فارسی
شنبه 29 شهريور 1399 - السبت 1 صفر 1442

  41
  0
  0

خواجه نظام الملک و مرد باتقوا

در کتاب هاى تاریخى در شرح زندگى خواجه روایت شده : روزى با یکى از آراستگان به تقوا ملاقات کرد ، به او گفت : از من چیزى بخواه تا به تو عطا کنم ; زیرا تو نیازمندى و من غنى و صاحب مال . مرد باتقوا گفت : من از خدا چیزى جز خود او را نخواهم چه آن که از خدا غیر خدا خواستن از پست همتى است . خلاف طریقت بود کاولیا *** تمنا کنند از خدا جز خدا در حالى که من از خدا چیزى غیر خود او را طلب نمى کنم چگونه از تو طلب کنم ؟! خواجه گفت : هرگاه تو از من چیزى نمى طلبى پس اجازه ده من حاجتى از تو بخواهم . مرد باتقوا گفت : حاجتت چیست ؟ خواجه گفت : در آن ساعت که از خدا یاد مى کنى یادى از من کن . مرد باتقوا گفت : در آن ساعت که من توفیق یابم خدا را یاد کنم خود را فراموش مى کنم ، چگونه تو را یاد کنم ؟! اى که داراى مجد و شرف و بزرگى و عظمت و بزرگوارى و کرامتى ، و لازمه این همه صفات ، محبت و مهربانى به غیر است و لازمه آن محبت ، بخشش و عطاست ، پس با بزرگواریت به من نظر کن که اگر با بزرگواریت به من نظر کنى محبت و مهربانى ات را از من دریغ نخواهى کرد و نهایتاً این گداى تهى دست را از بخشش و عطایت بى نیاز خواهى نمود : « وَاعْطِفْ عَلَىَّ بِمَجْدِکَ » . برگرفته از کتاب داستانهای عبرت آموز
  41
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

زندگانى مراقبان‏
من تا هستم همينم
ابوجهل رسول اللَّه را نديد
تجلّى قرآن در قلب‏
عالمان هوى‏پرست قرن بيستم‏
گرسنگى شقيق بلخى‏
حضرت اسحاق و يعقوب عليهما السلام و نماز
من دختر رئيس قبيله هستم
چه كسى تو را اداره مى‏كند؟
خدا بر همه چيز اقتدار كامل دارد

بیشترین بازدید این مجموعه

طلبه‌ای که به لوسترهای حرم امیرالمؤمنین(ع) اعتراض داشت
توبه ابولبابه
حق مهمان بر مهماندار
رحمت و لطف خدا به جوان زمان داود
حکایتی از یک واقعه‏ عجيب‏
حکایت غضب و شهوت‏
اثر شوم خودپسندى
حكايت مسلمان شدن مرتاض کافر به دست امام کاظم(ع)
من دختر بدحجابی بودم با آرایش‌های زیاد
شفا گرفتن بال فطرس توسط امام حسین(ع)

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز