فارسی
دوشنبه 05 آبان 1399 - الاثنين 9 ربيع الاول 1442
  128
  1
  0

ورود کاروان اسرا به شهر شام

 در رابطه با ورود اهل بیت به شام، عالم زاهد فقیه موثق سید ابن طاووس در لهوف و مجلسی در جلد چهل و پنج بحار نوشته اند: وقتی مزدوران یزید اهل بیت را نزدیک شام آوردند، امّ کلثوم شمر را خواست. فرمود: مطلبی با تو دارم. گفت: چیست؟ فرمود: این جا شهر دمشق است، ما را از دروازه ای وارد کنید که مردمان کمتری در رفت و آمد باشند و کمتر به تماشای ما برخیزند و سرهای بریده ی شهیدان ما را جلوتر از ما حرکت بدهید که مردم با تماشای آن سرهای نورانی به تماشای ما نپردازند. ولی شمر برخلاف خواسته ی دختر امیرالمؤمنین، فرمان داد اهل بیت را از دروازه ی ساعات که پرجمعیت ترین جمعیت را همیشه در کنار خودش داشت، عبور دهند و سرهای بریده را لا به لای کجاوه ها ببرند. اهل بیت را به این صورت حرکت دادند، تا در میان شهر کنار مسجد جامع که محل بازداشت اسرا بود، قرار بدهند. پیرمردی از اهالی شام وقتی اسیران را دید، فکر می کردند همه کافرند، جلو آمد و گفت: (الحَمدُ لله الذی قَتَلَکُم) خدا را شکر می کنم که شما را کشت، (وَ قَطَعَ قَرناً فِتنَة) و شاخ فتنه را با نابود کردن شما برید. وقتی ساکت شد زین العابدین رو کرد به او فرمود: (هَل قَرَأتَ القرآن؟) خیلی تعجب کرد پیرمرد اسم قرآن را برای چه این پیرمرد می برد؟ چرا به من می گوید آیا قرآن خوانده ای؟ عرض کرد: بله خوانده ام. فرمود: این آیه را خوانده ای؟ (وَاعلَم إنَّما غَنِمتُم مِن شَئ) آیا این آیه را خوانده ای؟ (وَ آیاتِ ذَالقُربی حَقَّه) آیا این آیه را خوانده ای؟ (قُل لا أسئَلُکُم عَلَیهِ أجراً إلّا المَودَّةَ فی القُربی) آیا این آیه را خوانده ای؟ (إنَّما یُریدُ الله لِیُذهِبَ عَنکُمُ الرِّجسَ أهلَ البَیت وَ یُطَهِّرَکُم تَطهیرا) پیرمرد این آیات در حق ما نازل شده است، ذوی القربی ما هستیم، اهل بیت ما هستیم که خدا ما را از هر آلایشی پاک کرده. پیرمرد به شدت ناراحت شد و دست به سوی خدا برداشت و گفت: (اللهمَّ إنّی أتوبُ إلَیک) خدایا توبه می کنم. (اللهمَّ إنّی أبرَءُ إلَیکَ مِن عَدُّوِ آلِ مُحمَّد وَ مِن قَتَلَتَ أهلِ بیتِ مُحمَّد) خدایا از دشمنان اهل بیت و کشندگان بیزاری می جویم. آن وقت گفت: یابن رسول الله آیا توبه ی من قبول است؟ حضرت فرمود: (إن تُبتَ تابَ اللهُ عَلَیکَ وَ أنتَ مَعَنا) اگر توبه کنی حتماً قبول است و با ما خواهی بود. وقتی این خبر به یزید رسید، فرمان داد سریع پیرمرد را بکشند. سهل ساعدی که از صحابی پیغمبر است، می گوید: من به خاطر کاری به بیت المقدس سفر کرد، از آن جا به شام آمدم، دیدم شهر را آذین بسته اند، به در و دیوار پارچه های رنگی آویخته اند، زنان خواننده به خوانندگی و نوازندگی مشغولند، خیلی تعجب کردم، این شادی و خوشحالی برای چیست؟ به مردی از اهل شام گفتم: امروز روز عید است که من از چنین روزی خبر ندارم؟ پیرمرد گفت: مگر مرد جاهلی هستی یا از راه خیلی دور به این جا آمده ای؟ گفتم: نه به خدا سوگند، من سهل ساعدی از صحابی پیامبرم. گفت: (یا سَهل ماأعجَبَک) تعجب نمی کنی؟ (السَّماءُ لاتَمتَرُ دَماً وَ الأرض لا تَنخَسِّفَ بِأهلِها) که آسمان خون نمی بارد و زمین اهلش را فرو نمی برد؟ گفتم: برای چه؟ گفت: امروز سر بریده ی حسین را از عراق به درگاه یزید می برند. گفتم: شگفتا سر بریده ی ابی عبدالله را نزد یزید می برند و مردم شادی می کنند؟ گفتم؟ از کدام دروازه؟ گفت: دروازه ی ساعات. آمدم  کنار دروازه ی ساعات، دیدم سر شهدا را به نیزه حمل می کنند، سر ابی عبدالله را که شبیه ترین مردم به پیامبر است، به بالای دسته ی پرچمی نصب کرده اند، از پشت آن پرچم دختری را دیدم بر شتری بی جهاز سوار است، جلو رفتم گفتم: دختر کیستی؟ فرمود: من سکینه دختر حسینم. گفتم: من سهل ساعدی از صحابه ی جدّت هستم، اگر فرمانی داری ببرم. فرمود: بگو این سر بریده را دورتر از ما حمل کنند تا مردم به تماشای آن بپردازند و کمتر حرم رسول خدا را نظر کنند. رفتم به کسی که سر نزد او بود گفتم: این چهل دینار زر سرخ را از من بگیر و این سر بریده را از اهل بیت فاصله بده. مِنهالِ ابن عَمر می گوید: یک روز در شهر شام خدمت حضرت سجاد رسیدم، گفتم: یابن رسول الله چگونه روزگارتان را می گذرانید؟ فرمود: مانند بنی اسرائیل در میان فرعونیان که پسرانشان را کشتند و زنانشان را زنده نگه داشتند. ما فرزندان پیامبر خدا، همه گرفتار و شهید و پراکنده شدیم، (فَإنّا لله وَ أنّا ألَیهِ راجِعون).


منبع : مرکز علمی تحقیقاتی دارالعرفان الشیعی
  128
  1
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

مصادیق «وٰالِدَیهِ» در سورۀ احقاف
مصادیق «وٰالِدَیهِ» در سورۀ احقاف
آمار «کلَّ شَیءٍ» در باطن امام مبین
فهم قرآن در سایه‌سار واسطه‌‌های الهی
رحمت پروردگار، از گسترده‌ترین مباحث دینی
ابی‌عبدالله(ع)، همهٔ هستی به‌تنهایی
روایت پیامبر درباره خیر
از نصايح پيامبر به ابوذر
در خرابه ی شام چه گذشت؟ چگونگی شهادت سه سالۀ حضرت ...
نفس - جلسه ششم

بیشترین بازدید این مجموعه

نفس - جلسه نوزدهم
راه اصلاح مفاسد نفس - جلسه پنجم
شهادت کودک شیر خواره ی ابا عبدالله الحسین(ع)، حضرت علی ...
3- شكرگزارى نعمت‏هاى پرودگار
انواع شيطان‏ها
حكايتي از استاد دربارة تأثير توكل بر خدا
ج. شکرگزاری
تهران_ مسجد امیر رمضان 94 سخنرانی سیزدهم
تهران_ حسینیه همدانیها رمضان 94 سخنرانی چهاردهم
دهه اول محرم 94 حسینیه آیت الله علوی تهرانی سخنرانی دوم

 
نظرات کاربر
reza
با سلام آیا سخنرانیهای استاد بصورت مکتوب وجود دارد؟ با تشکر از مسئولین سایت
پاسخ
0     0
1 0 ساعت 00:00 صبح
پاسخ : برای دسترسی به سخنرانیهای مکتوب استاد به آدرس زیر مراجعه نمایید. http://www.erfan.ir/article/?cat=160
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز