فارسی
شنبه 15 آذر 1399 - السبت 19 ربيع الثاني 1442

  128
  0
  0

بازگشت ذوالجناح به خیمه ها - جلسه یازدهم

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین وصلّی الله علی جمیع الأنبیاء والمرسلین وصلّ علی محمّد وآله الطاهرین، ولعن علی اعدائهم .

کتاب هایی مانند مدینة المعاجز، امالی شیخ صدوق، مناقب ابن شهرآشوب، مقتل ابومخنف، منتخب تریهی، مجموعه ای را دربارۀ برگشت ذوالجناح به خیمه ها نقل کرده اند، که وقتی حضرت سیدالشهداء بعد از این که تیر سه شعبۀ مسموم به قلبشان رسید، و از بالای زین به زمین افتادند، و شهید شدند، اسب شیهه کنان از کنار کشته ها خودش را به بدن امام رساند. با کنار لبش بدن او را بوسه زد، با شامّه اش بدن را بویید، و این حیوان مانند مادر فرزند مرده از دیده اش اشک می ریخت. یال و کاکل خودش را به خون حضرت رنگین کرد و با زین واژگون شده به سوی خیمه ها برگشت. کنار خیمه ها شیهه می کشید، سر به زمین می کوبید. زینب کبری با شنیدن صدای شیهۀ اسب به سکینه فرمود: گویا پدرت برگشته و آب آورده، از او استقبال کن. اما وقتی سکینه بیرون آمد و منظرۀ اسب را دید، فریاد زد: (وا أبَتا، وا حُسینا، وا قَتیلا، وا غُربَتا) در زیارت ناحیه که منسوب به امام عصر است، یا به حضرت عسکری است، آمده: (فَلَمّا نَظَرنَ نِساءً إلی الجَواد مخزیً وَ السَّرجُ إلَیهِ ملویًّ خَرَجنَ مِنَ الخُدود، ناشِراتِ السُّعور عَلی الخُدود لاتِهات وَ بِالوُجُوهِ سافِرات وَ بِالعَیلِ داعیات وَ بَعدَ العِزِّ مُزَّزِلات وَ إلی مَسرَعِ الحُسین مُبادرات) چشم زنان و دختران وقتی به اسب افتاد، با آن حال که دیدن زینش واژگون شده، همه زیر چادر عصمت مو پریشان کردند، لطمه به صورت زدند، و بعد از آن همه عزّتی که داشتند، حالا با کشتن ابی عبدالله اسیر دشمن می شوند، ناله زدند و به این حال به سوی قتله گاه ابی عبدالله دویدند. ارشاد مفید صفحۀ صد و دوازده نوشته: در حال حرکت به میدان بودند که زینب کبری فریاد می زد: (وَیهَکَ یا عُمَر أیُقتَلُ أبوعبدالله وَ أنتَ تَنظُرُ إلَیه) حسین مرا می کشند عمرسعد و تو نگاه می کنی؟ (فَلَم یُجِبها عُمَر بِشَئٍ) او که جوابی نداد. دختر علی رو به لشکر کرد: (وَیهَکُم) وای بر شما، (أما فیکُم مُسلِم، فَلَم یُجِبها أحَدٌ بِشَئٍ) آیا در میان شما یک نفر مسلمان نیست؟ باز هم کسی جواب به او نداد. (وَ نادی شِمر ألفُرسان وَ الرِّجالَ فَقال وَیهَکُم ما تَنتَظِرونَ بِرَجُل سَکَلَتکُم أُمَّهاتِکُم فَحَمَلَ عَلَیهِ مِن کُلِّ جانِب) شمر صدا زد به مردم خودش: مادرانتان به عزایتان گریه کنند، چه می کنید؟ منتظر چه هستید؟ که جلوی چشم زن و بچه از هر طرف باز به گودال قتله گاه حمله کردند و با تیر و نیزه و شمشیر، باز بدن ابی عبدالله را مورد هجوم قرار دادند.



منبع : روابط عمومی و امور بین الملل مرکز علمی تحقییقاتی دارالعرفان الشیعی
  128
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

صعود اهل تقوا بر قله كرامت
بار سنگین ظلمت در جدایی از نور حق
دو درس مهم از حادثۀ کربلا
موجی از رحمت الهی در اعمال اختیاری انسان
درک رحمانیت و رحیمیت پروردگار، کوتاه‌ترین راهِ یافتن ...
رحمت رحیمیۀ پروردگار، مختص مؤمنین
رسول خدا(ص)، جامع همۀ ارزش‌ها و کرامات
معرفت و عبادت، دو هدف نهاییِ خلقت انسان
ارزش بندگی و دینداری در آزادی عمل
ارزش زیارت حضرت رضا(ع) در کلام امیرالمؤمنین(ع)

بیشترین بازدید این مجموعه

ديوث و معناى آن
اهميت مساله اقتدا
سبب دشمنى با على (ع) حسادت بود
دل بستن به دنيا و هلاكت
توحيد عملي، نه زباني
عظمت زمين
عجايب خلقت بدن انسان
حکایت حضرت سلیمان و حیوانات
معنا و ارکان تقوا
تأثیر قیامت‌باوری بر زندگی دنیوی

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز