فارسی
دوشنبه 27 آبان 1398 - الاثنين 21 ربيع الاول 1441
  4187
  0
  3.5
(8 نفر )

پناه بردن حضرت سيّدالشهدا(ع) به حضرت عباس(ع)

پناه بردن حضرت سيّدالشهدا(ع) به حضرت عباس(ع)

يكي از ذاكرين اهل بيت(ع) به نام شیخ رضا سراج در روز تاسوعا در حال روضه خواني بود و پناه بردن حضرت سيّدالشهدا(ع) به برادرشان را براي مردم بازگو می‌نمود. عالمي كه در مجلس حضور داشت به شدّت خشمگين شد و به او گفت: «اين چه روضه‌اي است كه مي‌خواني؟ آيا متوجه هستی چه مطلبی مي‌گويي؟» آن ذاكر كه انسان مؤدبي بود از منبر پايين آمد و روضه را به پايان رساند.

در همان شب كه شب عاشورا بود، آن عالم حضرت سيّدالشهدا(ع) را در خواب مي‌بيند كه ناراحت و نگران است. حضرت در عالَم رؤيا به آن عالِم فرمود: «روضة آن ذاكر بر اساس حقيقت بود، من در روز عاشورا به حضرت ابوالفضل(ع) پناه آوردم.»[1]

یکی از مصادیق بارز پناه بردن سیدالشهدا(ع) به حضرت عباس(ع) خطاب «بنفسی أنت» است. واقعة عاشورا روز جمعه اتفاق افتاده است[2] و عصر پنج‌شنبه که روز تاسوعا بود امام حسین(ع) از زینب کبری(س) خواست که برادرش را خبر کند تا حضرت از او بخواهد به نزد دشمن رود و جنگ را برای یک شب به تأخیر بیندازد. در این زمان قمر بنی هاشم جوان سی و سه ساله‌ای بود و هنگامی که به مقابل اباعبدالله(ع) رسید، آن حضرت تمام قد از جا برخاست و با یک دنیا ادب، به عباس فرمود: «بنفسی انت»[3]؛ یعنی خدا من را قربانت کند. ما که نمی‌توانیم معنای این جمله را بفهمیم و فقط به ما نشان داده‌اند که این شخصیت، یک شخصیت ممتاز و یگانه و بی‌‌نظیری است.

 

--------------------------------------------------------------------

[1]. وقایع الایام خیابانی: 418؛ معالی السبطین: 2/44.

[2]. کشف الغمة: 2/40، العاشر فی عمره 7؛ بحارالأنوار: 44/201، باب 26 .

[3]. الإرشاد: 2/89 .

 

برگرفته از کتاب آئین اشک و عزا در سوگ سیدالشهدا(ع) نوشته استاد حسین انصاریان


منبع : پایگاه عرفان
  4187
  0
  3.5
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    تنبيه نفس در حضور پیامبر (ص)
    داستان عجيب سلمان و ابوذر
    با شنیدن نام او خشمی سوزان سرتا پای وجودم را فراگرفت!
    نفرین و دعاى پدر
    مرا قدرت ازدواج نیست!
    توسل به امام رضا(ع) مرا نجات داد
    حکایت جاثلیق مسیحی و امام حسن عسکری(ع)
    ملاقات امام رضا(ع) با عالم ربانى‏
    حاجت غلام در حرم حضرت امام رضا (ع) روا شد
    چند داستان عجيب در مسئله توبه‏

بیشترین بازدید این مجموعه

      حکایت نمک خوردن و حرمت صاحب نمک
      حكايت ابراهيم ادهم‏
      داستان تجارت دوست امام صادق‏
      حكايت انوشيروان و وزير
      داستانى شگفت در طلاق‏
      حکایت زن بدكاره‏
      می‌دانی از تمام کره زمین برای من پول می‌آید!؟
      ذو القرنين در شهرى عجيب‏
      حکایت عیدی روز عید غدیر
      عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز