فارسی
پنجشنبه 24 آبان 1397 - الخميس 7 ربيع الاول 1440

دعای ندبه

انتخاب مداح
زيارت ديگر: زيارتى است كه سيّد ابن طاوس نقل كرده، و فرموده: زائر دو ركعت نماز بخواند، و پس از آن بگويد: «سَلامُ اللّهِ الكاملِ التّامِّ الشّامل» تا آخر، و ما اين زيارت را در فصل هفتم از باب اول، به عنوان استغاثه به آن حضرت از كتاب «كلم طيّب» نقل كرديم، به آنجا رجوع شود.
مؤلّف گويد: سيّد ابن طاووس در كتاب «مصباح الزائر» فصلى در اعمال سَردابِ مقدّس آورده و در آن فصل شش زيارت نقل كرده، پس از آن فرموده: دعاى ندبه به اين فصل ملحق ميشود، و همچنين زيارتى كه هر روز، مولاى ما صاحب الامر پس از نماز صبح به آن زيارت ميشود، و آن زيارت هفتم حساب ميشود، و دعاى عهدى كه به خواندن آن در حال غيبت امر شده، و دعايى كه آن را وقتى كه ميخواهند از آن حرم شريف بازگردند بخوانند، آنگاه در كتاب خود به ذكر اين چهار عمل شروع كرده است، [چهار عمل عبارتند از: 1 - دعاى ندبه، 2 - زيارت پس از نماز صبح، 3 - دعاى عهد، 4 - دعاى هنگام خروج از حرم] .
ما هم در اين كتاب مبارك از آن بزرگوار پيروى كرده و آن چهار عمل را ذكر ميكنيم: عمل اول: دعاى ندبه است، مستحب است دعاى ندبه را در چهار عيد، يعنى فطر و قربان و غدير و روز جمعه بخوانند، و دعا اين است:
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ نَبِيِّهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ تَسْلِيماً.
اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ عَلَى مَا جَرَى بِهِ قَضَاؤُكَ فِي أَوْلِيَائِكَ الَّذِينَ اسْتَخْلَصْتَهُمْ لِنَفْسِكَ وَ دِينِكَ إِذِ اخْتَرْتَ لَهُمْ جَزِيلَ مَا عِنْدَكَ مِنَ النَّعِيمِ الْمُقِيمِ الَّذِي لا زَوَالَ لَهُ وَ لا اضْمِحْلالَ بَعْدَ أَنْ شَرَطْتَ عَلَيْهِمُ الزُّهْدَ فِي دَرَجَاتِ هَذِهِ الدُّنْيَا الدَّنِيَّةِ وَ زُخْرُفِهَا وَ زِبْرِجِهَا فَشَرَطُوا لَكَ ذَلِكَ وَ عَلِمْتَ مِنْهُمُ الْوَفَاءَ بِهِ فَقَبِلْتَهُمْ وَ قَرَّبْتَهُمْ وَ قَدَّمْتَ لَهُمُ الذِّكْرَ الْعَلِيَّ وَ الثَّنَاءَ الْجَلِيَّ وَ أَهْبَطْتَ عَلَيْهِمْ مَلائِكَتَكَ وَ كَرَّمْتَهُمْ بِوَحْيِكَ وَ رَفَدْتَهُمْ بِعِلْمِكَ
ستايش خاص خدا، پروردگار جهانيان است، و درود و سلام خدا، سلامي كامل، بر سرور ما محمد، پيامبرش و اهل بيت او.
خدايا تو را ستايش، بر آنچه به آن جاري شد قضاي تو درباره اوليايت، آنان كه تنها براي خود و دينت برگزيدي، آنگاه كه براي ايشان اختيار كردي، فراواني نعمت پابرجايي كه نزد توست، نعمتي كه تباهي و نابودي ندارد، پس از آنكه بي ميل بودن نسبت به رتبه هاي اين دنياي فرومايه، و زيب و زيورش را با آنان شرط نمودي، آنان هم آن شرط را از تو پذيرفتند، و تو هم وفا نمودن به آن را از جانب آنان دانستي، پس قبولشان كردي، و مقرّب درگاهشان نمودي، و براي آنان ياد والا، و ثناي روشن پيش آوردي، و فرشتگانت را بر آنها فرو فرستادي، و به وحي ات اكرامشان فرمودي، و به دانشت به آنان عطا كردي،
وَ جَعَلْتَهُمُ الذَّرِيعَةَ [الذَّرَائِعَ ] إِلَيْكَ وَ الْوَسِيلَةَ إِلَى رِضْوَانِكَ فَبَعْضٌ أَسْكَنْتَهُ جَنَّتَكَ إِلَى أَنْ أَخْرَجْتَهُ مِنْهَا وَ بَعْضٌ حَمَلْتَهُ فِي فُلْكِكَ وَ نَجَّيْتَهُ وَ [مَعَ ] مَنْ آمَنَ مَعَهُ مِنَ الْهَلَكَةِ بِرَحْمَتِكَ وَ بَعْضٌ اتَّخَذْتَهُ لِنَفْسِكَ خَلِيلا وَ سَأَلَكَ لِسَانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ فَأَجَبْتَهُ وَ جَعَلْتَ ذَلِكَ عَلِيّا وَ بَعْضٌ كَلَّمْتَهُ مِنْ شَجَرَةٍ تَكْلِيما وَ جَعَلْتَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ رِدْءا وَ وَزِيرا وَ بَعْضٌ أَوْلَدْتَهُ مِنْ غَيْرِ أَبٍ وَ آتَيْتَهُ الْبَيِّنَاتِ وَ أَيَّدْتَهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ وَ كُلٌّ [وَ كُلا] شَرَعْتَ لَهُ شَرِيعَةً
و ايشان را دست آويز به سويت و وسيله به جانب خشنودي ات قرار دادي، پس بعضي را در بهشت جاي دادي، تا آنكه از آنجا بيرونش آوردي، و بعضي را در كشتي خود حمل نمودي، و او را و هر كه همراه او ايمان آورده بود به رحمتت از هلاك شدن نجات دادي، و بعضي را براي خود دوست صميمي گرفتي، و از تو درخواست نام نيك، در ميان آيندگان كرد، و تو درخواست او را اجابت نمودي، و نامش را بلند آوازه كردي، و با بعضي از ميان درخت سخن گفتي، سخن گفتني خاص، و براي او برادرش را ياور و وزير قرار دادي، و بعضي را بدون پدر به وجود آوردي، و دلايل آشكار به او عنايت فرمودي و به روح القدس او را تأييد نمودي، و براي همه آنان شريعت مقرّر كردي،
وَ نَهَجْتَ لَهُ مِنْهَاجا وَ تَخَيَّرْتَ لَهُ أَوْصِيَاءَ [أَوْصِيَاءَهُ ] مُسْتَحْفِظا بَعْدَ مُسْتَحْفِظٍ [مُسْتَحْفَظا بَعْدَ مُسْتَحْفَظٍ] مِنْ مُدَّةٍ إِلَى مُدَّةٍ إِقَامَةً لِدِينِكَ وَ حُجَّةً عَلَى عِبَادِكَ وَ لِئَلا يَزُولَ الْحَقُّ عَنْ مَقَرِّهِ وَ يَغْلِبَ الْبَاطِلُ عَلَى أَهْلِهِ وَ لا [لِئَلا] يَقُولَ أَحَدٌ لَوْ لَا أَرْسَلْتَ إِلَيْنَا رَسُولاً مُنْذِرا وَ أَقَمْتَ لَنَا عَلَما هَادِيا فَنَتَّبِعَ آيَاتِكَ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَذِلَّ وَ نَخْزَى إِلَى أَنِ انْتَهَيْتَ بِالْأَمْرِ إِلَى حَبِيبِكَ وَ نَجِيبِكَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ،
و راه را روشن و واضح ساختي، و جانشيناني اختيار كردي، نگهباني پس از نگهبان، از زماني تا زماني ديگر، براي برپا داشتن دينت، و حجّتي بر بندگانت، براي اينكه حق از جايگاهش برداشته نشود، و باطل بر اهل حق پيروز نگردد، و احدي نگويد چه مي شد اگر براي ما پيامبري بيم دهنده مي فرستادي، و پرچم هدايت براي ما برپا مي نمودي تا بر اين اساس از آياتت پيروي مي كرديم، پيش از آنكه خوار و رسوا شويم، تا اينكه مقام رسالت و هدايت را به حبيب و برگزيده ات محمد (درود خدا بر او و خاندانش) رساندي،
فَكَانَ كَمَا انْتَجَبْتَهُ سَيِّدَ مَنْ خَلَقْتَهُ وَ صَفْوَةَ مَنِ اصْطَفَيْتَهُ وَ أَفْضَلَ مَنِ اجْتَبَيْتَهُ وَ أَكْرَمَ مَنِ اعْتَمَدْتَهُ قَدَّمْتَهُ عَلَى أَنْبِيَائِكَ وَ بَعَثْتَهُ إِلَى الثَّقَلَيْنِ مِنْ عِبَادِكَ وَ أَوْطَأْتَهُ مَشَارِقَكَ وَ مَغَارِبَكَ وَ سَخَّرْتَ لَهُ الْبُرَاقَ وَ عَرَجْتَ بِرُوحِهِ [بِهِ ] إِلَى سَمَائِكَ وَ أَوْدَعْتَهُ عِلْمَ مَا كَانَ وَ مَا يَكُونُ إِلَى انْقِضَاءِ خَلْقِكَ ثُمَّ نَصَرْتَهُ بِالرُّعْبِ وَ حَفَفْتَهُ بِجَبْرَئِيلَ وَ مِيكَائِيلَ وَ الْمُسَوِّمِينَ مِنْ مَلائِكَتِكَ وَ وَعَدْتَهُ أَنْ تُظْهِرَ دِينَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ وَ ذَلِكَ بَعْدَ أَنْ بَوَّأْتَهُ مُبَوَّأَ صِدْقٍ مِنْ أَهْلِهِ
پس بود همانگونه كه او را برگزيدي، سرور مخلوقاتت، و برگزيده برگزيدگانت، و برترين انتخاب شدگانت، و گرامي ترين معتمدانت، او را بر پيامبرانت مقدم نمودي، و بر جنّ و انس از بندگانت برانگيختي و مشرقها و مغربهايت را زير پايش گذاردي، و براق را برايش مسخّر ساختي، و آن شخصيت بزرگ را به آسمانت بالا بردي، و دانش آنچه بوده، و خواهد بود تا سپري شدن آفرينشت به او سپردي، سپس او را با فرو انداختن هراس در دل دشمن ياري دادي، و او را به جبرائيل و ميكائيل و نشان داران از فرشتگانت احاطه كردي، و به او وعده دادي كه دينش را بر همه دينها پيروز گرداني گرچه مشركان را خوش نيايد، و اين كار پس از آن بود كه در جايگاه راستي از اهلش جايش دادي،
وَ جَعَلْتَ لَهُ وَ لَهُمْ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ ، لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكا وَ هُدًى لِلْعَالَمِينَ فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَ مَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنا وَ قُلْتَ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرا ثُمَّ جَعَلْتَ أَجْرَ مُحَمَّدٍ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ مَوَدَّتَهُمْ فِي كِتَابِكَ فَقُلْتَ قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى وَ قُلْتَ مَا سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ وَ قُلْتَ مَا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلّا مَنْ شَاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلا
و قرار دادي براي او و ايشان نخستين خانه اي كه براي مردم بنا شد، كه در مكه است، خانه بابركت، و مايه راهنمايي براي جهانيان، در آن خانه نشانه هاي آشكاري است، مقام ابراهيم، و هركه وارد آن شد، در امان بود، و در حق آنان فرمودي: جز اين نيست كه خدا اراده فرموده، پليدي را از شما خانواده ببرد، و شما را پاك گرداند، پاك كردني شايسته، سپس پاداش محمد را در قرآنت مودّت اهل بيت او قرار دادي، و فرمودي بگو من از شما براي رسالت پاداشي جز مودّت نزديكانم نمي خواهم، و فرمودي: آنچه به عنوان پاداش از شما خواستم، آن هم به سود شماست، و فرمودي: من از شما براي رسالت، پاداشي نمي خواهم جز كسي كه بخواهد راهي به جانب پروردگارش بگيرد،
فَكَانُوا هُمُ السَّبِيلَ إِلَيْكَ ، وَ الْمَسْلَكَ إِلَى رِضْوَانِكَ فَلَمَّا انْقَضَتْ أَيَّامُهُ أَقَامَ وَلِيَّهُ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِمَا وَ آلِهِمَا هَادِيا إِذْ كَانَ هُوَ الْمُنْذِرَ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ فَقَالَ وَ الْمَلَأُ أَمَامَهُ مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ وَ قَالَ مَنْ كُنْتُ أَنَا نَبِيَّهُ فَعَلِيٌّ أَمِيرُهُ وَ قَالَ أَنَا وَ عَلِيٌّ مِنْ شَجَرَةٍ وَاحِدَةٍ وَ سَائِرُ النَّاسِ مِنْ شَجَرٍ شَتَّى وَ أَحَلَّهُ مَحَلَّ هَارُونَ مِنْ مُوسَى فَقَالَ لَهُ أَنْتَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلّا أَنَّهُ لا نَبِيَّ بَعْدِي وَ زَوَّجَهُ ابْنَتَهُ سَيِّدَةَ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ وَ أَحَلَّ لَهُ مِنْ مَسْجِدِهِ مَا حَلَّ لَهُ وَ سَدَّ الْأَبْوَابَ إِلا بَابَهُ ثُمَّ أَوْدَعَهُ عِلْمَهُ وَ حِكْمَتَهُ فَقَالَ:
پس آنان راه به سوي تو بودند، و راه به حريم خشنودي ات، آنگاه كه روزگار آن حضرت سپري شد، نماينده اش علي بن ابيطالب (درود تو بر آن دو و خاندانشان باد) را، براي راهنمايي برگماشت، چرا كه او بيم دهنده، و براي هر قومي راهنما بود، پس درحالي كه انبوهي از مردم در برابرش بودند فرمود: هركه من سرپرست او بودم، پس علي سرپرست اوست، خدايا دوست بدار كسي كه علي را دوست دارد، و دشمن بدار كسي را كه دشمن علي است، و ياري كن هركه او را ياري كند، و خوار كن هركه او را وا گذارد، و فرمود: هر كه من پيامبرش بودم، پس علي فرمانرواي اوست، و فرمود: من و علي از يك درخت هستيم، و ساير مردم از درختهاي گوناگونند، و جايگاه او را نسبت به خود همچون جايگاه هارون به موسي قرار داد، و به او فرمود: تو نسبت به من به منزله هارون نسبت به موسايي، جز اينكه پس از من پيامبري نيست، و دخترش سرور بانوان جهانيان را به همسري او در آورد، و از مسجدش براي او حلال كرد، آنچه را براي خودش حلال بود، و همه درهايي را كه به مسجد باز مي شد بست مگر در خانه او را، آنگاه علم و حكمتش را به او سپرد، و فرمود:
أَنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِيٌّ بَابُهَا فَمَنْ أَرَادَ الْمَدِينَةَ وَ الْحِكْمَةَ فَلْيَأْتِهَا مِنْ بَابِهَا ثُمَّ قَالَ أَنْتَ أَخِي وَ وَصِيِّي وَ وَارِثِي لَحْمُكَ مِنْ لَحْمِي وَ دَمُكَ مِنْ دَمِي وَ سِلْمُكَ سِلْمِي وَ حَرْبُكَ حَرْبِي وَ الْإِيمَانُ مُخَالِطٌ لَحْمَكَ وَ دَمَكَ كَمَا خَالَطَ لَحْمِي وَ دَمِي وَ أَنْتَ غَدا عَلَى الْحَوْضِ خَلِيفَتِي وَ أَنْتَ تَقْضِي دَيْنِي وَ تُنْجِزُ عِدَاتِي وَ شِيعَتُكَ عَلَى مَنَابِرَ مِنْ نُورٍ مُبْيَضَّةً وُجُوهُهُمْ حَوْلِي فِي الْجَنَّةِ وَ هُمْ جِيرَانِي وَ لَوْ لا أَنْتَ يَا عَلِيُّ لَمْ يُعْرَفِ الْمُؤْمِنُونَ بَعْدِي وَ كَانَ بَعْدَهُ هُدًى مِنَ الضَّلالِ وَ نُورا مِنَ الْعَمَى وَ حَبْلَ اللَّهِ الْمَتِينَ وَ صِرَاطَهُ الْمُسْتَقِيمَ،
من شهر علمم و علي در آن شهر است، پس هر كه اراده شهر علم و حكمت كند، بايد از در آن وارد شود، سپس فرمود: تو برادر و جانشين و وارث مني، گوشتت از گوشت من، و خونت از خون من، و آشتي با تو، آشتي با من، و جنگ با تو، جنگ با من است، و ايمان با گوشت و خونت آميخته شده، چنان كه با گوشت و خون من درآميخته و تو فرداي قيامت كنار حوض كوثر جانشين مني، و تو قرضم را مي پردازي، و به وعده هاي من وفا مي كني، و شيعيان تو بر منبرهايي از نورند، درحالي كه رويشان سپيد، و در بهشت پيرامون من، و همسايگان منند، و اگر تواي علي نبودي، اهل ايمان پس از من شناخته نمي شدند، و آن حضرت پس از پيامبر، مايه هدايت از گمراهي، و نور از نابينايي و ريسمان استوار خدا و راه راست او بود،
لا يُسْبَقُ بِقَرَابَةٍ فِي رَحِمٍ وَ لا بِسَابِقَةٍ فِي دِينٍ وَ لا يُلْحَقُ فِي مَنْقَبَةٍ مِنْ مَنَاقِبِهِ يَحْذُو حَذْوَ الرَّسُولِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِمَا وَ آلِهِمَا وَ يُقَاتِلُ عَلَى التَّأْوِيلِ وَ لا تَأْخُذُهُ فِي اللَّهِ لَوْمَةُ لائِمٍ قَدْ وَتَرَ فِيهِ صَنَادِيدَ الْعَرَبِ وَ قَتَلَ أَبْطَالَهُمْ وَ نَاوَشَ [نَاهَشَ ] ذُؤْبَانَهُمْ فَأَوْدَعَ قُلُوبَهُمْ أَحْقَادا بَدْرِيَّةً وَ خَيْبَرِيَّةً وَ حُنَيْنِيَّةً وَ غَيْرَهُنَّ فَأَضَبَّتْ [فَأَصَنَّتْ ] [فَأَصَنَ ] عَلَى عَدَاوَتِهِ وَ أَكَبَّتْ عَلَى مُنَابَذَتِهِ حَتَّى قَتَلَ النَّاكِثِينَ وَ الْقَاسِطِينَ وَ الْمَارِقِينَ وَ لَمَّا قَضَى نَحْبَهُ وَ قَتَلَهُ أَشْقَى [الْأَشْقِيَاءِ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ ] الْآخِرِينَ يَتْبَعُ أَشْقَى الْأَوَّلِينَ لَمْ يُمْتَثَلْ أَمْرُ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فِي الْهَادِينَ بَعْدَ الْهَادِينَ وَ الْأُمَّةُ مُصِرَّةٌ عَلَى مَقْتِهِ مُجْتَمِعَةٌ عَلَى قَطِيعَةِ رَحِمِهِ وَ إِقْصَاءِ وَلَدِهِ إِلا الْقَلِيلَ مِمَّنْ وَفَى لِرِعَايَةِ الْحَقِّ فِيهِمْ ،
با نزديكي اش در خويشاوندي به رسول خدا، كسي بر او پيشي نگرفت، و همچنين با سابقه اش در دين، كسي بر او مقدم نبود، و در فضيلتي از فضائل هيچكس به او نرسيد، كار پيامبر (درود خدا بر او و خاندانش) را پي گرفت، و براساس تأويل قرآن جنگ مي كرد، و درباره خدا سرزنش هيچ سرزنش كننده اي را به خود نمي گرفت، خون شجاعان عرب را، در راه خدا به زمين ريخت، و دلاورانشان را از دم تيغ گذراند و با گرگانشان در افتاد، پس به دلهايشان كينه سپرد، كينه جنگ بدر و خيبر و حنين و غير آنها را، پس دشمني او را در نهاد خود جا دادند و به جنگ با او رو آوردند، تا پيمان شكنان و جفا پيشگان و خارج شدگان از دايره دين را كشت، و هنگامي كه درگذشت و او را بدبخت ترين پسينيان، كه از بدبخت ترين پيشينيان تبعيت كرد، به قتل رساند، دستور رسول خدا (درود خدا بر او و خاندانش) در باره هدايت كنندگان، از پس هدايت كنندگان [امامان بعد از پيامبر] اطاعت نشد، و امّت بر دشمني نسبت به آن حضرت پافشاري كردند، و براي قطع رحم او، و تبعيد فرزندانش گرد آمدند، مگر اندكي از كساني كه براي رعايت حق درباره ايشان به پيمان پيامبر وفا كردند
فَقُتِلَ مَنْ قُتِلَ وَ سُبِيَ مَنْ سُبِيَ وَ أُقْصِيَ مَنْ أُقْصِيَ وَ جَرَى الْقَضَاءُ لَهُمْ بِمَا يُرْجَى لَهُ حُسْنُ الْمَثُوبَةِ إِذْ كَانَتِ الْأَرْضُ لِلَّهِ يُورِثُهَا مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَ الْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ وَ سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنْ كَانَ وَعْدُ رَبِّنَا لَمَفْعُولا وَ لَنْ يُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ فَعَلَى الْأَطَائِبِ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيٍّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِمَا وَ آلِهِمَا فَلْيَبْكِ الْبَاكُونَ وَ إِيَّاهُمْ فَلْيَنْدُبِ النَّادِبُونَ وَ لِمِثْلِهِمْ فَلْتُذْرَفِ [فَلْتَدُرَّ] الدُّمُوعُ وَ لْيَصْرُخِ الصَّارِخُونَ وَ يَضِجُّ [يَضِجَ ] الضَّاجُّونَ وَ يَعِجُّ [يَعِجَ ] الْعَاجُّونَ أَيْنَ الْحَسَنُ أَيْنَ الْحُسَيْنُ أَيْنَ أَبْنَاءُ الْحُسَيْنِ صَالِحٌ بَعْدَ صَالِحٍ وَ صَادِقٌ بَعْدَ صَادِقٍ أَيْنَ السَّبِيلُ بَعْدَ السَّبِيلِ ،
پس كشته شد آنكه كشته شد، و اسير گشت آنكه اسير گشت، و تبعيد شد آنكه تبعيد شد، و قضا بر آنان جاري شد به آنچه كه بر آن اميد پاداش نيك مي رود، زيرا زمين از خداست، آن را به هركه از بندگانش بخواهد به ارث مي دهد، و سرانجام از آنِ پرهيزگاران است و منزّه است پروردگار ما كه به يقين وعده پروردگارمان انجام شدني است، و خدا هرگز از وعده خويش تخلّف نمي كند و او نيرومند حكيم است، پس بر پاكيزگان از اهل بيت محمّد و علي (درود خدا بر ايشان و خاندانشان) ، بايد گريه كنندگان بگريند، و زاري كنندگان بر ايشان زاري كنند، و براي مانند آنان بايد اشكها روان شود، و فريادكنندگان فرياد زنند، و شيون كنندگان شيون كنند، و خروشندگان بخروشند، حسن كجاست؟ حسين كجاست؟ فرزندان حسين كجايند؟ شايسته اي پس از شايسته ديگر، راستگويي پس از راستگويي ديگر، راه از پس راه كجاست؟
أَيْنَ الْخِيَرَةُ بَعْدَ الْخِيَرَةِ أَيْنَ الشُّمُوسُ الطَّالِعَةُ أَيْنَ الْأَقْمَارُ الْمُنِيرَةُ أَيْنَ الْأَنْجُمُ الزَّاهِرَةُ أَيْنَ أَعْلامُ الدِّينِ وَ قَوَاعِدُ الْعِلْمِ أَيْنَ بَقِيَّةُ اللَّهِ الَّتِي لا تَخْلُو مِنَ الْعِتْرَةِ الْهَادِيَةِ أَيْنَ الْمُعَدُّ لِقَطْعِ دَابِرِ الظَّلَمَةِ أَيْنَ الْمُنْتَظَرُ لِإِقَامَةِ الْأَمْتِ وَ الْعِوَجِ أَيْنَ الْمُرْتَجَى لِإِزَالَةِ الْجَوْرِ وَ الْعُدْوَانِ أَيْنَ الْمُدَّخَرُ لِتَجْدِيدِ الْفَرَائِضِ وَ السُّنَنِ أَيْنَ الْمُتَخَيَّرُ [الْمُتَّخَذُ] لِإِعَادَةِ الْمِلَّةِ وَ الشَّرِيعَةِ أَيْنَ الْمُؤَمَّلُ لِإِحْيَاءِ الْكِتَابِ وَ حُدُودِهِ أَيْنَ مُحْيِي مَعَالِمِ الدِّينِ وَ أَهْلِهِ أَيْنَ قَاصِمُ شَوْكَةِ الْمُعْتَدِينَ أَيْنَ هَادِمُ أَبْنِيَةِ الشِّرْكِ وَ النِّفَاقِ أَيْنَ مُبِيدُ أَهْلِ الْفُسُوقِ وَ الْعِصْيَانِ وَ الطُّغْيَانِ أَيْنَ حَاصِدُ فُرُوعِ الْغَيِّ وَ الشِّقَاقِ [النِّفَاقِ ] ،
كجاست بهترين برگزيده بعد از بهترين برگزيده؟ كجايند خورشيدهاي تابان، كجايند ماههاي نورافشان، كجايند ستارگان فروزان، كجايند پرچمهاي دين، و پايه هاي دانش، كجاست آن باقيمانده خدا كه از عترت هدايتگر خالي نشود، كجاست آن مهيا گشته براي ريشه كن كردن ستمكاران، كجاست آن كه براي راست نمودن انحراف و كجي به انتظار اويند، كجاست آن اميد شده براي از بين بردن ستم و دشمني، كجاست آن ذخيره براي تجديد فريضه ها و سنّتها، كجاست آن برگزيده براي بازگرداندن دين و شريعت، كجاست آن آرزو شده براي زنده كردن قرآن و حدود آن، كجاست احياگر نشانه هاي دين و اهل دين، كجاست درهم شكننده شوكت متجاوزان، كجاست ويران كننده بناهاي شرك و دورويي، كجاست نابودكننده اهل فسق و عصيان و طغيان، كجاست دروكننده شاخه هاي گمراهي و شكاف اندازي،
أَيْنَ طَامِسُ آثَارِ الزَّيْغِ وَ الْأَهْوَاءِ أَيْنَ قَاطِعُ حَبَائِلِ الْكِذْبِ [الْكَذِبِ ] وَ الافْتِرَاءِ أَيْنَ مُبِيدُ الْعُتَاةِ وَ الْمَرَدَةِ أَيْنَ مُسْتَأْصِلُ أَهْلِ الْعِنَادِ وَ التَّضْلِيلِ وَ الْإِلْحَادِ أَيْنَ مُعِزُّ الْأَوْلِيَاءِ وَ مُذِلُّ الْأَعْدَاءِ أَيْنَ جَامِعُ الْكَلِمَةِ [الْكَلِمِ ] عَلَى التَّقْوَى أَيْنَ بَابُ اللَّهِ الَّذِي مِنْهُ يُؤْتَى أَيْنَ وَجْهُ اللَّهِ الَّذِي إِلَيْهِ يَتَوَجَّهُ الْأَوْلِيَاءُ أَيْنَ السَّبَبُ الْمُتَّصِلُ بَيْنَ الْأَرْضِ وَ السَّمَاءِ أَيْنَ صَاحِبُ يَوْمِ الْفَتْحِ وَ نَاشِرُ رَايَةِ الْهُدَى أَيْنَ مُؤَلِّفُ شَمْلِ الصَّلاحِ وَ الرِّضَا،
كجاست محوكننده آثار انحراف و هواهاي نفساني، كجاست قطع كننده دام هاي دروغ و بهتان، كجاست نابودكننده سركشان و سرپيچي كنندگان، كجاست ريشه كن كننده اهل لجاجت و گمراهي و بي ديني، كجاست عزّت بخش دوستان، و خواركننده دشمنان، كجاست گردآورنده سخن بر پايه تقوا، كجاست در راه خدا كه از آن آمده شود، كجاست جلوه خدا، كه دوستان به سويش روي آورند، كجاست آن وسيله پيوند بين زمين و آسمان، كجاست صاحب روز پيروزي، و گسترنده پرچم هدايت، كجاست گردآورنده پراكندگي صلاح و رضا،
أَيْنَ الطَّالِبُ بِذُحُولِ الْأَنْبِيَاءِ وَ أَبْنَاءِ الْأَنْبِيَاءِ أَيْنَ الطَّالِبُ [الْمُطَالِبُ ] بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِكَرْبَلاءَ أَيْنَ الْمَنْصُورُ عَلَى مَنِ اعْتَدَى عَلَيْهِ وَ افْتَرَى أَيْنَ الْمُضْطَرُّ الَّذِي يُجَابُ إِذَا دَعَا أَيْنَ صَدْرُ الْخَلائِقِ [الْخَلائِفِ ] ذُو الْبِرِّ وَ التَّقْوَى أَيْنَ ابْنُ النَّبِيِّ الْمُصْطَفَى وَ ابْنُ عَلِيٍّ الْمُرْتَضَى وَ ابْنُ خَدِيجَةَ الْغَرَّاءِ وَ ابْنُ فَاطِمَةَ الْكُبْرَى بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي وَ نَفْسِي لَكَ الْوِقَاءُ وَ الْحِمَى يَا ابْنَ السَّادَةِ الْمُقَرَّبِينَ يَا ابْنَ النُّجَبَاءِ الْأَكْرَمِينَ يَا ابْنَ الْهُدَاةِ الْمَهْدِيِّينَ [الْمُهْتَدِينَ ] يَا ابْنَ الْخِيَرَةِ الْمُهَذَّبِينَ يَا ابْنَ الْغَطَارِفَةِ الْأَنْجَبِينَ يَا ابْنَ الْأَطَائبِ الْمُطَهَّرِينَ [الْمُسْتَظْهَرِينَ ] يَا ابْنَ الْخَضَارِمَةِ الْمُنْتَجَبِينَ يَا ابْنَ الْقَمَاقِمَةِ الْأَكْرَمِينَ [الْأَكْبَرِينَ ] يَا ابْنَ الْبُدُورِ الْمُنِيرَةِ يَا ابْنَ السُّرُجِ الْمُضِيئَةِ يَا ابْنَ الشُّهُبِ الثَّاقِبَةِ يَا ابْنَ الْأَنْجُمِ الزَّاهِرَةِ،
كجاست خواهنده خون پيامبران و فرزندان پيامبران، كجاست خواهنده خون كشته در كربلا، كجاست آن پيروز شده بر هر كه به او ستم كرد و بهتان زد، كجاست آن مضطّري كه اجابت شود هنگامي كه دعا كند، كجاست سرسلسله مخلوقات، داراي نيكي و تقوا، كجاست فرزند پيامبر برگزيده، و فرزند علي مرتضي، و فرزند خديجه روشن جبين، و فرزند فاطمه كبري؟ ، پدر و مادر و جانم فدايت شود، برايت سپر و حصار باشم، اي فرزند سروران مقرّب، اي فرزند نجيبان گرامي، اي فرزند راهنمايان راه يافته، اي فرزند برگزيدگان پاكيزه، اي فرزند بزرگواران نجيب، اي فرزند پاكان پاكيزه، اي فرزند بزرگواران برگزيده، اي فرزند درياهاي بي كران بخشش گرامي تر، اي فرزند ماههاي نورافشان، اي فرزند چراغهاي تابان، اي فرزند ستارگان فروزان، اي فرزند اختران درخشان،
يَا ابْنَ السُّبُلِ الْوَاضِحَةِ يَا ابْنَ الْأَعْلامِ اللائِحَةِ يَا ابْنَ الْعُلُومِ الْكَامِلَةِ يَا ابْنَ السُّنَنِ الْمَشْهُورَةِ يَا ابْنَ الْمَعَالِمِ الْمَأْثُورَةِ يَا ابْنَ الْمُعْجِزَاتِ الْمَوْجُودَةِ يَا ابْنَ الدَّلائِلِ الْمَشْهُودَةِ [الْمَشْهُورَةِ] يَا ابْنَ الصِّرَاطِ الْمُسْتَقِيمِ يَا ابْنَ النَّبَإِ الْعَظِيمِ يَا ابْنَ مَنْ هُوَ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَى اللَّهِ عَلِيٌّ حَكِيمٌ يَا ابْنَ الْآيَاتِ وَ الْبَيِّنَاتِ يَا ابْنَ الدَّلائِلِ الظَّاهِرَاتِ يَا ابْنَ الْبَرَاهِينِ الْوَاضِحَاتِ الْبَاهِرَاتِ يَا ابْنَ الْحُجَجِ الْبَالِغَاتِ يَا ابْنَ النِّعَمِ السَّابِغَاتِ يَا ابْنَ طه وَ الْمُحْكَمَاتِ،
اي فرزند راههاي روشن، اي فرزند نشانه هاي آشكار، اي فرزند دانشهاي كامل، اي فرزند آيينهاي مشهور، اي فرزند نشانه هاي حفظ شده، اي معجزات موجود، اي فرزند دليلهاي محسوس، اي فرزند راه مستقيم، اي فرزند خبر بزرگ، اي فرزند كسي كه در امّ الكتاب، نزد خدا، والا و حكيم است، اي فرزند آيات و نشانه ها، اي فرزند دليلهاي آشكار، اي فرزند برهانهاي نمايان، اي فرزند حجّتهاي رسا، اي فرزند نعمتهاي كامل، اي فرزند طه و آيات محكم،
يَا ابْنَ يس وَ الذَّارِيَاتِ يَا ابْنَ الطُّورِ وَ الْعَادِيَاتِ يَا ابْنَ مَنْ دَنَا فَتَدَلَّى فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى دُنُوّا وَ اقْتِرَاباً مِنَ الْعَلِيِّ الْأَعْلَى لَيْتَ شِعْرِي أَيْنَ اسْتَقَرَّتْ بِكَ النَّوَى بَلْ أَيُّ أَرْضٍ تُقِلُّكَ أَوْ ثَرَى أَ بِرَضْوَى أَوْ غَيْرِهَا أَمْ ذِي طُوًى عَزِيزٌ عَلَيَّ أَنْ أَرَى الْخَلْقَ وَ لا تُرَى وَ لا أَسْمَعَ [أَسْمَعُ ] لَكَ حَسِيسا وَ لا نَجْوَى عَزِيزٌ عَلَيَّ أَنْ تُحِيطَ بِكَ دُونِيَ [لا تُحِيطَ بِي دُونَكَ ] الْبَلْوَى وَ لا يَنَالَكَ مِنِّي ضَجِيجٌ وَ لا شَكْوَى بِنَفْسِي أَنْتَ مِنْ مُغَيَّبٍ لَمْ يَخْلُ مِنَّا بِنَفْسِي أَنْتَ مِنْ نَازِحٍ مَا نَزَحَ [يَنْزَحُ ] عَنَّا بِنَفْسِي أَنْتَ أُمْنِيَّةُ شَائِقٍ يَتَمَنَّى مِنْ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ ذَكَرَا فَحَنَّا بِنَفْسِي أَنْتَ مِنْ عَقِيدِ عِزٍّ لا يُسَامَى،
اي فرزند يس و ذاريات، اي فرزند طور و عاديات، اي فرزند كسي كه نزديك شد، آنگاه درآويخت، تا آنكه در دسترسي و نزديكي به خداي علي اعلي، به فاصله دو كمان يا كمتر بود، اي كاش مي دانستم خانه ات در كجا قرار گرفته، بلكه مي دانستم كدام زمين تو را برداشته، يا چه خاكي؟ آيا در كوه رضوايي يا در غير آن، يا در زمين ذي طوايي؟ بر من سخت است كه مردم را مي بينم، ولي تو ديده نمي شوي، و از تو نمي شنوم صداي محسوسي و نه رازونيازي، بر من سخت است كه تو را بدون من گرفتاري فرا گيرد، و از من به تو فرياد و شكايتي نرسد، جانم فدايت، تو پنهان شده اي هستي كه از ميان ما بيرون نيستي، جانم فدايت، تو دوري هستي كه از ما دور نيست، جانم فدايت، تو آرزوي هر مشتاقي كه آرزو كند، از مردان و زنان مؤمن كه تو را ياد كرده، از فراقت ناله كنند، جانم فدايت، تو قرين عزّتي، كه كسي بر او برتري نگيرد،
بِنَفْسِي أَنْتَ مِنْ أَثِيلِ مَجْدٍ لا يُجَارَى [يُحَاذَي] بِنَفْسِي أَنْتَ مِنْ تِلادِ نِعَمٍ لا تُضَاهَى بِنَفْسِي أَنْتَ مِنْ نَصِيفِ شَرَفٍ لا يُسَاوَى إِلَى مَتَى أَحَارُ [أَجْأَرُ] فِيكَ يَا مَوْلايَ وَ إِلَى مَتَى وَ أَيَّ خِطَابٍ أَصِفُ فِيكَ وَ أَيَّ نَجْوَى عَزِيزٌ عَلَيَّ أَنْ أُجَابَ دُونَكَ وَ [أَوْ] أُنَاغَى عَزِيزٌ عَلَيَّ أَنْ أَبْكِيَكَ وَ يَخْذُلَكَ الْوَرَى عَزِيزٌ عَلَيَّ أَنْ يَجْرِيَ عَلَيْكَ دُونَهُمْ مَا جَرَى هَلْ مِنْ مُعِينٍ فَأُطِيلَ مَعَهُ الْعَوِيلَ وَ الْبُكَاءَ هَلْ مِنْ جَزُوعٍ فَأُسَاعِدَ جَزَعَهُ إِذَا خَلا هَلْ قَذِيَتْ عَيْنٌ فَسَاعَدَتْهَا عَيْنِي عَلَى الْقَذَى ،
جانم فدايت، تو درخت ريشه دار مجدي كه هم طرازي نپذيرد، جانم فدايت، تو نعمت ديرينه اي كه او را مانندي نيست، جانم فدايت، تو قرين شرفي كه وي را برابري نيست، تا چه زماني نسبت به تو سرگردان باشم، اي مولايم، و تا چه زمان، و با كدام بيان، تو را وصف كنم، و با چه رازو نيازي؟ ، بر من سخت است كه از سوي غير تو پاسخ داده شوم، و سخن مسرّت بخش بشنوم، بر من سخت است كه براي تو گريه كنم، ولي مردم تو را وا گذارند، بر من سخت است، كه بر تو بگذرد و نه بر ديگران آنچه گذشت، آيا كمك كننده اي هست كه فرياد و گريه را در كنارش طولاني كنم؟ آيا بي تابي هست كه او را در بي تابي اش، هنگامي كه خلوت كند ياري رسانم؟ آيا چشمي هست كه خار فراق در آن جا گرفته، پس چشم من او را بر آن خار خليدگي مساعدت كند؟
هَلْ إِلَيْكَ يَا ابْنَ أَحْمَدَ سَبِيلٌ فَتُلْقَى هَلْ يَتَّصِلُ يَوْمُنَا مِنْكَ بِعِدَةٍ [بِغَدِهِ ] فَنَحْظَى مَتَى نَرِدُ مَنَاهِلَكَ الرَّوِيَّةَ فَنَرْوَى مَتَى نَنْتَقِعُ مِنْ عَذْبِ مَائِكَ فَقَدْ طَالَ الصَّدَى مَتَى نُغَادِيكَ وَ نُرَاوِحُكَ فَنَقِرَّ عَيْنا [فَتَقَرَّ عُيُونُنَا] مَتَى تَرَانَا [وَ] نَرَاكَ وَ قَدْ نَشَرْتَ لِوَاءَ النَّصْرِ تُرَى أَ تَرَانَا نَحُفُّ بِكَ وَ أَنْتَ تَؤُمُّ الْمَلَأَ وَ قَدْ مَلَأْتَ الْأَرْضَ عَدْلاً وَ أَذَقْتَ أَعْدَاءَكَ هَوَاناً وَ عِقَاباً وَ أَبَرْتَ الْعُتَاةَ وَ جَحَدَةَ الْحَقِّ وَ قَطَعْتَ دَابِرَ الْمُتَكَبِّرِينَ وَ اجْتَثَثْتَ أُصُولَ الظَّالِمِينَ، وَ نَحْنُ نَقُولُ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ
آيا به جانب تواي پسر احمد راهي هست، تا ملاقات شوي، آيا روز ما به تو با وعده اي در مي پيوندد تا بهره مند گرديم، چه زمان به چشمه هاي پر آبت وارد مي شويم، تا سيراب گرديم، چه زمان از آب وصل خشگوارت بهره مند مي شويم؟ كه تشنگي ما طولاني شد، چه زمان با تو صبح و شام مي كنيم، تا ديده از اين كار روشن كنيم، چه زمان ما را مي بيني، و ما تو را مي بينيم، درحالي كه پرچم پيروزي را گسترده اي، آيا آن روز در مي رسد كه ما را ببيني كه تو را احاطه كنيم، و تو جامعه جهاني را پيشوا مي شوي درحالي كه زمين را از عدالت انباشتي، و دشمنانت را خواري و كيفر چشانده اي، و متكبّران و منكران حق را نابود كرده اي و ريشه سركشان را قطع نموده اي، و بيخ و بن ستمكاران را بركنده اي، تا ما بگوييم: ستايش خاص خدا، پروردگار جهانيان است.
اللَّهُمَّ أَنْتَ كَشَّافُ الْكُرَبِ وَ الْبَلْوَى وَ إِلَيْكَ أَسْتَعْدِي فَعِنْدَكَ الْعَدْوَى وَ أَنْتَ رَبُّ الْآخِرَةِ وَ الدُّنْيَا [الْأُولَي] فَأَغِثْ يَا غِيَاثَ الْمُسْتَغِيثِينَ عُبَيْدَكَ الْمُبْتَلَى وَ أَرِهِ سَيِّدَهُ يَا شَدِيدَ الْقُوَى وَ أَزِلْ عَنْهُ بِهِ الْأَسَى وَ الْجَوَى وَ بَرِّدْ غَلِيلَهُ يَا مَنْ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى وَ مَنْ إِلَيْهِ الرُّجْعَى وَ الْمُنْتَهَى اللَّهُمَّ وَ نَحْنُ عَبِيدُكَ التَّائِقُونَ [الشَّائِقُونَ ] إِلَى وَلِيِّكَ الْمُذَكِّرِ بِكَ وَ بِنَبِيِّكَ خَلَقْتَهُ لَنَا عِصْمَةً وَ مَلاذا وَ أَقَمْتَهُ لَنَا قِوَاما وَ مَعَاذا وَ جَعَلْتَهُ لِلْمُؤْمِنِينَ مِنَّا إِمَاما فَبَلِّغْهُ مِنَّا تَحِيَّةً وَ سَلاما،
خدايا تو برطرف كننده سختي ها و حوادث ناگواري، از تو ياري مي طلبم، كه ياري و كمك تنها نزد توست، و تو پروردگار آخرت و دنيايي، پس اي فريادرس درماندگان، به فرياد بنده كوچك گرفتارت برس، و سرورش را به او نشان بده، اي صاحب نيروهاي شگرف، و به ديدار سرورش، اندوه و سوز دل را از او بزداي، و آتش تشنگي اش را خاموش كن، اي كه بر عرش چيره اي، و بازگشت و سرانجام به سوي اوست، خدايا، ما بندگان به شدّت مشتاق به سوي ولي تو هستيم، آنكه مردم را به ياد تو و پيامبرت اندازد، و تو او را براي ما نگهبان و پناهگاه آفريدي، و او را قوام و امان ما قرار دادي، و او را پيشواي اهل ايمان از ما گرداندي، از جانب ما به او تحيت و سلام برسان،
وَ زِدْنَا بِذَلِكَ يَا رَبِّ إِكْرَاما وَ اجْعَلْ مُسْتَقَرَّهُ لَنَا مُسْتَقَرّا وَ مُقَاما وَ أَتْمِمْ نِعْمَتَكَ بِتَقْدِيمِكَ إِيَّاهُ أَمَامَنَا حَتَّى تُورِدَنَا جِنَانَكَ [جَنَّاتِكَ ] وَ مُرَافَقَةَ الشُّهَدَاءِ مِنْ خُلَصَائِكَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ جَدِّهِ [وَ] رَسُولِكَ السَّيِّدِ الْأَكْبَرِ وَ عَلَى [عَلِيٍ ] أَبِيهِ السَّيِّدِ الْأَصْغَرِ وَ جَدَّتِهِ الصِّدِّيقَةِ الْكُبْرَى فَاطِمَةَ بِنْتِ مُحَمَّدٍ وَ عَلَى مَنِ اصْطَفَيْتَ مِنْ آبَائِهِ الْبَرَرَةِ وَ عَلَيْهِ أَفْضَلَ وَ أَكْمَلَ وَ أَتَمَّ وَ أَدْوَمَ وَ أَكْثَرَ وَ أَوْفَرَ مَا صَلَّيْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَصْفِيَائِكَ وَ خِيَرَتِكَ مِنْ خَلْقِكَ ،
و به اين وسيله اكرام بر ما را اي پروردگار بيفزا، و جايگاه او را، جايگاه و اقامتگاه ما قرار ده، و نعمتت را با پيش انداختن او در پيش روي ما كامل گردان، تا ما را وارد بهشت هايت نمايد، و به همنشيني شهيدان از بندگان خالصت نائل نمايد.
خدايا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و درود فرست بر محمّد جدّ او و رسولت، آن سرور بزرگتر، و بر پدرش آن سرور پس از پيامبر و بر جدّه اش صدّيقه كبري، فاطمه دختر محمّد، و بر كساني كه برگزيدي، از پدران نيكوكارش و بر خودش، برترين و كامل ترين و تمام ترين و بادوام ترين و بيشترين و فراوان ترين درودي كه بر يكي از برگزيدگانت و انتخاب شدگانت از ميان آفريدگانت فرستادي،
وَ صَلِّ عَلَيْهِ صَلاةً لا غَايَةَ لِعَدَدِهَا وَ لا نِهَايَةَ لِمَدَدِهَا وَ لا نَفَادَ لِأَمَدِهَا اللَّهُمَّ وَ أَقِمْ بِهِ الْحَقَّ وَ أَدْحِضْ بِهِ الْبَاطِلَ وَ أَدِلْ بِهِ أَوْلِيَاءَكَ وَ أَذْلِلْ بِهِ أَعْدَاءَكَ وَ صِلِ اللَّهُمَّ بَيْنَنَا وَ بَيْنَهُ وُصْلَةً تُؤَدِّي إِلَى مُرَافَقَةِ سَلَفِهِ وَ اجْعَلْنَا مِمَّنْ يَأْخُذُ بِحُجْزَتِهِمْ وَ يَمْكُثُ فِي ظِلِّهِمْ وَ أَعِنَّا عَلَى تَأْدِيَةِ حُقُوقِهِ إِلَيْهِ وَ الاجْتِهَادِ فِي طَاعَتِهِ وَ اجْتِنَابِ مَعْصِيَتِهِ وَ امْنُنْ عَلَيْنَا بِرِضَاهُ وَ هَبْ لَنَا رَأْفَتَهُ وَ رَحْمَتَهُ وَ دُعَاءَهُ وَ خَيْرَهُ مَا نَنَالُ بِهِ سَعَةً مِنْ رَحْمَتِكَ وَ فَوْزا عِنْدَكَ وَ اجْعَلْ صَلاتَنَا بِهِ مَقْبُولَةً وَ ذُنُوبَنَا بِهِ مَغْفُورَةً ، وَ دُعَاءَنَا بِهِ مُسْتَجَابا
و بر او درود فرست، درودي كه پاياني براي عددش، و نهايتي براي مدتش، و به آخر رسيدني براي زمانش نباشد، خدايا حق را به وسيله او برپا دار، و باطل را به او نابود كن، و دوستانت را به سبب آن جناب به دولت برسان، و دشمنانت را به دست او خوار گردان، و پيوند ده خدايا بين ما و او، پيوندي كه ما را به رفاقت گذشتگان او برساند، و ما را از آناني قرار ده كه به دامان عنايتشان چنگ زنند و در سايه لطفشان اقامت كنند، و ما را بر پرداخت حقوقش، و كوشش در فرمانبرداري اش، و دوري از نافرماني اش كمك كن، و بر ما به خشنودي اش منّت نه، و رأفت و رحمت و دعاي خير آن حضرت را به ما ببخش، تا حدّي كه به سبب آن به رحمت گسترده ات، و رستگاري در پيشگاهت برسيم، خدايا به وسيله او نمازمان را پذيرفته، و گناهانمان را آمرزيده و دعاهايمان را مستجاب گردان،
وَ اجْعَلْ أَرْزَاقَنَا بِهِ مَبْسُوطَةً وَ هُمُومَنَا بِهِ مَكْفِيَّةً وَ حَوَائِجَنَا بِهِ مَقْضِيَّةً وَ أَقْبِلْ إِلَيْنَا بِوَجْهِكَ الْكَرِيمِ وَ اقْبَلْ تَقَرُّبَنَا إِلَيْكَ وَ انْظُرْ إِلَيْنَا نَظْرَةً رَحِيمَةً نَسْتَكْمِلْ بِهَا الْكَرَامَةَ عِنْدَكَ ثُمَّ لا تَصْرِفْهَا عَنَّا بِجُودِكَ وَ اسْقِنَا مِنْ حَوْضِ جَدِّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ بِكَأْسِهِ وَ بِيَدِهِ رَيّا رَوِيّا هَنِيئا سَائِغا لا ظَمَأَ بَعْدَهُ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ
خدايا روزي هايمان را به سبب او گسترده، و اندوهمان را برطرف شده، و حاجتهايمان را برآورده فرما، و به جانب ما به جلوه كريمت روي آور، و تقرّبمان را به سويت بپذير، و به ما نظر كن نظري مهربانانه كه كرامت را نزد تو، به وسيله آن نظر به كمال برسانيم، و آن نظر مهربانانه را به حق جودت از ما مگردان، و از حوض جّدش (درود خدا بر او و خاندانش) با جام او و به دست او، سيرابمان كن، سيراب شدني كامل، و گوارا و خوش، كه پس از آن تشنگي نباشد، اي مهربان ترين مهربانان
آنگاه به صورتى كه گذشت نماز زيارت بجا مى آورى و به آن چه خواهى دعا مى كنى، كه ان شاء اللّه به اجابت خواهد رسيد.

پر بازدید ترین مطالب سال

حاجت خود را جز نزد سه نفر نگو!

داستانى عجيب از برزخ مردگان‏

حکایت خدمت به پدر و مادر

یک آیه و این همه معجزه !!

نظر امام رضا(ع) درباره ازدواج موقت متأهل‌ها

سِرِّ نديدن مرده خود در خواب‏

فلسفه نماز چیست و ما چرا نماز می خوانیم؟ (پاسخ ...

شاه کلید آیت الله نخودکی برای یک جوان!

طلبه ای که به لوستر های حرم امیر المومنین ...

چگونه بفهميم كه خداوند ما را دوست دارد و از ...

پر بازدید ترین مطالب ماه

آدم بسیار پرخاشگر و عصبی هستم و از این وضعیت ...

برکات و اعمال ماه ربیع الاول  

چرا باید حجاب داشته باشیم؟

فرصت های طلایی برای استجابت دعا !!

مرگ و عالم آخرت

رضايت و خشنودي خدا در چیست و چگونه خداوند از ...

ربیع الاول سرشار از برکات!

براي رسيدن به مقام طي الارض راه حل چيست؟

سرانجام كسي كه نماز نخواند چه مي شود و مجازات ...

آيا فكر گناه كردن هم گناه محسوب مي گردد، عواقب ...

پر بازدید ترین مطالب روز

فضایل قرائت سوره های قرآن

شهادت امام حسن عسگری(ع)

ارزش نماز و گناه سبك شمردن آن‏

بیاییم شکرگزاری را از امام صادق علیه السلام ...

آخرالزمان را باور کنیم

حرص به زندگی دنیا؛ امری مفید یا مضر؟!

رفتار امام حسن عسکری (ع)در کودکی  

رفع گرفتاری با توسل به امام رضا (ع)

شخصیت و نقش فعال زن در زندگی از دیدگاه قرآن

مخلوط كردن حق به باطل‏