فارسی
شنبه 10 خرداد 1399 - السبت 7 شوال 1441
  4198
  0
  0

زنان عاشورائی و مبلغ و راوی واقعه کربلا

زنان عاشورائی و مبلغ و راوی واقعه کربلا

1-حضرت سکینه بنت الحسین (ع)

در جریان واقعه روزدهم عاشورای نینوا علاوه بر حضرت زینب (س)دخت امام علی بن ابی طالب و حضرت فاطمه(س) وخواهرامام حسین (ع) زنان و دخترانی همراه این کاروان عاشورائی حضورداشتند که هریک به نوعی راوی و گزارشگر حماسه عظیم عاشورا محسوب می شوند.ازجمله این زنان راوی  ومبلغ حضرت سکینه دخترامام حسین (ع) می باشد.

حضرت سکینه نام اصلی اش" آمنه" هم نام مادر پیامبر(ص) است.اودرسال 47هجری درمدینه دیده به جهان گشود، و هفتادسال زندگی کرد، ودر روز پنجشنبه پنجم ربیع الاول سنه 117 هجری درمدینه وفات نموده و دربقیع مدفون گشت.

مادراورباب دخترامرءالقیس است وهردو درکربلا حضورداشته،ودر پیشبرد نهضت اباعبدالله الحسین نقش اصلی راایفاکردند.

سکینه دختری با استعداد،سخنوری فصیح،شاعری هنرمند،سیاستمداری دوراندیش بود،ودرنهضت کربلا پرچم" بلاغ" رابه دست داشت،ودرهرفرصتی بافرازهای مناسب و اشعارپرمعنی اهداف حسین بن علی(ع)راپیش برد.تاجایی که حضرت اباعبدالله الحسین دروداع آخرسخن نهایی راباوی درمیان گذاشت،وسخنان وعواطف وی را پرسوز، وخوداورابهترین زنان خواند!

قال الامام الحسین(ع):...لا تحرقی قلبی بدمعک حسره      مادام منی الروح فی جثمانی

                                فاذا قتلت فانت اولی بالتی               تاتینه یاخیره النسوان

سکینه هنگام آمدن ذوالجناح،نخستین شخصی بودکه ازخیمه هابیرون آمد،وباوی به سخن پرداخت...آنگاه درکنار نعش پاره پاره آن حضرت قرارگرفت،وچنان شیون و ناله کردکه دشمنان رانیزبه گریه درآورد،وخودرابه روی جسدپدرافکندوبی هوش افتاددراین حال شنید که آن حضرت می فرماید:دخترم سکینه! به شیعیانم برسان که هنگام نوشیدن آب گوارا مرانیزیادکنند،وبادیدن غریبان وشهیدان به یاد من باشند.زیرا،اینان من ِ فرزند پیامبر رابدون جَرم کشتند، وبا سم اسبان خودبدنم راخردکردند،به شیعیانم بگو:ای کاش شمادرکربلا بودیدوباچشم خودمی دیدید که من چگونه برای طفل شیرخواره ام آب خواستم ولی ندادند!.

حضرت سکینه درواقعه کربلا همراه شوهرش "عبدالله بن حسن"پسربزرگ امام مجتبی(ع) بود،واینکه گاهی اورایک دخترکوچک وچندساله معرفی می کنند صحت ندارد،وحداقل،سن اودراین تاریخ به چهارده رسیده بود،وچون شوهرش درکربلا شهیدشد به عقد"مصعب بن زبیر"درآمده،اونیزدرجنگ با"عبدالملک مروان"کشته شد،سپس "عبدالملک" ازآن حضرت خواستگاری کرد!سکینه درجواب اوگفت:"هرگزباقاتل شوهرم ازدواج نمی کنم"  والله لایتزوجنی بعده قاتله ابدا.

وبعد،ازبصره عازم مدینه شد،وچون به کوفه رسید،شیعیان ومردم این شهرازدخترامام حسین (ع) استقبال گرمی به عمل آوردند،وتقاضاکردندکه آن بانودرکوفه بماند! اودرجواب گفت: سوگند به خدا اوخودمی داند که من شمارادشمن می دانم!زیرا شماجدم امیرالمومنین وعمویم امام حسن وپدرم امام حسین وبرادرم علی اصغر وشوهرم مصعب راکشتید.

چون به مدینه رسید بعدها با"عثمان بن عبدالله بن حکیم حِزام "ازدواج کرد،ودرزمان حکومت "خالد بن عبدالملک"که والی مدینه بودازدنیارفت...

روحش شاد و یادش گرامی وراهش پررهروباد.

--------------------------------------------------------

منابع:

اعلام النساء ج2ص202به بعد وج1ص438،ریاحین الشریعه ج3ص256،اعیان الشیعه ج3ص492،سکینه مقرم ص263،منتهی الامال ج1ص463.

 
پایگاه استاد حسین انصاریان

  4198
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    عید فطر و نقش آن در تحولات فردی و اجتماعی
    وداع با ماه مبارک رمضان
    نمونه‌هایی از آسان‌گیری در دین
    نمونه‌هایی از آسان‌گیری در دین
    نمونه‌هایی از آسان‌گیری در دین
    قضا نشدن نماز ها با این راه حل
    قضا نشدن نماز ها با این راه حل
    گام‌های چهار‌گانه رستگاری
    اسرار زیارت امام رضا (ع)
    رمضان، فرصتی برای سیر و سلوک

بیشترین بازدید این مجموعه

      چرا گاهی روزی حساب نشده به ما می رسد؟!
      اثربخشى ماه رمضان بر روح و روان آدمى
      رمضان و دولت حق
      اسرار زیارت امام رضا (ع)
      عوامل استحکام خانواده در فرهنگ قرآن
      گنجینه های روزی در قرآن شکر گزاری
      ریشه قیام امام حسین (ع)
      قیام عاشورا تبلور حقانیت و راهنمای بشریت
      افزایش رزق و روزی با نسخه‌ امام جواد (ع)
      قضا نشدن نماز ها با این راه حل

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز