فارسی
جمعه 02 آبان 1399 - الجمعة 6 ربيع الاول 1442
  78
  0
  0

شعري را در رثاي حضرت زينب(سلام الله عليها)

دلش درياي صدها كهكشان صبر
غمش طوفان صدها آسمان ابر

دو چشم از گريه همچون ابر خسته
ز دست صبر ِزينب، صبر خسته

صدايش رنگ و بويي آشنا داشت
طنين ِموج آيات خدا داشت

زبانش ذوالفقاري صيقلي بود
صدا، آيينه‌ي صوت علي بود

چه گوشي مي‌كند باور شنيدن؟
خروشي اين چنين مردانه از زن

به اين پرسش نخواهد داد پاسخ
مگر انديشه‌ي اهل تناسخ:

حلول روح او، در جسم زينب
علي ديگري با اسم زينب

زني عاشق، زني اينگونه عاشق
زني، پيغمبر ِقرآن ناطق

زني، خون خدايي را پيامبر
زن و پيغمبري؟ الله اكبر!


منبع : مرحوم قيصر امين‌پور در روز دهم محرم سال 1381 در حسينيه مجمع منتظران
  78
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

هر چه ترسیدم از آن آن به سرم می آید ازوحید مصلحی
دامن خيمه به بالا بزن! از محمد فخارزاده
ای شفای دردهای من حسین از سید حبیب حبیب پور
مردی رشید از عبدالرحیم سعیدی راد
ذوالجناح از عبدالرحیم سعیدی راد
شبیه حسرت پروانه هاست این بانو از شبنم فرضی
دردانه مرتضی .زمین .طوفان تب از شبنم فرضی زاده
نگاهش کهکشان را تاب می داد از احمد سوسرایی
علم افتاد،این یعنی اشارت از احمد سوسرایی
برای آن که رویت را ببوسند از فضل الله قاسمی

بیشترین بازدید این مجموعه

این ستاره چه به پیراهن شب می آمد ازصالح دُروند

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز