فارسی

تعقیب نماز صبح به نقل از کتاب مصباح المتهجد

مطلب قبلی تعقیب نماز عشاء به نقل از کتاب مصباح المتهجد
حکایت نافعه برای گشایش کار مطلب بعدی

اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ ، وَاهْدِنِى لِمَا اخْتُلِفَ فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإذْنِكَ ، إِنَّكَ تَهْدِى مَنْ تَشَاءُ إِلىٰ صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ.
خدایا بر محمد و خاندان محمد درود فرست و مرا به آن حقیقتى که در آن اختلاف شده به اذن خود راهنمایى کن، تو هرکه را بخواهى به راه راست هدایت می‌کنی.
و «ده مرتبه» می‌گویى:
اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ الْأَوْصِياءِ الرَّاضِينَ الْمَرْضِيِّينَ بِأَفْضَلِ صَلَواتِكَ، وَبارِكْ عَلَيْهِمْ بِأَفْضَلِ بَرَكَاتِكَ ، وَالسَّلامُ عَلَيْهِمْ وَعَلىٰ أَرْواحِهِمْ وَأَجْسَادِهِمْ وَرَحْمَةُ اللّٰهِ وَبَرَكَاتُهُ.
خدایا برترین درودهایت را بر محمد و خاندان آن جانشینان خشنود و پسندیده نثار کن و برترین برکات خود را بر آنان سرازیر کن و سلام بر ایشان و بر ارواح و بدن‌های پاکشان باد و رحمت و برکات خدا بر آنان باد.

خواندن این صلوات همچنین در عصرهاى جمعه بافضیلت بسیار وارد شده:
اللّٰهُمَّ أَحْيِنِى عَلىٰ مَا أَحْيَيْتَ عَلَيْهِ عَلِىَّ بْنَ أَبِى طَالِبٍ ، وَأَمِتْنِى عَلَىٰ مَا ماتَ عَلَيْهِ عَلِىُّ بْنُ أَبِى طالِبٍ عَلَيْهِ السَّلامُ.
خدایا زنده بدار مرا بر آن دینی که علی بن ابی‌طالب را بر آن زنده داشتی و بمیران مرا بر آن آیینی که علی بن ابی‌طالب (درود بر او) بر آن از دنیا رفت.
و «صد مرتبه» بگو:
أَسْتَغْفِرُ اللّهَ وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ.
از خدا آمرزش می‌خواهم و به‌سوی او بازمی‌گردم.
و «صد مرتبه»:
أَسْأَلُ اللّهَ الْعَافِيَةَ.
از خدا سلامت کامل مى‌طلبم.
و «صد مرتبه»:
أَسْتَجِيرُ بِاللّهِ مِنَ الْنَّارِ.
پناه می‌برم به خدا از آتش دوزخ.
و «صد مرتبه»:
وَ أَسْأَلُهُ الْجَنَّةَ.
از او بهشت می‌خواهم.
و «صد مرتبه»:
أَسْأَلُ اللّهَ الْحُورَ الْعِينَ.
از خدا حورالعین می‌طلبم.
و «صد مرتبه»:
لا إِلهَ إِلّا اللّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ الْمُبِينُ.
معبودى جز خدا نیست؛ آن فرمانده و حقیقتِ آشکارِ هستى.

و «صد مرتبه» سوره
«توحید»
و «صد مرتبه»:
صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ.
درود خدا بر محمد و خاندان محمد باد.
و «صد مرتبه»:
سُبْحَانَ اللّٰهِ ، وَالْحَمْدُ للّٰهِ ، وَلَا إِلٰهَ إِلّا اللّٰهُ ، وَاللّٰهُ أَكْبَرُ ، وَلَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلّا بِاللّٰهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ.
پاک و منزه است خدا و سپاس ویژه خداست و معبودى جز خداى یکتا نیست و خدا از هر وصفى برتر است و هیچ قدرت و نیرویى نیست جز آنکه به خداى بلندمرتبه باعظمت وابسته است.
و «صد مرتبه»:
مَا شَاءَ اللّٰهُ كَانَ ، وَ لَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلّا بِاللّٰهِ الْعَلِىِّ الْعَظِيمِ.
آنچه خدا بخواهد می‌شود، هیچ نیرو و قوتی نیست جز آنکه به خدای بلندمرتبه باعظمت وابسته است.

آنگاه بگو:
أَصْبَحْتُ اللّٰهُمَّ مُعْتَصِماً بِذِمَامِكَ الْمَنِيعِ الَّذِى لَايُطاوَلُ وَلَا يُحاوَلُ ، مِنْ شَرِّ كُلِّ غاشِمٍ وَ طَارِقٍ مِنْ سَائِرِ مَنْ خَلَقْتَ وَ مَا خَلَقْتَ مِنْ خَلْقِكَ الصَّامِتِ وَالنَّاطِقِ، فِى جُنَّةٍ مِنْ كُلِّ مَخُوفٍ، بِلِبَاسٍ سَابِغَةٍ وَِلَاءِ أَهْلِ بَيْتِ نَبِيِّكَ ، مُحْتَجِباً مِنْ كُلِّ قاصِدٍ لِى إِلىٰ أَذِيَّةٍ ، بِجِدَارٍ حَصِينِ الإِخْلَاصِ فى الاعْتِرافِ بِحَقِّهِمْ ، وَالتَّمَسُّكِ بِحَبْلِهِمْ ، مُوقِناً أَنَّ الْحَقَّ لَهُمْ وَ مَعَهُمْ وَ فِيهِمْ وَ بِهِمْ ، أُوالِى مَنْ وَالَوْا ، وَ أُجانِبُ مَنْ جَانَبُوا ، فَأَعِذْنِى اللّٰهُمَّ بِهِمْ مِنْ شَرِّ كُلِّ مَا أَتَّقِيهِ يَا عَظِيمُ ، حَجَزْتُ الْأَعادِىَ عَنِّى بِبَدِيعِ السَّمٰواتِ وَالْأَرْضِ ، إِنَّا ﴿جَعَلْنا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدّاً وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدّاً فَأَغْشَيْناهُمْ فَهُمْ لَايُبْصِرُوُنَ.
خدایا صبح کردم درحالی‌که پناه آورده‌ام به پناهگاه بلند و استوار تو، پناهگاهی که در معرض دستبرد و دگرگونی قرار نمی‌گیرد از شر هر بیدادگر و هر شبگرد رهزن از هر که و هرچه آفریدی، از آفریدگان خاموش و گویایت، در حفاظتی مصون از گزند هر چیز هراسناکی، همراه با لباسی ساخته از محبّت خاندان پیامبرت و در پوششی استوار از هرکه قصد آزار مرا دارد در پس دیوار محکمی فراهم آمده، از اخلاص در اعتراف به‌حق اهل‌بیت و تمسک به رشته ولایتشان با یقین به اینکه حق از آن ایشان و با ایشان و در ایشان و پابرجا به وجود آن بزرگواران است. دوست دارم کسانی که آن‌ها دوست دارند و برکنارم از آنان‌که ایشان دوری می‌گزینند، خدایا پس به حقشان مرا از گزند هرچه که از آن پروا دارم پناه ده، ای بزرگ، از خود دور ساختم دشمنان را به یاری پدیدآورنده آسمان‌ها و زمین، همان‌طور که قرآن می‌فرماید: در برابر و پشت سرشان سدی قرار دادیم پس دیدگان آن‌ها را پوشاندیم، ازاین‌رو هرگز نمی‌بینند.
و این دعایى است که هر صبح و شام خوانده می‌شود.

و نیز دعایی است که امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) درشب هجرت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) وقتی در جای آن حضرت خوابید خواند؛
و در کتاب «تهذیب» روایت شده: هرکس بعد از نماز صبح «ده مرتبه» بگوید:
سُبْحَانَ اللّٰهِ الْعَظِيمِ وَبِحَمْدِهِ وَلَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلّا باللّٰهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ.
پاک و منزه است خداى بزرگ و سپاس از آن اوست و هیچ نیرو و توانى نیست جز آنکه به خداى بلندمرتبه باعظمت وابسته است.
خداوند او را از کوری و دیوانگی و جذام و فقر و ماندن زیر آوار و تباهی عقل به هنگام پیری در امان قرار می‌دهد.

و شیخ کلینی از امام صادق(علیه‌السلام) روایت نموده است: که هرکس پس از نماز صبح و نماز مغرب «هفت مرتبه» بگوید:
بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ ، لَاحَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلّا بِاللّٰهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ.
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانی‌اش همیشگى است، هیچ نیرو و توانى نیست مگر آنکه به خداى بلندمرتبه و باعظمت وابسته است.
خدا (تبارک‌وتعالی) هفتاد نوع از انواع بلاها را که آسان‌ترین آن‌ها ریح (بیماری ورم معده) و پیسی (نوعی بیماری پوستی) و دیوانگی است از او برطرف سازد و اگر شقی باشد نامش از دفتر اشقیا محو و در دیوان سعادتمندان ثبت می‌شود؛

و نیز از آن حضرت نقل کرده که برای امور دنیا و آخرت و رفع درد چشم، پس از نماز صبح و مغرب این دعا را بخوانند:
اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ عَلَيْكَ ، صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ ، واجْعَلِ النُّورَ فِى بَصَرِى ، وَالْبَصِيرَةَ فِى دِينِى ، وَالْيَقِينَ فِى قَلْبِى ، وَالْإِخْلاصَ فِى عَمَلِى ، وَالسَّلامَةَ فِى نَفْسِى ، وَالسَّعَةَ فِى رِزْقِى ، وَالشُّكْرَ لَكَ أَبَداً مَا أَبْقَيْتَنِى.
خدایا! به‌حق محمد و خاندان محمد بر تو، درود فرست بر محمد و خاندان محمد و قرار بده در دیده‌ام نور و در دینم بصیرت و در قلبم یقین و در عملم اخلاص و در جانم سلامت و در روزیم فراوانی و سپاس جاودان خویش را مادام که زنده‌ام نصیبم ساز.

شیخ ابن فَهد در کتاب «عدّة الدّاعی» از امام رضا(علیه‌السلام) روایت کرده: هرکس پس از نماز صبح این کلمات را ادا کند حاجتی نخواهد مگر آنکه برایش فراهم شود و خداوند آنچه برای او اهمیت دارد برایش آماده سازد و آن سخن این است:
بِسْمِ اللّٰهِ وَصَلَّى اللّٰهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ ، ﴿وَأُفَوِّضُ أَمْرِى إِلَى اللّٰهِ إِنَّ اللّٰهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ ، فَوَقَاهُ اللّٰهُ سَيِّئاتِ مَا مَكَرُوا، ﴿لَاإِلٰهَ إِلّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّى كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ ، فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَكَذَلِكَ نُنْجِى الْمُؤْمِنِينَ . ﴿حَسْبُنَا اللّٰهُ وَنِعْمَ الْوَكيلُ ، فَانْقَلَبُوا بِنِعْمةٍ مِنَ اللّٰهِ وَفَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ ، مَا شَاءَ اللّٰهُ لَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلّا بِاللّٰهِ ، مَا شَاءَ اللّٰهُ لَامَا شَاءَ النَّاسُ؛
به نام خدا، درود خدا بر محمد و خاندانش، کارهایم را تنها به خدا واگذار می‌کنم چه خدا به حال بندگان خویش آگاه است، پس خدا او را از نیرنگ آن‌ها نگاه داشت، معبودی جز تو نیست، پاک و منزهی، همانا من از ستمکاران بودم، پس به درخواست او (یونس) پاسخ گفتیم و او را از غم رهانیدیم و بدین‌سان مؤمنان را رهایی می‌بخشیم، خدا ما را بس است و نیکو وکیلی است، پس همراه با نعمت و فضل خدا و درحالی‌که هیچ آسیبی به آن‌ها نرسیده بود بازگشتند. آنچه خدا بخواهد همان می‌شود، هیچ نیرو و توانی نیست جز آنکه به خدا متکی است. آنچه خدا بخواهد آن می‌شود نه آنچه مردمان بخواهند؛
مَا شَاءَ اللّٰهُ وَإِنْ كَرِهَ النَّاسُ ، حَسْبِىَ الرَّبُّ مِنَ الْمَرْبُوبِينَ ، حَسْبِىَ الْخالِقُ مِنَ الْمَخْلُوقِينَ ، حَسْبِىَ الرَّازِقُ مِنَ الْمَرْزُوقِينَ ، حَسْبِىَ اللّٰهُ رَبُّ الْعالَمِينَ ، حَسْبِى مَنْ هُوَ حَسْبِى ، حَسْبِى مَنْ لَمْ يَزَلْ حَسْبِى ، حَسْبِى مَنْ كَانَ مُذْ كُنْتُ لَمْ يَزَلْ حَسْبِى ، حَسْبِىَ اللّٰهُ ، لَاإِلٰهَ إِلّا هُوَ ، عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ ، وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ.
آنچه خدا بخواهد خواهد شد گرچه مردمان خوش ندارند، پروردگار از یاری پروردگان، آفریدگار از کمک آفریده‌ها، روزی دهنده از لطف روزی‌خواران، خدای یکتا پروردگار جهانیان کفایتم می‌کند، مرا بس است آن‌که به‌حقیقت مرا بس است، مرا بس است آن‌که همواره مرا بس است، مرا بس است آن‌که همواره از آنگاه‌که بوده‌ام مرا بس بوده است، مرا بس است خدایی که معبودی جز او نیست، بر او توکل نمودم و اوست پروردگار عرش بزرگ.

مؤلف گوید: شیخ ما ثقة الاسلام نوری(نُوَّرَاللهُ‌مرقَدَهُ) در کتاب «دارالسلام» از شیخ خود مرحوم خلد مقام، عالم ربانی، جناب حاج ملاّ فتحعلی سلطان‌آبادی نقل فرموده است: که فاضل مقدس آخوند ملاّ محمّد صادق عراقی درنهایت سختی و پریشانی و بدحالی بود و به‌هیچ‌وجه در کارش گشایشی فراهم نمی‌آمد تا آنکه شبی در خواب دید که در یک وادی خیمه بزرگی با گنبدی برپاست، پرسید این خیمه از کیست؟

گفتند: از کهف حصین [دژمحکم] و غیاث مضطر مستکین [یاریگر بیچاره درمانده] امام قائم حضرت مهدی و امام منتظر مرضی (عجلّ الله فَرَجَهُ) می‌باشد. پس با شتاب خدمت آن حضرت شرفیاب شد و سختی حال خود را به آن جناب عرضه داشت و از آن بزرگوار دعایی برای گشایش کار و رفع غم خویش خواست.

امام عصر او را به سیدی از اولاد خود ارجاع نمود و به او و خیمه‌اش اشاره فرمود. آخوند از خدمت حضرت مرخص شده و به خیمه‌ای که حضرت به آن اشاره فرموده بود رفت. دید که سید سند و حبر معتمد [دانشمند مورد اطمینان] عالم امجد مؤید، جناب آقا سید محمّد سلطان‌آبادی است که در آن خیمه روی سجّاده نشسته، مشغول دعا و قرائت است.

آخوند به محضر سید سلام کرد و حکایت حال خود را برای او بازگفت. سید او را برای گشایش کار و فراخی روزی دعایی تعلیم کرد. پس از بیدار شدن از خواب درحالی‌که آن دعا در خاطر او بود قصد خانه سید کرد باآنکه آخوند پیش‌ازاین خواب با سید به دلیلی که بیان نمی‌کرد رابطه خوبی نداشت و او را ترک گفته بود.

چون به خدمت سید رسید او را به همان صورت که در خواب دیده بود مشاهده کرد که در مصلّایش نشسته، مشغول ذکر و استغفار است، به سید سلام کرد، سید جواب سلامش را داد و لبخندی زد، چنان‌که گویا از داستان آگاه باشد!
پس آخوند از سید برای گشایش امر خود دعایی خواست. سید همان دعایی را که در خواب به او آموخته بود تعلیم کرد، آخوند مشغول به آن دعا شد و در اندک مدتی دنیا از هرسو به او روی آورد و از سختی و تنگدستی بیرون آمد.

مرحوم حاج ملاّ فتحعلی از سید به مدح شایسته‌ای تعریف می‌کرد و چندی به زیارتش نائل شده و زمانی چند هم شاگردی او را نموده بود. سید در خواب‌وبیداری به آخوند سه چیز را تعلیم نموده بود:

اوّل: آنکه پس از فجر دست بر سینه گذارد و هفتاد مرتبه
«یا فَتّاح»
[ای گشاینده مشکلات] گوید.

دوّم: آنکه به خواندن این دعا که در کتاب کافی است مداومت نماید. دعایی که حضرت رسول(صلی‌الله‌علیه‌وآله) به فردی از صحابه خویش که به ناخوشی و پریشانی مبتلا بود تعلیم داد و از برکت خواندن این دعا ناخوشی و پریشانی در اندک زمانی از او برطرف گشت:
لَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلّا بِاللّٰهِ ، تَوَكَّلْتُ عَلَى الْحَيِّ الَّذِي لَايَمُوتُ ، وَالْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِى لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً ، ولَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِى الْمُلْكِ ، وَلَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ وَكَبِّرْهُ تَكْبِيراً.
هیچ نیرو و توانی نیست مگر آنکه به خدا متکی است، توکل دارم بر زنده جاودانی که هرگز نمی‌میرد و سپاس خدای را که فرزندی نگرفته و او را در فرمانروایی انبازی نیست و نیست برای او سرپرستی از خوار و ناتوانی و او را آن‌چنان‌که شاید بزرگ شمار.

سوّم: آنکه به دنبال نمازهاى صبح دعایى را که از شیخ بزرگوار ابن فهد روایت شده، بخواند.
این اوراد و اذکار را باید غنیمت شمرد و به خواندن آن‌ها اهتمام داشت و از فوائدش غفلت نکرد.

و بدان که سجده شکر بعد از نمازها مستحب مؤکد است و دعاها و اذکار بسیارى در آن حال واردشده است.
از حضرت رضا (علیه‌السّلام) روایت شده: که اگر خواهى در سجده شکر «صد مرتبه»
«شُکراً شُکراً»
بگو و اگر خواهى «صد مرتبه»
«عَفْوَاً عَفْوَاً»

و نیز از آن حضرت نقل شده: کمترین ذکرى که در این سجده گویند، آن است که «سه مرتبه» بگویند:
«شُکْرَاً لِلّه»
.


مطلب قبلی تعقیب نماز عشاء به نقل از کتاب مصباح المتهجد
حکایت نافعه برای گشایش کار مطلب بعدی

پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز