فارسی
پنجشنبه 21 فروردين 1399 - الخميس 15 شعبان 1441

عبد برای حضرت اللّه به حقيقت ركوع نمی كند . مگر اين كه خداوند عالم او را به نور بهای خود ، نوری و زيب و زينتی عنايت كند كه ملائكه با همه لطافت و نورانيت از نور او در شگفت آيند و او را در سايه اش جای دهد و كسوت اصفيا بر او پوشاند .

ركوع در حقيقت آن است كه راكع به وقت ركوع ، حق عظمت خدا را و حقارت تمام موجودات را نسبت به او نگه دارد .

در ركوع حقيقی نه تنها بدن و اعضا وابسته به آن در ركوع است ، بلكه عقل و قلب و نفس هم در ركوع است كه ركوع عقل خالی بودن آن از اوهام و شوائب فرهنگ های شيطانی و خيالات و تصورات باطل و تصميمات غلط نسبت به بندگان خداست و ركوع قلب خالی بودن آن از محبت ها و نفرت های غلط و آراسته بودنش به محبت الهی و شؤون آن جناب است و ركوع نفس خالی بودن آن از سيئات اخلاقی و آراسته بودنش به حسنات الهيه است .

اگر بدن در ركوع ولی قلب و عقل و نفس بيرون از اين مدار باشند ، در حقيقت انسان در مرز تكبر نسبت به حقايق جهان هستی می باشد !

ذكر ركوع

به وقت تكلم به ذكر ركوع «سُبْحانَ رَبِّیَ الْعَظيمِ وَبِحَمْدِهِ » بايد از مرض غفلت نسبت به حقيقت اين ذكر دور و با تمام وجود علماً و عملاً در حال اين ذكر بود كه وقتی نور اين ذكر و حقيقت اين واقعيت در وجود انسان جلوه كند ، تنزّه حق را از تمام عيوب لمس كرده و عظمت حضرتش را درك نموده و حمد و ستايشش را با زبان هستی ادا خواهد كرد .

انسان وقتی با توجه باطن و با اخلاص كامل و با تمام هستی خود ، ذكر ركوع را ادا كند ، در حقيقت به صف ذاكران پيوسته و به درمان دردهای روحی و اضطرابات نفسی نزديك شده است .

درمان دردهای روانی با ذكر

اين مسئله مسلم است و حقيقت آن برای احدی قابل انكار نيست و به تجربه هم ثابت شده كه يكی از بهترين طرق درمان دردهای درونی و عقلی و قلبی و نفسی ذكر و ياد خداست ؛ زيرا ذكر است كه قلوب را صفا و صيقل می دهد و خوف موجود در آن را به امن و عداوت را به محبت و اضطراب را به آرامش و هراس را به اطمينان مبدل می سازد :

فَعَلِمَ مَا فِی قُلُوبِهِمْ فَأَنزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحاً قَرِيباً [2] .

و خدا آنچه را [ از خلوص نيّت و پاكی قصد ] در دل هايشان بود می دانست ، در نتيجه آرامش را بر آنان نازل كرد و پيروزی نزديكی را [ كه پيروزی در خيبر بود ] به آنان پاداش داد .

از طريق ذكر است كه روحانيت و بعد معنوی فرد بر بعد مادی او غلبه می كند و درمی يابد كه شك و دودلی نسبت به حقايق ، خاطره ای شيطانی است و اضطراب و پريشانی درون از وسوسه های شيطان ريشه می گيرد و همه حالات نابسامان روحی او ـ برای اين كه انسان در جو و فضايی از بيم و هراس بسر می برده ـ از تهديد و تخويف شيطان مايه می گيرد .




پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز