصَدَّقَتْ عَلى زَوْجِها بِمِهْرِها قَبْلَ أَنْ يَدْخُلَ بِها إِلاّ كَتَبَ اللّهُ لَها بِكُلِّ دينار عِتْقَ رَقَبَة قيلَ يا رَسُولَ اللّهِ فَكَيْفَ الْهِبَةُ بَعْدَ الدُّخُولِ ؟ قالَ : إِنَّما ذلِكَ مِنَ الْمَوَدَّةِ وَ الاُْلْفَةِ. زنى كه در زمان عقد، قبل از آنكه حق هم بسترى و زناشوئى انجام بگيرد، مهرش را به شوهر ببخشد، به هر دينارى ثواب يك بنده آزاد كردن در نامه عملش ثبت مى شود، گفته شد يا رسول اللّه اگر بعد از انجام عروسى اين بخشش انجام بگيرد چگونه است، فرمود هبه مهر پس از عروسى نتيجه محبت و انس است.
جهاز عروس
در ميان مردم مؤمن و مسلمان رسم است كه از باب پدرى و بزرگترى، و لطف و محبت، و عشق و علاقه، بزرگ خانواده، و ولىّ دختر، براى فرزند دلبند، و نور چشم عزيز خود، جهاز تهيه مى كند.در اين زمينه، بايد به خانواده عروس و داماد اين معنا را توجه داد، كه داماد عزيز و خانواده محترمش قناعت را كه اخلاق انبياء و اولياء و حقيقتى محبوب خداوند است از ياد نبرند، و آنچه را خانواده عروس به اندازه توان و قدرت خود به دنبال دختر فرستادند با چشم عنايت و محبت و با ديده قناعت بنگرند، تا خداى نخواسته، قدم سرزنش و تحقير، و سركوفت، و حمله به شخصيت افراد، در سرزمين زندگى وارد نگردد. و پدر محترم عروس در تهيه جهاز شأن انسانى، و موقعيت اجتماعى خود و خانواده طرف را لحاظ كند، و از طرفى از اسراف در اين مسئله بپرهيزد كه خداوند دشمن مردم مسرف است.نيازى نيست كه جهازى وسيع، و اشيائى گران قيمت، و اجناسى فوق العاده تهيه شود، و خرج جهاز خارج از حدود شرعى و عرفى صورت گيرد، و دين و بدهى كمرشكنى به خاطر تهيه جهاز به جاى ماند.در اين مسئله حتماً از چشم همچشمى، و نظر به جهاز اسرافى ديگران دوختن بپرهيزيد، و كارى نكنيد، كه جوانان توقعشان نسبت به جهاز سنگين زنده شود، و تنها سراغ دخترانى بروند كه پدرانشان از ثروت باد آورده بهره مندند، و براى سايرين در مسئله ازدواج درد سر و مشكلات لاينحل بوجود بيايد، كه اين همه خلاف انسانيت، و مورد نفرت حق و موجب عذاب و گرفتارى در روز قيامت است.جهاز را از مال حلال، و ثروت پاك تهيه كنيد، كه عبادت واجب عروس و داماد در لباسها و فرشها و خانه تهيه شده صحيح و شرعى باشد.خود را به خاطر فرزندان و توقعات بيش از اندازه آنان به درد سر دچار نكنيد، و محض آنان راه عقاب و عذاب قيامت را به روى خود باز منمائيد.
الگوى الهى و معنوى در جهاز عروس
علامه مجلسى در احوالات حضرت زهرا (عليها السلام) در كتاب باارزش بحار از قول حضرت صادق (عليه السلام) روايت مى كند :اميرالمؤمنين از زندگى مادى جز يكى دو دست لباس، يك شتر، يك شمشير، و يك زره چيزى نداشت، درآمد روزانه او از كار كردن در باغ و زمين كشاورزى ديگران تأمين مى شد، چون براى خواستگارى سيده زنان آفرينش به محضر رسول حق آمد، حضرت به او فرمود برخيز و زره را بفروش، زره را فروختم، پولش را در دامان رسول حق ريختم نه من گفتم چه مقدار است، و نه آن حضرت اندازه اش را از من پرسيد.مشتى از پولها را به بلال مرحمت كرد و فرمود با آن براى دخترم عطر تهيه كن، و قسمتى را به ابوبكر داد و فرمود لباس و اثاث منزل آماده نما، به عمار و جمعى از اصحاب فرمود او را در خريد لباس و اثاث خانه كمك كنيد، آنچه خريده شد عبارت بود از :
1 ـ پيراهن : هفت درهم
2 ـ چارقد : چهار درهم
3 ـ چادر سياه خيبرى
4 ـ يك تخت طناب پيچ
5 ـ يك جفت تشك كه روكش آن كتان مصرى و داخل آن ليف خرما و پشم گوسپند بود.
6 ـ چهار بالش كه روكشش چرم طائف و درونش پوشال بود.
7 ـ يك پرده پشمين
8 ـ يك حصير
9 ـ آسياى دستى
10 ـ يك طشت مسى
11 ـ يك مشك آب
12 ـ يك قدح
13 ـ يك دولچه آب
14 ـ يك آفتابه
15 ـ يك خم سبز رنگ جهت نگهدارى آب يا مواد خوراكى
16 ـ چند كوزه سفالين.
وقتى تمام اجناس را نزد رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) آوردند زير و رو كرد و فرمود : خداوند براى اهل بيت مبارك كندآن مرد خدا در نوشتارش نوشته : اين اجناس مختصر جهاز دخترى بود كه پدرش قدرت و محبوبيّتى مافوق تصور داشت، و يارانش به جاى زر و سيم، جان و سر نثارش مى كردند، ولى نه دامادش را دچار غصه قرض كرد، و نه بيت المال مسلمانان را كه بايد صرف مسكين و يتيم و مصالح عمومى شود، خرج خودنمائى و تجملات بيجا نمود، و نه سطح هزينه ازدواج را بالا برد، تا ديگران با الگو گرفتن از او در طول تاريخ دچار زحمت و رنج و محنت و غصه و اندوه شوند.از همه مهمتر، آنقدر صفا و صميميت و يكرنگى و پاكى در كار بود، كه وقتى خودش را از تهيه جهاز كه وظيفه اخلاقى او بود عاجز ديد، به داماد باكرامت پيشنهاد فروش زره داد، تا با قيمت آن جهاز و اثاث منزل تهيه كند، و اين عمل را به هيچ عنوان موجب سرافكندگى و آبروريزى خود ندانست، و داماد باكرامت هم آنقدر صفا و پاكى و سلامت و نورانيت داشت، كه كمترين سخنى تحت اين عنوان كه جهاز به عهده پدر دختر است به زبان نياورد، و خيال آن را هم بر دل پاك و الهى خود نگذراند.نتيجه اين ازدواج يازده امام معصوم، و محصول اين شجره طيبه از آن زمان تا كنون هزاران فقيه، دانشمند، حكيم، شاعر، عارف، عاشق حق، مرجع تقليد و انسانهاى مؤمن است، ازدواجى كه از نظر بركت و بركات در تمام دوران هستى نمونه ندارد.
دعا در آستانه عروسى
مناجات با خدا، و دعا و تضرّع و زارى به پيشگاه حضرت او در تمام اوقات مطلوب، و به عنوان عبادت ارزيابى شده.از جمله اوقات دعا، و دست برداشتن به سوى حق پيش از انجام مراسم عروسى است.دعا در اين زمان به اجابت نزديك است، و زمينه تحقق آرزوهاى مشروع آماده است.اميرالمؤمنين (عليه السلام) مى فرمايد : كسيكه قصد ازدواج دارد دو ركعت نماز بجاى آورد، و سوره حمد و يس را قرائت كند، و پس از پايان نماز به حمد و ثناى حق برخيزد و بگويد :أللّهُمَ ارْزُقْنى زَوْجَةً صالِحَةٌ، وَدُوداً، وَلُوداً، شَكُوراً، قَنُوعاً، غَيُوراً، اِنْ اَحْسَنْتُ شَكَرَتْ، وَإِنْ اَسَأْتُ غَفَرَتْ، وَاِنْ ذَكَرْتُ اللّهَ تَعالى اَعانَتْ، وَاِنْ نَسيتُ ذَكَرَتْ، وَاِنْ خَرَجْتُ مِنْ عِنْدِها حَفِظَتْ، وَاِنْ دَخَلْتُ عَلَيْها سَرَّتْ، وَاِنْ اَمَرْتُها اَطاعَتْنى، وَاِنْ اَقْسَمْتُ عَلَيْها اَبَرَّتْ قَسَمى، وَاِنْ غَضَبْتُ عَلَيْها اَرْضَتْنى يا ذَالْجَلالِ وَ الاْكْرامِ هَبْ لى ذلِكَ فَإِنَّما أَسْأَلُكَ وَ لا اَجِدُ إِلاّ ما قَسَمْتَ لى، فَمَنْ فَعَلَ ذلِكَ اَعْطاهُ اللّهُ ما سَأَلَ.خداوندا همسرى شايسته، با محبت، فرزندآور، سپاسگزار، قانع، باغيرت به من مرحمت فرما، چون به او نيكى كنم شكر كند، اگر در حقش به اشتباه و خطا بدى كنم گذشت نمايد، اگر تو را ياد كنم كمكم دهد، اگر فراموش كنم يادآورى نمايد، چون از نزدش بروم خودش و حيثيت مرا حفظ كند، به وقتى بر او وارد شوم خوشحال شود، امرش كنم از من فرمان ببرد، سوگندش دهم، به سوگندم پاى بندى كند، چون بر او خشم گيرم خوشنودم نمايد، اى صاحب جلال و كرم اين خواسته ها را به من ارزانى دار، من از تو خواستم، و نمى يابم جز آنچه را مقدر من نمائى، آنگاه اميرالمؤمنين فرمود، هر كس در آستانه ازدواج چنين قدمى بردارد با عنايت و لطف حق به خواسته هايش برسد.

برگرفته از کتاب نظام خانواده  در اسلام استاد حسین انصاریان

  654
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب


بیشترین بازدید این مجموعه


 
نظرات کاربر