فارسی
سه شنبه 05 بهمن 1400 - الثلاثاء 22 جمادى الثاني 1443
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
601
0
نفر 0

حضرت شعيب عليه‏السلام و نماز

در سوره مباركه هود چنين مى خوانيم : وَإِلَى مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْباً قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّهَ مَا لَكُم مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ وَلاَ تَنْقُصُوا الْمِكْيَالَ وَالْمِيزَانَ إِنِّى أَرَاكُم بِخَيْرٍ وَإِنِّى أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ مُحِيطٍ * وَيَا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِكْيَالَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ وَلاَ تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلاَ تَعْثَوْا فِى الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ * بَقِيَّةُ اللّهَ خَيْرٌ لَكُمْ إِن كُنتُم مُؤْمِنِينَ وَمَا أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفِيظٍ * قَالُوا يَا شُعَيْبُ أَصَلاتُكَ تَأْمُرُكَ أَن نَتْرُكَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا أَو أَن نَفْعَلَ فِى أَمْوَالِنَا مَا نَشَاءُ إِنَّكَ لأنتَ الْحَلِيمُ الرَّشِيدُ :
و به سوى [ مردم ] مَدين ، برادرشان شعيب را [ فرستاديم . ] گفت : اى قوم من ! خدا را بپرستيد ، شما را جز او هيچ معبودى نيست و از پيمانه و ترازو مكاهيد ، همانا من شما را در توانگرى و نعمت[ى كه بى نياز كننده از كم فروشى است ] مى بينم و بر شما از عذاب روزى فراگير بيمناكم . * و اى قوم من ، پيمانه و ترازو را عادلانه [ و منصفانه ]كامل و تمام بدهيد ، و اجناس مردم را [ هنگام خريدن ] كم شمارتر و كم ارزش تر [ از آنچه كه هست ] به حساب نياوريد و در زمين تبهكارانه فتنه و آشوب برپا نكنيد . * آنچه خدا [ در كسب و كارتان از سود و بهره پس از پرداخت حق مردم ]باقى مى گذارد ، براى شما بهتر است اگر مؤمن باشيد ، و من بر شما نگهبان نيستم .
گفتند : اى شعيب ! آيا نمازت به تو فرمان مى دهد كه آنچه را پدرانمان مى پرستيدند رها كنيم ؟ يا از اين كه در اموالمان به هر كيفيتى كه مى خواهيم تصرف كنيم دست برداريم ؟ به راستى كه تو [ انسانى ] بردبار و راه يافته اى [ پس چرا مى خواهى در برابر آزادى ما نسبت به بت پرستى و هزينه كردن اموالمان به هر كيفيتى كه بخواهيم بايستى؟ ! ] ! آرى ، نماز شعيب ، نماز بازدارنده از فحشا و منكرات بود و نمازگزارى چون شعيب نمى توانست در برابر كفر و شؤون آن بى تفاوت باشد ؛ به همين خاطر نمازگزار واقعى برى از انواع منكرات و جهادگرى استوار در برابر آلودگى هاست و بر مبناى همين حساب ، مردم مدين امر به معروف و نهى از منكر شعيب را به نماز او نسبت مى دادند.


منبع : برگرفته از کتاب داستانهای عبرت آموز استاد حسین انصاریان
601
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

داستان قارون و ثروتش
حكايت بهلول نبّاش‏
حكايتى از اميرالمؤمنين (ع)
درخواست از امام حسین(ع) که مبادا از گناه شمر بگذرد
آقازاده‌ای که منصب حکومتی را قبول نکرد!
حكايت مسلمان شدن مرتاض کافر به دست امام کاظم(ع)
حکایت دزدی که با یاد خدا عاقبت بخیر شد
توبه جوانی که خیاط زنانه بود
زنده شدن مرده توسط امام حسین(ع)
حكايت ميرزا تقى‌‏خان اميركبير

بیشترین بازدید این مجموعه

حکایت دزدی که با یاد خدا عاقبت بخیر شد
مگو آن شيعه ماست
با كه معاشرت كنيم ؟
حكايت بهلول نبّاش‏
داستان قارون و ثروتش
شب قدر شب گناه نيست!‏
حکایت ثعلبة بن حاطب‏
بداند كه خودش را مسخره كرده‏
آيا اين پيشامد را ناگوار داشتى؟
توبه جوانی که خیاط زنانه بود

 
نظرات کاربر




گزارش خطا  

^