فارسی
شنبه 09 مرداد 1400 - السبت 20 ذي الحجة 1442
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه

531
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

از كجا دانستند ؟

يكى از كوهنوردان مى گويد : در تمام مدت سال از منزلم تا بالاترين نقطه تپه اى كه در محيط زندگيم بود ، راهپيمايى مى كردم . زمستان بسيار سردى بود ، برف سنگينى زمين را پوشانده بود ، از محلى كه رفته بودم بر مى گشتم ، در مسير راهم در بالاى تپه حوضچه اى پر آب بود . گنجشك هاى زيادى هر روز پس از خوردن دانه به كنار آن حوضچه براى آب خوردن مى آمدند ؛ آن روز سطح حوضچه را يخ ضخيمى پوشانده بود ، گنجشك ها به عادت هر روز كنار حوضچه آمدند نوك زدند ، سطح محل را يخ زده يافتند ، ايستادم تا ببينم كه اين حيوانات كوچك ولى با حوصله چه مى كنند . ناگهان يكى از آن ها روى يخ آمد و به پشت بر سطح يخ خوابيد ، پس از چند ثانيه به كنارى رفت ، ديگرى به جاى او خوابيد و پس از چند لحظه دومى برخاست ، سومى به جاى او قرار گرفت ، همين طور مسئله تكرار شد تا با حرارت بدن خود آن قسمت را آب كردند ؛ وقتى نازك شد با نوك خود شكستند آب بيرون زد ، همه خود را سيراب كردند و رفتند ؛ راستى اين عمل اعجاب انگيز چيست ؟ از كجا فهميدند كه يخ با حرارت آب مى شود سپس از كجا فهميدند كه بدن خود آن ها حرارت مناسب را دارد و از كجا دانستند كه بايد اين حرارت با خوابيدن روى يخ به يخ برسد و از كجا فهميدند كه با خوابيدن يك نفر مشكل حل نمى شود ، بلكه بايد به نوبت اين برنامه را دنبال كرد ؟ آيا جز هدايت حضرت حق اسم ديگرى بر اين داستان مى توان گذاشت ؟!


منبع : برگرفته از کتاب داستانهای عبرت آموز استاد حسین انصاریان
531
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

حکایت پیرمرد آتش‌پرست با حضرت موسی(ع)
تنبيه نفس در حضور پیامبر (ص)
تأخير اجابت دعا
رفتار امام حسين (ع) با معلم فرزندش‏
حكايت انوشيروان و وزير
خدمت امام رضا(ع) در حمام نیشابور
حکایت ثعلبة بن حاطب‏
حکایت دزدی که با یاد خدا عاقبت بخیر شد
حکایتی از لقمه حرام‏
شب قدر شب گناه نيست!‏

بیشترین بازدید این مجموعه

تا از مرگ غفلت نكنيم
حكايت انوشيروان و وزير
داستان جريح و مادر او
حکایتی از خوف و محبّت نزد عارفان‏
كوتاهى آرزو
با شروط آن‏
مرا قدرت ازدواج نیست!
توبه جوانی که خیاط زنانه بود
زنده شدن مرده توسط امام حسین(ع)
ماجرای زن بدکاره ای که به زندان امام کاظم (ع) رفت

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا