فارسی
چهارشنبه 13 اسفند 1399 - الاربعاء 19 رجب 1442
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
955
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

بردبارى ملا مهدى نراقى

 پس از آن كه ملا مهدى كتاب با ارزش « جامع السعادات » را در اخلاق نوشت و نسخه هاى آن در مناطق مسلمان نشين پخش شد ، نسخه اى از آن كتاب به دست بزرگ مرد شيعه ، جامع فضايل و كمالات سيد مهدى بحرالعلوم كه در نجف اشرف محور علم و تقوا و زهد و عبادت و كياست و مرجعيت بود رسيد .
سيد از ديدن آن كتاب در شگفت شد و آرزو كرد روزى به ديدار مؤلف آن گنجينه پر قيمت موفق گردد .
ملا مهدى نراقى در آتش اشتياق زيارت ائمه طاهرين عليهم السلام مى سوخت ، از خداى بزرگ مى خواست كه به اعتاب مقدسه مشرف شود ، حضرت حق توفيق زيارت عتبات عاليات را نصيب آن عبد صالح كرد .
آن انسان والا و وارسته وارد نجف شد ، بر اساس رسوم ديرينه تمام مراجع و علما و دانشمندان و طلاّب ، از آن حضرت ديدن كردند و آن جناب به بازديد همه شتافت ، تنها كسى كه از آن مجسّمه اخلاق ديدن نكرد سيد مهدى بحرالعلوم بود ! !
نجف از اين واقعه شگفت زده شده بود ، همه از هم مى پرسيدند كه علّت اين كه بحرالعلوم به ديدن نراقى نرفت چه بود ؟ !
نراقى بزرگوار احوال سيد را پرسيد و از خانه او نشانى خواست و سپس فرمود : بر ما لازم است از اين بزرگ مرد علم و عمل ديدن كنيم . از اين كه نراقى مى خواست به ديدن بحرالعلوم برود همه تعجب كردند ، آن جناب به منزل سيد رفت ، در آنجا جمعى از علما و طلاّب حضور داشتند ، نراقى وارد مجلس شد همه ورود او را گرامى داشتند ولى بحرالعلوم به نراقى توجهى نكرد و حتى از جهت احترام در برابر او از جاى خود برنخاست و تا پايان مجلس نسبت به نراقى از رعايت احترام و ادب خوددارى كرد ! !
نراقى با رعايت دقت و موقعيت مجلس بدون اين كه خم به ابرو بياورد از سيد خداحافظى كرد و به خانه خود رفت ، قضيه برخورد بحرالعلوم با نراقى در نجف اشرف با اعجاب بسيار شديد علما و طلاب روبرو شد ، آرى ، براى همگان اين موضوع بى سابقه بسيار سنگين بود ، تنها كسى كه از آن مجلس كم ترين اثرى برنداشت نراقى بزرگ بود .
پس از چند روز كه از بازديد بحرالعلوم خبرى نشد ، باز وجود مبارك نراقى به ديدار او شتافت و سيد به گونه مجلس اوّل و شايد كمى سردتر با نراقى برخورد كرد ، مجلس دوم هم بدون اين كه در نراقى اثر سوء بگذارد تمام شد ، باز هم سيد به بازديد نراقى نرفت . سفر نراقى رو به پايان بود ، نجف از آن پيش آمد در بهت و حيرت بود ، نراقى در روزهاى آخر سفر باز هم به ديدار سيد ميل كرد و براى بار سوم به زيارت آن مرد الهى شتافت ، چون وارد منزل شد علما و طلاب ديدند سيد بحرالعلوم با حالى عجيب تا درب منزل به استقبال نراقى شتافت و آن جناب را چون بنده اى در برابر مولا در آغوش گرفت و عجيب و غريب نسبت به آن حضرت رعايت ادب و احترام كرد و وى را تا داخل منزل برد و چون شاگردى در برابر استاد مقابل نراقى نشست و در كمال خضوع و تواضع از آن حضرت پذيرايى كرد .
پس از پايان مجلس سبب برخوردهاى اول و برخورد اخير را از علاّمه بحرالعلوم پرسيدند ، آن جناب جواب داد : من كتاب « جامع السعادات » را مطالعه كردم و آن را در نوع خود بى نظير ديدم ، آرزو داشتم مؤلف آن را ببينم و وى را آزمايش كنم كه آيا آنچه در آن كتاب در باب فضايل اخلاقى نوشته در خود او هست يا نه كه وى را در آن دو مجلس امتحان كردم و ديدم از ايمان و اخلاق و حلم و تواضع و صبر و عاقبت بينى بالايى برخوردار است و از اين جهت در مجلس سوّم كمال احترام و ادب و خشوع و خضوع را نسبت به وى مراعات كردم كه او مرد دين و پيكره اخلاق و مجسمه عمل صالح است.


منبع : برگرفته از کتاب داستانهای عبرت آموز استاد حسین انصاریان
955
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

آقازاده‌ای که منصب حکومتی را قبول نکرد!
جنازه‌ای که کسی بالای سرش حاضر نشد؟!
طلبه‌ای که به لوسترهای حرم امیرالمؤمنین(ع) اعتراض داشت
حكايت فروش نخلستان و انفاق آن‏
چند داستان عجيب در مسئله توبه‏
زن بدكاره‏ در خانه عابد
ما با شما در ثواب شما شريكيم‏
گردنبند با برکت حضرت زهرا(س)
حکایتی از لقمه حرام‏
رفتار امام حسين (ع) با معلم فرزندش‏

بیشترین بازدید این مجموعه

حکایت دزدی که با یاد خدا عاقبت بخیر شد
جنازه‌ای که کسی بالای سرش حاضر نشد؟!
حكايت شنيدنى از يكى از اولياء خدا
حكايت انوشيروان و وزير
داستانى شگفت از مبارزه با نفس‏
حکایت گفتارى از عارفان‏
حکایت ثعلبة بن حاطب‏

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز