فارسی
يكشنبه 05 خرداد 1398 - الاحد 20 رمضان 1440

تلقین میت

مطلب قبلی دعا برای میت

مؤلف گوید: غیر از زمان احتضار در دوجا براى میّت خواندن تلقین مستحبّ است: یکى زمانى که او را در قبر مى گذارند، و بهتر آن است با دست راست دوش راست، و با دست چپ دوش چپ او را بگیرند، و وى را حرکت دهند و تلقین کنند.
و دیگر زمانى که از دفن او فارغ شدند، پس از آن که مردم رفتند، مستحبّ است ولىّ میّت یعنی نزدیک ترین خویشان او نزد سر میّت بنشیند، و به صداى بلند به او تلقین کند، و خوب است دو کف دستش را روى قبر گذارد، و دهان را نزدیک قبر ببرد، و اگر دیگرى را هم نایب کند خوب است.
و در اخبار وارد شده: چون میّت را این گونه تلقین کنند منکر به نکیر گوید: بیا برویم تلقین حجّتش کردند احتیاج به پرسیدن نیست، پس باز مى گردند و دیگر سؤال نمى کنند.
علاّمه مجلسى رحمه اللّه فرموده: اگر تلقین کننده به این صورت بگوید جامع تر است:
اِسْمَعْ اِفْهَمْ يا فُلانَ بْنَ فُلانٍ
بشنو، بفهم اى فلان بن فلان
نام او و پدرش را بگوید:
هَلْ اَنْتَ عَلَى الْعَهْدِ الَّذى فارَقْتَنا عَلَيْهِ مِنْ شَهادَةِ اَنْ لا اِلهَ اِلّا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ، وَ اَنَّ مُحَمَّداً صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ عَبْدُهُ وَ رسُولُهُ، وَ سَيِّدُ النَبِّييّنَ وَ خاتَمُ الْمُرْسَلينَ، وَ اَنَّ عَلِيّاً اَميرُ الْمُؤْمِنينَ وَ سَيّدُ الْوَصِيّينَ، وَ اِمامٌ افْتَرَضَ اللَّهُ طاعَتَهُ عَلَى الْعالَمينَ، وَ اَنَّ الْحَسَنَ وَالْحُسَيْنَ وَ عَلِىَّ بْنَ الْحُسَيْنِ وَ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ وَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ وَ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ وَ عَلِىَّ بْنَ مُوسى وَ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ وَ عَلِىَّ بْنَ مُحَمَّدٍ وَالْحَسَنَ بْنَ عَلِىٍّ وَالقآئِمَ الْحُجَّةَ الْمَهْدِىَّ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ اَئِمَّةُ الْمُؤْمِنينَ، وَ حُجَجُ اللَّهِ عَلَى الْخَلْقِ اَجْمَعينَ، وَ اَئِمَّتُكَ اَئِمَّةُ هُدَىً اَبْرارٌ،
ای فلان بن فلان آیا بر آن پیمانی که از ما بر پایه آن جدا شدی می باشی، از گواهی بر اینکه معبودی جز خدا نیست، یگانه و بی شریک است، و اینکه محمّد (درود خدا بر او و خاندانش) بنده و فرستاده اوست، و سرور پیامبران و خاتم رسولان است، و اینکه علی امیر مؤمنان است و آقای جانشینان، و امامی که خدا اطاعتش را بر جهانیان واجب کرده، و اینکه حسن و حسین، و علی بن الحسین، و محمّد بن علی، و جعفر بن محمّد، و موسی بن جعفر، و علی بن موسی، و محمّد بن علی، و علی بن محمّد، و حسن بن علی، و قائم حجت مهدی (درودهای خدا بر ایشان) امامان مؤمنان، و حجّت های خدا بر همه آفریدگان اند، و امامانت امامان هدایت و نیکانند.
يا فُلانَ بْنَ فُلانٍ اِذا اَتاكَ الْمَلَكانِ الْمُقَرَّبانِ رَسُولَيْنِ مِنْ عِنْدِاللَّهِ تَبارَكَ وَ تعالى وَ سَئَلاكَ عَنْ رَبِّكَ وَ عَنْ نَبِيِّكَ وَ عَنْ دينِكَ وَ عَنْ كِتابِكَ وَ عَنْ قِبْلَتِكَ وَ عَنْ اَئِمَّتِكَ فَلا تَخَفْ، وَ قُلْ فى جَوابِهِما: اَللَّهُ جَلَّ جَلالُهُ رَبّى، وَ مُحَمَّدٌ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ نَبِيىّ، وَ الْاِسْلامُ دينى، وَ الْقُرْآنُ كِتابى، وَ الْكَعْبَهُ قِبْلَتى، وَ اَميرُالْمُؤْمِنينَ عَلِىُّ بْنُ اَبيطالِبٍ اِمامى، وَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِي الْمُجْتَبى اِمامى، وَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِي الشَّهيدُ بِكَرْبَلاءَ اِمامى، وَ عَلِىٌ زَيْنُ الْعابِدينَ اِمامى، وَ مُحَمَّدٌ باقِرُ عِلْمِ النَّبِيّينَ اِمامى، وَ جَعْفَرٌ الصّادِقُ اِمامى، وَ مُوسَى الْكاظِمُ اِمامى، وَ عَلىٌ الرِّضا اِمامى، وَ مُحَمَّدٌ الْجَوادُ اِمامى، وَ عَلِىٌ الْهادى اِمامى، وَ الْحَسَنُ الْعَسْكَرىُّ اِمامى، وَ الْحُجَّةُ الْمُنْتَظَرُ اِمامى، هؤُلاءِ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ اَجْمَعينَ اَئِمَّتى وَ سادَتى وَ قادَتى وَ شُفَعآئى، بِهِمْ اَتَوَلّى، وَ مِنْ اَعْدآئِهِمْ اَتَبَرَّءُ فِى الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ،
ای فلان بن فلان، هنگامی که دو فرشته مقرّب، و دو فرستاده خدای تبارک و تعالی نزد تو آیند، و از پروردگارت و پیامبرت و دینت و کتابت و قبله ات و امامانت از تو سؤال کنند نترس، و در جواب آن ها بگو: خدا جلّ جلاله پروردگارم و محمّد (درود خدا بر او و خاندانش) پیامبرم و اسلام دینم و قرآن کتابم و کعبه قبله ام و امیرمؤمنان علی بن ابی طالب امامم، و حسن بن علی مجتبی امامم، و حسین بن علی شهید در کربلا امامم، و علی زین العابدین امامم، و محمّد شکافندة دانش پیامبران امامم، و جعفر صادق امامم، و موسی الکاظم امامم، و علی الرضا امامم، و محمد جواد امامم، و علی هادی امامم، و حسن عسکری امامم، و حجّت منتظر امامم می باشند، اینان که درودهای خدا بر همگی آنان باد امامان من و آقایانم و پیشروانم و شفیعان من هستند، با آنان دوستی می کنم و از دشمنانشان در دنیا و آخرت بیزاری می جویم،
ثُمَّ اعْلَمْ يا فُلانَ بْنَ فُلانٍ اَنَّ اللَّهَ تَبارَكَ وَ تَعالى نِعْمَ الرَّبُّ، وَ اَنَّ مُحَمَّداً صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَ آلِهِ نِعْمَ الرَّسُولُ، وَ اَنَّ اَميرَ الْمُؤْمِنينَ عَلِىَّ بْنَ اَبى طالِبٍ وَ اَوْلادَهُ الْائِمَّةَ الْاَحَدَ عَشَرَ نِعْمَ الْاَئِمَّةُ، وَ اَنَّ ما جآءَ بِهِ مُحَمَّدٌ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ حَقُّ، وَ اَنَّ الْمَوْتَ حَقُّ، وَ سُؤالَ مُنْكَرٍ وَ نَكيرٍ فِى الْقَبْرِ حَقُّ، وَ الْبَعْثَ حَقُّ، وَ النُّشُورَ حَقُّ، وَ الصِّراطَ حَقُّ، وَ الْميزانَ حَقُّ، وَ تَطائُرَ الْكُتُبِ حَقُّ، وَ الْجَنَّةَ حَقُّ، وَ النّارَ حَقُّ، وَ اَنَّ السّاعَةَ آتِيَةٌ لارَيْبَ فيها، وَ اَنَّ اللَّهَ يَبْعَثُ مَنْ فِى الْقُبُورِ،
سپس بدان ای فلان بن فلان به درستی که خدای تبارک و تعالی نیکو پروردگاری است، و محمّد (درود خدا بر او و خاندانش) نیکو رسولی است، و امیرمؤمنان علی بن ابی طالب، و فرزندانش یازده امام نیکو امامانی هستند، و آنچه را محمّد (درود خدا بر او و خاندانش) آورده حق است، و مرگ حق است، و سؤال نکیرو منکر در قبر حق است، و بعث و نشر حق است، و صراط و میزان و پراکنی نامه اعمال حق است، و بهشت و دوزخ حق است، و قیامت آمدنی است، شکی در آن نیست، و خدا هرکه را در گورها هستند برانگیزد.
آنگاه بگوید :
اَفَهِمْتَ يا فُلانُ
اى فلان آیا فهمیدى؟
در حدیث آمده: میّت در جواب مى گوید: آرى فهمیدم، سپس بگوید:
ثَبَّتَكَ اللَّهُ بِالْقَوْلِ الثّابِتِ، هَداكَ اللَّهُ اِلى صِراطٍ مُسْتَقيمٍ، عَرَّفَ اللَّهُ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ اَوْلِيائِكَ فى مُسْتَقرٍّ مِنْ رَحْمَتِهِ.
خدا بر گفتار ثابت، ثابت قدمت بدارد، به راه استوار هدایتت کند، بین تو و اولیائش در قرارگاهى از رحمتش آشنایى برقرار کند.
سپس بگوید:
اَللهُمَّ جافِ الْاَرْضَ عَنْ جَنْبَيْهِ، وَاصْعَدْ بِرُوحِهِ اِلَيْكَ، وَلَقِّهِ مِنْكَ بُرْهاناً، اَللهُمَّ عَفْوَكَ عَفْوَكَ
خدایا زمین را از دو پهلویش خالى گذار، و روانش را به سویت بالا ببر، و از جانب خود حجّت را تلقین او فرما، خدایا ببخش و درگذر،
این رساله را به کلمه شریفه «عفو» پایان دادم، و رجاى واثق دارم که عفو الهى شامل حال این روسیاه و همه کسانى که به این رساله عمل مى کنند شود.
و كان ذلك فى آخر يوم الجمعة التّاسع عشر من شهر محرّم الحرام سنة 1345 الف و ثلثمائة و خمس و اربعين فى جوار امامنا المسموم مولينا الغريب المظلوم ابى الحسن علىّ بن موسى الرِّضا عليه و على آبائه السّلام من الحىّ القيّوم و الحمدللّه اوّلاً و آخراً، وَ صَلَّى اللَّهُ عَلى مُحمّد و آلهِ، كتبه بيمناه الوازرة عبّاس بن محمّد رضا القمىّ عفى عنهما.
و پایان این کتاب در آخر روز جمعه، نوزدهم محرم، سال هزار و سیصد و چهل و پنج قمرى بوده است، در جوار امام مسموم، مولاى غریب و مظلوم ما، ابى الحسن علىّ بن موسى الرضا (که بر او و پدرانش سلام از سوى خداى زنده پاینده) ، و ستایش خداى را در آغاز و انجام، و [درود خدا بر محمّد و خاندانش باد] آن را عباس فرزند محمّد رضا قمى که خدا هر دو را عفو کند نگاشت

مطلب قبلی دعا برای میت