فارسی
پنجشنبه 15 خرداد 1399 - الخميس 12 شوال 1441
  792
  0
  0

محبت سرشار يعقوب به يوسف

  ويژگى ها و شاخص هاى بسيار با ارزشى در وجود يوسف باعث محبت و مهر خاصى از جانب يعقوب به او بود كه به سبب اين ارزشها يعقوب عشق و علاقه و محبت بيشترى نسبت به يوسف در مقابل ساير برادران داشت.
مسلم است كه اين برترى دادنِ يوسف، جهتى الهى و معنوى داشته نه اين كه مانند بعضى از پدران به خاطر امور دنيايى و ظاهرى، فرزندى را بر فرزند ديگر ترجيح دهند و هيچ قصد معنوى و الهى را در نيّت نداشته باشند ، از جمله: يوسف علاوه بر رويى زيبا و اندامى زيبا، روانى زيبا داشت و از زيبايى ظاهر و باطن برخوردار بود ، پاكيزه روى و پاكيزه خوى و پاكيزه سرشت بود ، داراى هوشى سرشار، ادب و خردمندى بى شمار و خوب خوبان روزگار بود.
روز به روز مهر پدر بر اين فرزند افزوده مى گشت تا اين كه يوسف خوابى ديد كه از آينده درخشنده اش خبر مى داد و مهر پدر را به وى دو چندان كرد.
يوسف خواب خود را براى پدر چنين وصف كرد:
إِذْ قَالَ يُوسُفُ لاِءَبِيهِ يَا أبَتِ إِنِّى رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِى سَاجِدِينَ  .
[ ياد كن ] آن گاه كه يوسف به پدرش گفت : پدرم ! من در خواب ديدم يازده ستاره و خورشيد و ماه برايم سجده كردند !
پدر به حقيقت خواب فرزند پى برد و دانست كه خبرى از مقام بلند او در آينده است و در تعبير خواب به فرزندش چنين گفت: يَابُنَىَّ لاَ تَقْصُصْ رُؤْيَاكَ عَلَى إِخْوَتِكَ فَيَكِيدُوا لَكَ كَيْداً إِنَّ الشَّيْطَانَ لِلاْءِنسَانِ عَدُوٌّ مُبِينٌ.
اى پسرك من ! خواب خود را براى برادرانت مگو كه نقشه اى خطرناك بر ضد تو به كار مى بندند ، بدون شك شيطان براى انسان دشمنى آشكار است . وَكَذلِكَ يَجْتَبيكَ رَبُّكَ وَيُعَلِّمُكَ مِن تَأْوِيلِ الْأَحَادِيثِ وَيُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَعَلَى آلِ يَعْقُوبَ كَمَا أَتَمَّهَا عَلَى أَبَوَيْكَ مِن قَبْلُ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْحَاقَ إِنَّ رَبَّكَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ.
و اين چنين پروردگارت تو را برمى گزيند و از تفسير خواب ها به تو مى آموزد ، و نعمتش را بر تو و بر آل يعقوب تمام مى كند ، چنانكه پيش از اين بر پدرانت ابراهيم و اسحاق تمام كرد ؛ يقيناً پروردگارت دانا و حكيم است . اين ويژگى ها و خصائص باعث شد كه پدر، بسيار بر يوسف عشق بورزد به اندازه اى كه در غم فراق يوسف آنقدر اشك ريخت كه چشمانش از غم سپيد شد و نابينا گرديد غم مى خورد و مصيبت مى كشيد و غم خود را در دل نهان مى داشت و آشكار نمى نمود  .
اشك بر فراق يوسف، اشك بر بى محبتى ها و كورى چشم يعقوب، كورى و مسدود بودن طريق بى مهرى هاست.
پيراهن يوسف كه نمادى از مهر و مهرورزى است دواى درد قلب سوخته و آتش گرفته يعقوب و مرهم چشم نابيناى او است كه: «از محبت خارها گل مى شود».


منبع : برگرفته از کتاب با کاروان نور استاد حسین انصاریان
  792
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    تعیین مقدّرات يك سال
    اوصاف قاضى از نگاه على عليه السلام‏
    کنترل زبان
    مسیر خدا
    عید یک ماه بندگی و عبادت
    زاهد کیست؟
    زیارت ابی‌عبدالله(ع) در شب عید فطر
    بشارت خدا به بندگان
    نصیحت خویش
    کم کردن فاصله بین من و خدا

بیشترین بازدید این مجموعه

      سرچشمه زلال قوانين اسلام‏
      نابسامانى اوضاع حاكم بر جهان‏
      پاسخ به نداى حق‏
      صحابه و ياران‏
      اوصاف قاضى از نگاه على عليه السلام‏
      اسلام، علم و دانش‏
      شخصيت‏ شناسى امام سجاد عليه السلام‏
      شكر نعمت عمر
      اعمال برادر دينی
      خروج از ایستایی

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز