فارسی
دوشنبه 23 تير 1399 - الاثنين 22 ذي القعدة 1441
  907
  1
  0

توبه قوم یونس

سعید بن جبیر و گروهى از مفسّرین ، داستان قوم یونس را بدین گونه روایت کرده اند : قوم یونس مردمى بودند که در منطقه نینوا در اراضى موصل زندگى مى کردند . آنان از قبول دعوت یونس امتناع داشتند ، سى و سه سال مردم را به خداپرستى و دست برداشتن از گناه دعوت کرد ، جز دو نفر کسى به او ایمان نیاورد ، یکى شخصى به نام روبیل و دیگرى به نام تنوخا .
روبیل از خانواده اى بزرگ و داراى علم و حکمت بود و با یونس سابقه دوستى داشت ، تنوخا مردى بود عابد و زاهد ، و کارش تهیّه هیزم و فروش آن بود .
یونس از دعوت قوم خود طَرْفى نبست ، به درگاه حق از قوم نینوا شکایت برد ، عرضه داشت : سى و سه سال است این جمعیت را به توحید و عبادت و کناره گیرى از گناه دعوت مى کنم و از خشم و عذابت مى ترسانم ولى جز سرکشى و تکذیب پاسخى نمى دهند ، به من به چشم حقارت مى نگرند و به کشتن تهدیدم مى نمایند . خداوندا ! آنان را دچار عذاب کن که دیگر قابل هدایت نیستند . خطاب رسید : اى یونس ! در میان این مردم اشخاص جاهل و اطفال در رحم و کودکان خردسال ، پیران فرتوت و زنان ضعیف وجود دارند ، من که خداى حکیم و عادلم و رحمتم بر غضبم پیشى جسته ، میل ندارم بى گناهان را به گناه گنهکاران عذاب کنم ، من دوست دارم با آنان به رفق و مدارا معامله کنم و منتظر توبه و بازگشتشان باشم ، من تو را به سوى آنان فرستادم که نگهبان آنان باشى و با آنها با رحمت و مهربانى رفتار نمایى ، و به واسطه مقام شامخ نبوّت درباره آنها به صبر رفتار کنى ، و به مانند طبیب آگاهى که به مداواى بیمارانش مى پردازد با مهربانى به معالجه گناهانشان اقدام کنى !
از کمى حوصله براى آنان درخواست عذاب مى کنى ، مرا پیش از این پیامبرى بود به نام نوح که صبرش از تو زیادتر بود و با قومش بهتر از تو مصاحبت داشت ، با آنان به رفق و مدارا زیست ، پس از نهصد و پنجاه سال از من براى آنان درخواست عذاب کرد و من هم دعایش را اجابت کردم .
عرضه داشت : الهى ! من به خاطر تو بر آنها خشم گرفتم ، چه آنکه هر چه آنان را به طاعتت خواندم بیشتر بر گناه اصرار ورزیدند ، به عزّتت با آنها مدارایى ندارم و به دیده خیرخواهى به ایشان ننگرم ، بعد از کفر و انکارى که از اینان دیدم عذابت را بر اینان فرست که هرگز مومن نخواهند شد . دعوت یونس از جانب حق پذیرفته شد ، خطاب رسید : روز چهارشنبه وسط ماه شوال پس از طلوع آفتاب بر آنان عذاب مى فرستم ، آنها را خبر کن .
زمانى که چهارشنبه وسط شوال رسید در حالى که یونس میان قوم نبود ، روبیل آن مرد حکیم و آگاه بالاى بلندى آمد ، با صداى بلند گفت : اى مردم ! منم روبیل که نسبت به شما خیرخواه هستم ، اینک ماه شوال است که شما را در آن وعده عذاب داده اند ، شما پیامبر خدا را تکذیب کردید ولى بدانید که فرستاده خدا راست گفته ، وعده خدا را تخلّفى نیست اکنون بنگرید چه خواهید کرد .
مردم به او گفتند : به ما راه چاره را نشان بده ، چه اینکه تو مردى عالم و حکیمى ، و نسبت به ما مهربان و دلسوزى .
گفت : نظر من این است که پیش از رسیدن ساعت عذاب ، تمام جمعیّت از شهر خارج شوند ، میان زنان و فرزندان جدایى اندازند ، همه با هم روى به حق کرده از سوز دل به درگاه خدا بنالند و به حضرتش زارى و تضرع آرند ، و از روى اخلاص توبه کنند و بگویند :
خداوندا ! ما بر خود ستم کردیم ، پیامبرت را تکذیب نمودیم ، اکنون از گناهان ما بگذر ، اگر ما را نیامرزى و به ما رحم ننمایى از جمله زیانکاران باشیم ، خدایا ! توبه ما را قبول کن و به ما رحم نما ، اى خدایى که رحم تو از همه بیشتر است .
مردم نظر او را پذیرفتند و براى این برنامه معنوى حاضر شدند ، وقتى روز چهارشنبه رسید روبیل از مردم کناره گرفت و به گوشه اى رفت تا ناله آنها را بشنود و توبه آنها را بنگرد .
آفتاب چهارشنبه طلوع کرد ، باد زرد رنگ تاریکى با صداهاى مهیب و هولناک به شهر رو آورد که باعث وحشت مردم شد ، صداى مرد و زن ، پیر و جوان ، غنى و ضعیف بیابان را پر کرد ، از عمق دل توبه کردند و از خداوند طلب آمرزش نمودند ، بچه ها به ناله جانسوز مادران مى گریستند و آنان به ناله فرزندان گریه مى کردند . توبه آنان به قبول حق رسید ، عذاب از آنان برطرف شد و مردم با خیال راحت به خانه هاى خود بازگشتند .
 










برگرفته از کتاب عبرت آموز

  907
  1
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    اى خليفه! راه تنگ نبود كه بر تو گشاد گردانم!
    حکایت خدمت به پدر و مادر
    خدمت امام رضا(ع) در حمام نیشابور
    سهولت عفو امام رضا(ع)
    چند داستان عجيب در مسئله توبه‏
    داستان شگفت انگيز سعد بن معاذ
    وقتی امام رضا (ع) به نیشابور رسیدند
    توسل به امام رضا(ع) مرا نجات داد
    ملاقات امام رضا(ع) با عالم ربانى‏
    طلب مقام از حضرت رضا(ع)

بیشترین بازدید این مجموعه

      طلبه‌ای که به لوسترهای حرم امیرالمؤمنین(ع) اعتراض داشت
      داستان شگفت انگيز سعد بن معاذ
      زن بدكاره‏ در خانه عابد
      من تا هستم همينم
      در این دنیا چه چیز مرا كفايت مى‏‌كند؟
      در راه خدمت به خلق‏
      براى علم او نقطه منتها نيست‏
      حضرت اسحاق و يعقوب عليهما السلام و نماز
      عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد!
      زنده شدن مرده توسط امام حسین(ع)

 
نظرات کاربر
مریم رضایی
سلام.سوال بنده این است که با این وجود آیا روبیل بیشتر از یونس لایق مقام نبوت نبود؟
پاسخ
0     0
26 مرداد 1392 ساعت 00:06 صبح
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز