فارسی
يكشنبه 24 شهريور 1398 - الاحد 15 محرم 1441
  493
  0
  0

حبیب در روز عاشورا

حبیب در روز عاشورا

حبیب، فرماندهی طرف چپ سپاه امام حسین علیه السلام را به عهده داشت چنان که زهیر فرمانده طرف راست بود. اگر کسی حبیب را به مبارزه دعوت می‎کرد او با شتاب پاسخ می‎داد. «سالم» غلام زیاد و «یسار» غلام عبیدالله بن زیاد وارد میدان شدند و مبارز طلبیدند. این در حالی بود که یسار جلوتر آمده بود و در پیشاپیش سالم قرار داشت. حبیب و بریر به سرعت به سمت آنان شتافتند؛ ولی امام حسین علیه‎السلام آن دو را به جای خود نشانید. عبدالله بن عمیر از جای برخاست و امام به او اجازه جهاد فرمود.(1)
درسی که می‎توان گرفت: طبری و دیگران درباره وضعیت حبیب چنین بیان داشته‎اند: هرگاه حبیب را مبارزی به جنگ دعوت می‎کرد. او به سادگی اجابت می‎کرد.(2) این روحیه، بیانگر شجاعت و نیز از خودگذشتگی آن مجاهد بزرگ در راه احیای دین خداست.
هنگامی که «ابوثمامه» وقت نماز را به امام یادآوری کرد، حضرت در حق او دعای خیر کرد و فرمود: به آنها بگویید از جنگ دست بردارند تا نماز بگزاریم. در این حال، یکی از افراد سپاه ابن سعد به نام «حصین بن تمیم» فریاد برآورد که نماز او (حسین علیه السلام) پذیرفته نخواهد بود. حبیب از این گفتار برآشفت و گفت: پنداشته‎ای که نماز از آل رسول قبول نمی‎شود، ولی از تو - ای الاغ - پذیرفته می‎شود؟ حصین که تاب شنیدن این حقیقت را از حبیب نداشت، بر او حمله‎ور شد و حبیب نیز دست به شمشیر برد و با ضربه‎ای به صورت اسب او کوبید، که اسب با شتاب به زمین خورد و بر روی او افتاد. خویشان و اطرافیان حصین برای نجات او به سویش شتافتند و با حبیب درگیر شدند تا او را نجات دهند.(3) در این درگیری که حبیب با شمشیر در بین دشمن می‎جنگید، این اشعار را ترنم می‎کرد:

«اُقسِمُ لَو کُنا لَکُم اَعدائاً  ***  اَو شَطَرَکُم وَلَّیتُم ألا اکتاداً
                                یا شَرَّ قَوم حَسَباً وَ آدا.» (4)

رجز حبیب در میدان رزم، هنگام حمله، این بود:

انا حبیب و ابی مظاهر  ***  فارس هیجاء و حرب تسعر
و انتم عند العدید اکثر و   ***  نحن اعلی حجه و اظهر
و انتم عند الوفاء اغدرو  ***   نحن اوفی منکم و اصبر 
من حبیبم و پدرم مظاهر،   ***  پهلوان میدان نبرد و کارزار شعله‎ور؛

گرچه گروه شما از ما فزون‎تر است، ولی ما حجتی والاتر و آشکارتر داریم؛
و اگرچه شما خائن به عهد خود هستید، ولی ما وفادارتر از شما و شکیباتریم. (5)
«حبیب» آن شیرمرد دلاور، به رغم کهولت سن، در آن درگیری شصت و دو نفر از آنها را به خاک انداخت. او این سرود حماسی را پیوسته به زبان داشت تا این که «بدیل» به او حمله‎ور شد.

پی نوشت:

1- تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۲۹/ الارشاد، ج۲، ص۹۵.
2- ابصارالعین، ص۱۰۴ .
3- تاریخ الامم و الملوک، ج ۵، ص ۴۳۹/ الکامل فی التاریخ، ج۲، ص ۵۶۷.
4- ابصارالعین، ص۱۰۵.
5- کتاب الفتوح، ج۵، ص ۱۰۷/ مقتل الحسین خوارزمی، ج۲، ص۱۸/ ابصارالعین، ص۱۰۵.

 


منبع : سبطین
  493
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

      یاران عشق و عزت و بصیرت
      روشنگری و رسوا گری یاران امام حسین ( علیه السلام )
      سروران شهيدان
      عزاداري ام البنین
      امّ وهب دركربلا
      زني كه شوهرش را هدایت كرد!
      شفا از جناب حرّبن یزید ریاحي
      شهادت ياران بى بديل امام حسين عليه السلام
      بندگان آزادى
      مقتل حرّ بن یزید ریاحی (ره)

 
نظرات کاربر