فارسی
جمعه 14 بهمن 1401 - الجمعة 12 رجب 1444
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
0
نفر 0

لباس جهنمى

  اما آنان كه انسانيت و آدميت را فراموش كنند و روزگار به غفلت و جهل وپستى و دنائت و بردگى نسبت به شكم و شهوت بگذرانند و كارى جز مخالفت با خدا و خلق خدا و زورگويى و ستم نداشته باشند در دنيا دچار لباس جوع و خوف و در آخرت گرفتار لباس و پوششى از سخت ترين عذاب خواهند شد .  وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً قَرْيَةً كَانَتْ آمِنَةً مُّطْمَئِنَّةً يَأْتِيهَا رِزْقُهَا رَغَداً مِن كُلِّ مَكَانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذَاقَهَا اللَّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا كَانُوا يَصْنَعُونَ.
و خدا [ براى پندآموزى به ناسپاسان ] مَثَلى زده است : شهرى را كه امنيت و آسايش داشت و رزق و روزىِ [ مردمش ] به فراوانى از همه جا برايش مى آمد ، پس نعمت خدا را ناسپاسى كردند ، در نتيجه خدا به كيفر اعمالى كه همواره مرتكب مى شدند ، بلاى گرسنگى و ترس فراگير را به آنان چشانيد .  اين چنين مردم كه از نعمت هاى حضرت حق قدردانى نكرده و به شكر در برابر آن نعمت ها برنمى خيزند و بلكه راه عصيان و كفر در پيش گرفته و خود و محيط خود را آلوده به فساد مى كنند ، در قيامت به آنان لباس عذاب پوشانده مى شود ، چنانچه در قرآن مجيد آمده است : وَتَرَى الْمُـجْرِمِينَ يَوْمَئِذٍ مُقَرَّنِينَ فِى الأَصْفَادِ * سَرَابِيلُهُم مِن قَطِرَانٍ وَتَغْشَى وُجُوهَهُمُ النَّارُ  .
و آن روز مجرمان را مى بينى كه در زنجيرها [ به صورتى محكم و سخت ]به هم بسته شده اند . * پيراهن هايشان از قطران [ ماده اى متعفّن ، قابل اشتعال و بدبو ]است ، و آتش چهره هايشان را مى پوشاند .
 اين بود نوع لباس هايى كه قرآن براى فرزندان آدم اسم مى برد ، چه نيكوست كه اين چند روزه كوتاه عمر را ملبس به لباس تقوا شويم و از لباس ظاهر هم جهت عبادت و خدمت به خلق و شكر حضرت حق استفاده كنيم و از لباس طبيعى هم براى رضاى دوست بهره بگيريم تا در جهان آخرت از لباس بهشتى بر ما بپوشانند و از لباس عذاب در امان بمانيم .
سراج قمرى شاعر پرمايه قرن ششم در مقام نصيحت انسان مى گويد :
اى باز پس فتاده تر از جمله جهان
از راه باز مانده اى بى نور و خاكسار
امروزه راه راست نيارى شدن دلير
آخر چگونه طاقت درد سفر بود
پيرى برانده است جوانيت هم چو دود
مانند شمع شعله شيب است بر سرت
چون از سرت سپيده برآمد سپيد شد
پيرى چو خاك بر سرم افشاند شد يقين
آتش چو مرد يا به ستم يا به طبع خويش
 بر فرق او زمانه كند خاك در زمان
هين راه پيش گير كه رفتند همرهان
چون آتشى كه باز بماند زكاروان
فردا ره صراط سپردن كجا توان
آن را كه درد سر بودش بوى بوستان
رانده شود زشعله آتش بلى دخان
زان زرد وتن ضعيفى چون موى وريسمان
گلگونه مى ار سيهش كرد خان و مان
كان آتش جوانى من مرد بى گمان
بر فرق او زمانه كند خاك در زمان
خداوندا ! ما فرزندان ضعيف و ناتوان آدم را از قيد اسارت تن برهان كه هركس اسير تن شد ، بزرگ ترين خيانت را به ابديت خويش كرد و از تمام حقايق و فضايل و حسنات الهى محروم گشت . بارالها ! اسير تن ، پست ترين و زبون ترين موجود اين كره كوچك خاكى است ، موجودى است كه تمام درهاى رحمت و مغفرت را به روى خويش بسته است !!
خداوندا ! اسيران تن و بردگان شكم و شهوت ، از حيات چه فهميدند و از هستى كه خير محض است ، چه خيرى ديدند و از عنايات و الطاف خاصه تو چه بهره اى بردند ؟
صد و بيست و چهار هزار پيغمبر بزرگوار تو ، امامان عزيز ، مصلحان ، انديشمندان ، عارفان ، حكيمان ، براى هدايت انسان چه فريادها كه نكشيدند و چه حكمت ها كه از خود بروز نداند و چه جان هاى شيرين كه در اين ميدان زندگى براى بيدارى انسان نثار راه تو نكردند ، ولى اين بدبخت اسيران تا آخر عمر انگار كر و كور زيستند و گويى در اين خط پرفيض هستى خبرى و ندايى و صدايى نبوده و برقى براى روشن شدن محيط زندگى اينان ندرخشيده .
اين بيچاره ها چه با فضاحت زندگى كردند و چه تهيدست و دست خالى و بدون برداشت محصول مثبت از حيات و زندگى روز و شب گذراندند ، اينان بالاترين مايه وجود را كه عمر است و در درياى خلقت گوهرى پرقيمت تر از آن يافت نمى شود با شيطان معامله كردند ، ولى در مقابل از اين دشمن غدار و ديرين انسانيت چيزى نگرفتند !
اينان جهان را كه بر عدل و علم و حكمت حق استوار است به بازيچه گرفتند و والاترين انسان ها را مسخره كرده و به آنان پوزخند زدند و ندانسته يا دانسته راهى كه نبايد بروند رفتند و با اين خط سيرشان هم خود را تباه كردند ، هم آنان كه در اشراف آنان مى زيستند . اينان خود را از پيشگاه مقدس تو دور كردند و لعنت ابدى براى خويش خريدند و آخرت پرنعمت را با دنياى دون عوض كرده و در اين معامله جز غضب و سخط و عذاب تو سودى نبردند .
[ وَأَمَّا لِباسُ الظَّاهِرِ فَنِعْمَةٌ مِنَ اللّهِ تَعالى يُسْتَرُ بِها الْعَوْراتُ وَهِىَ كَرامَةٌ أَكْرَمَ اللّهُ بِها ذُرِّيَّةَ آدَمَ عليه السلام ما لَمْ يُكْرِمْ بِها غَيْرَهُمْ وَهِىَ لِلْمُؤْمِنينَ آلَةٌ لِأَداءِ مَاافْتَرَضَ اللّهُ عَلَيْهِمْ ]



منبع : برگرفته از کتاب عرفان اسلامی استاد حسین انصاریان
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

اعراض نفس از عدالت
تحمّل شیخ جعفر کاشف الغطاء در برابر همسرش
توکل
فرق خوف و خشيت
قدردانی استادانصاریان از خادمین سیدالشهدا علیه ...
سخنراني مهم استاد انصاريان در روز شهادت حضرت ...
نفس و هفت مرحله آن
نگاهی کوتاه به زندگی و شخصیت علمی استاد حسین ...
شیعه در کلام اهل بیت (علیهم السلام)
مجاهده ، رنج كشيدن ، گرسنگى

بیشترین بازدید این مجموعه

تحمّل شیخ جعفر کاشف الغطاء در برابر همسرش
اعراض نفس از عدالت
سرچشمه معرفت
حبیب بن مظاهر اسدى
توکل
سفر خطیب توانمند و دانشمند محترم حضرت استاد حسین ...
شب زنده دارى ائمه اطهار عليهم‏السلام
پخش آنلاین سخنرانی شب های رمضان استاد انصاریان
150 جلسه سخنرانی توسط استاد انصاریان در ماه محرم و ...
تصاویری قدیمی از حرم امام رضا(ع)

 
نظرات کاربر

پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز



گزارش خطا  

^