فارسی
يكشنبه 11 خرداد 1399 - الاحد 8 شوال 1441
  601
  0
  0

زن بدكاره و عنايت رسول خدا (صلى الله عليه وآله)

مولاى من ! چگونه در آتش آرام گيرم در حالى كه همه اميد من عفو و گذشت توست ، عفو و گذشتى كه به طور مكرّر در قرآن مجيد به گناهكاران پشيمان وعده داده اى ؟پروردگارا ! چه بسيار تهى دستان و بيچارگانى كه به مردمان دل بستند و به عطا و عفو و گذشت آنان اميدوار شدند و دست خالى و محروم نماندند ، چه رسد به كسى كه دل به تو بندد و به گذشت و عفو و عطاى تو اميدوار شود .عطار در كتاب « الهى نامه » روايت مى كند : زنى آوازه خوان و اهل فسق و فجور در مكه اقامت داشت كه در مجالس لهو و لعب شركت مى كرد و با آواز و رقص و پايكوبى مجالس لهو و لعب را گرم نگاه مى داشت .پس از ساليانى از هجرت پيامبر ، بازارش به خاطر اين كه از جمال افتاده بود و از آوازه خوانى و مطربى وامانده بود كساد شد و به فقر و فاقه و تهى دستى افتاد ، از شدت پريشانى و اضطرار به مدينه آمد و به محضر پيامبر رحمت مشرف شد . حضرت فرمود : براى چه هدفى به مدينه آمده اى ، به هدف تجارت آخرتى يا تجارت دنيايى ؟ عرضه داشت : نه براى آن آمده ام نه براى اين ، بلكه چون وصف جود و سخاوت و عطا و كرمت را شنيده بودم با اميد به تو به اين شهر آمدم ؟ پيامبر از بيان او شاد شد و رداى مباركش را به او بخشيد و به اصحاب فرمود : هر يك به اندازه تمكن و توانايى چيزى به او ببخشند .آرى ، زنى بدكار به اميد عطا و كرم و جود بنده ات پيامبر ، كه مظهرى از مظاهر كرم بى پايان توست ، به مدينه مى آيد و با عطايى سرشار و فراوان برمى گردد ، مگر ممكن است من اميد به عفو و گذشت و لطف و احسان تو داشته باشم و از درگاهت مأيوس و دست خالى برگردم ؟!
من تاب فراق تو ندارم *** نقش تو به سينه مى نگارم
باشد روزى رخت ببينم *** تا جان به لقاى تو سپارم
شد در رگ و ريشه تير عشقت *** از هم بگسست پود و تارم
از باده آن دو چشم مستت *** گه سرخوش و گاه در خمارم
وز بوى دو زلف عنبرينت *** آشفته و مست و بى قرارم
وز لعل لب شكر فروشت *** تلخ است مذاق انتظارم
جز وصل تو مقصدى ندارم *** جز ياد تو مونسى ندارم
ديرى است كه در سر من اين است *** كاندر قدم تو جان سپارم
لطفى لطفى كه سوخت جانم *** رحمى رحمى كه سخت زارم
باران كرم ببار بر « فيض » *** آبى آور به روى كارم
 

برگرفته از کتاب داستانهای عبرت آموز

  601
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    من تا هستم همينم
    عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد!
    در این دنیا چه چیز مرا كفايت مى‏‌كند؟
    حکایت پیرمرد آتش‌پرست با حضرت موسی(ع)
    ذكر خدا بگو
    شب قدر شب گناه نيست!‏
    زن بدكاره‏ در خانه عابد
    علامت نياز
    حضرت اسحاق و يعقوب عليهما السلام و نماز
    در راه خدمت به خلق‏

بیشترین بازدید این مجموعه

      من تا هستم همينم
      در حالى كه چشم‏ها به خواب است‏
      اگر این مرد را پیدا کنم، به او پیشنهاد ازدواج می‌دهم!
      در این دنیا چه چیز مرا كفايت مى‏‌كند؟
      ذكر خدا بگو
      عيدى روز عيد غدير
      شايد برنگردد
      علامت نياز
      براى علم او نقطه منتها نيست‏
      عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد!

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز