فارسی
دوشنبه 29 دى 1399 - الاثنين 4 جمادى الثاني 1442

795
0
0%

آية الله العظمى بروجردى و جبران زيان احتمالى‏

البته من نمى دانم، اين كه مى خواهم براى شما بگويم، اسم آن را مى شود زيان گفت يا نه. اما به قدرى روح اين بزرگواران لطيف و آينه وجودشان صاف است كه گاهى اين را براى خود زيان مى دانند. شايد تلنگرى كه به كسى خورده، تلنگر محبت بوده، اما همين تلنگر را تحمل نمى كنند و به شدت به جبرانش برمى خيزند.
شايد نگاهى كرده باشند كه نشود گفت اين نگاه، نگاه زيان دارى بوده است، يا كلمه اى گفته باشند كه نشود گفت اين كلمه، زيان دار بوده است. اكنون آنچه كه اتفاق افتاده را براى شما ذكر كنم، ببينيد به نظر شما زيان است، يا نه؟ ولى آنها زيان حساب مى كردند و در جبران آن نيز غوغا كرده اند. روحانى باسوادى كه در پايين شهر قم امام جماعت و مورد توجه مردم نيز بود و هر روز نيز در درس آيت الله العظمى بروجردى رحمه الله شركت مى كرد. مرحوم آقاى بروجردى نيز او را مى شناخت و به او عنايت داشت. از چهره هاى علمى بود كه در درس، با آيت الله العظمى بروجردى مباحثه مى كرد و ايشان نيز جواب مى دادند. روزى در اوج درس، به درس آيت الله العظمى بروجردى ايرادى وارد كرد، ايشان جواب دادند، دوباره به جواب آيت الله العظمى بروجردى ايراد كرد، ايشان دوباره جواب دادند، بار سوم آمد ايراد بكند، مرحوم بروجردى اخم مختصرى در ابرو انداختند و مقدارى صداى خود را بالا بردند و به او فرمودند: كافى است. همين. چند لحظه از درس گذشت، هنوز نيم ساعت ديگر بايد ايشان درس را ادامه مى دادند، قطع كردند. باز تكرار مى كنم؛ آن افرادى كه روحيه لطيفى دارند، وصل هستند، آينه باطن آنان از زنگار پاك است، تحمل زيان را ندارند و در جبران آن نيز به گونه اى جبران مى كنند كه در يك ميليون نفر، يك نفر تحمل اين گونه جبران را ندارد.
رياست معنوى مرحوم بروجردى در آن زمان، كه تمام حوزه هاى شيعه و تمام مراجع، علما و بزرگان شيعه، تحت تأثير دانش، معنويت و نورانيت ايشان بودند. انسانى بود كه خدا جهانى را در وجود او قرار داده بود. ببينيد اين كارى كه ايشان كرد، در چند ميليون، چند نفر مى توانند انجام بدهند؟ ايشان درس را قطع كرد، از منبر پايين آمد، به جاى اين كه به طرف درب خروجى برود، به ميان جمعيت آمد. چون حدود نهصد نفر در درس ايشان حاضر بودند. دست مباركشان را برابر آن شيخ دراز كردند، او نيز دست خود را دراز كرد، آقاى بروجردى دستش را گرفت و خم شد، دست آن شيخ را بوسيد و رفت.
جبران لغزش- اگر لغزش باشد- تمام شد؟ براى من خيلى سخت است كه بتوانم اسم اين برخورد را لغزش بگذارم. حكايت استاد و شاگردى است. استاد مطلبى علمى را مطرح كرده، شاگرد ايراد كرده، استاد جواب داده، دوباره شاگرد ايراد كرده، بار سوم استاد اخم مختصرى در ابرو انداخت و كمى صداى خود را بالاتر برده، با اين بوسيدن دست، اين لغزشى كه به نظر خودشان لغزش بوده است جبران كند. اما به نظرشان جبران نشد. هنگام طلوع آفتاب، پول قابل توجهى را با عباى نوى قيمتى برداشتند، تنها به درب خانه آن عالم رفتند، در زد. مى دانستند اين وقت، اين عالم بيدار است. وارد منزل اين عالم شدند، اين عباى نوى قيمتى و آن پول قابل توجه را جلوى اين عالم گذاشتند و به او فرمودند: نزد خودم، واقعاً از عمق دل به پروردگار بگو: خدايا! من حسين بروجردى را بخشيدم. «1» شما اين برخورد را با برخوردهاى امروز مردم، از زن و شوهرها بگيريد، تا قوم و خويش ها، برادر و خواهرها، مردم كوچه و بازار، دولت و ملت، مقايسه كنيد، ببينيد ما چقدر از خدا و اين تجارتى كه خدا مى فرمايد فاصله داريم؟ و آنها چقدر به پروردگار عالم نزديك هستند.
گفت: آقا! اتفاقى نيفتاده است، شما چرا اين قدر به خود سخت گرفته ايد؟ شما استاد من و جان من هستيد و من نيز شاگرد شما. استاد و شاگرد با هم رد و ايراد علمى مى كنند، ممكن است دادى نيز سر من كشيده باشيد، جانم فداى آن داد شما. مرحوم بروجردى فرمودند: تعارف نكن! از عمق دل، جلوى چشم من به پروردگار بگو: من حسين بروجردى را بخشيدم. آن روحانى همين جملات را به زبان جارى كرد. گويا همه دنيا را به آيت الله العظمى بروجردى دادند. چه روز خوشى براى ايشان بود. برگشتند و به خانه آمدند. به خادم خود فرمودند: امشب براى من تهيه غذاى سحرى ببين، غير از عيد فطر و عيد قربان، در هواى پنجاه درجه تابستان قم و آن زمستان كويرى، يك سال تمام روزه گرفتند و گفتند: خدايا! من خودم را جريمه كردم، اين تلنگرى كه به اين شيخ زدم، در قيامت ديگر پاى من حساب نكن. اين ها طايفه بعد از انبيا و ائمه طاهرين عليهم السلام و مخلَصين هستند، حتى دربِ اين ضررهاى اندك را به روى ضررزنندگان بسته اند تا هيچ شيطانى، هوا، فكر و خيالى كه بتواند به آنان زيان بزند، نتواند. خطرناكترين دشمن انسان با جنودش، به عزت پروردگار قسم مى خورد كه من به اين ها، به هيچ عنوان راه ندارم. اين ها طايفه دوم هستند؛ يعنى صف بعد از انبيا و ائمه طاهرين عليهم السلام كه اميرالمؤمنين عليه السلام مى فرمايد: «قليلٍ زَلَلَه» لغزش آنها خيلى كم است. اگر اين لغزش اتفاق بيافتد، اين گونه در مقام جبران برمى آيند.


منبع : پایگاه عرفان
795
0
0%
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

درس درستی و راستی از معصومین(علیهم‌السلام)
حضرت معصومه(س)، از راویان روایات اهل‌بیت
امربه‌معروف و نهی‌از‌منکر از اخلاق سیدالشهدا(ع)
پرداخت زکات، ویژگی بارز سیدالشهدا(ع)
شهادت معصومین به نماز جامع ابی‌عبدالله(ع)
حرکت به‌سوی لقاءالله در پرتو اقتدای به سیدالشهدا(ع)
ابی‌عبدالله(ع)، مصداق اتمّ نیکی و تقوا
پنج خصلت برگزیدۀ ابی‌عبدالله(ع)
باران اشک جمیع مخلوقات بر سیدالشهدا(ع)
عظمت ابی‌عبدالله(ع) در کلام امام صادق(ع)

بیشترین بازدید این مجموعه

اجازه گرفتن حضرت قاسم(ع) برای رفتن به میدان و چگونگی ...
معنى طاعت‏
تفاوت «ضرر» و «خسران»
طبقات بهشت و جهنم بر اساس عمل در دنيا
مشاهده مهرورزى خداوند با بندگانش در دعاى عرفه امام ...
معرفت اهل تقوا
پاسخ اسلام به انحرافات فكرى انسان‏
توحید (2) - جلسه دوازدهم – (متن کامل + عناوین)
عجايب خلقت بدن انسان
کدام دانه فرو رفت در زمین که نرست

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا